
کتاب باد، نه بادی
۴٫۰
(۳۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب باد، نه بادی
«باد، نه بادی»، داستان زندگی پسربچهای است به نام «باد» است که پدرش را هرگز ندیده و مادرش را هم در ۱۰سالگی از دست میدهد. «باد» تنها چمدانی از خاطرات مادرش و نشانههایی از پدرش دارد. مادرش قبل از مرگ از او خواسته بود تا به دنبال پدرش برود. باد هم چمدانش را برمیدارد و از یتیمخانهاش در شهر میشیگان امریکا فرار میکند. با ترسهایش، گرسنگی و خونآشامها میجنگد و نشانهها را دنبال میکند تا به پدر مرموزش برسد.
«باد، نه بادی» داستانی برای نوجوانان است. این کتاب برنده جایزه «کورتا اسکات کینگ»، کتاب برگزیده «شورای ملی مطالعات اجتماعی»، بهترین کتاب سال از نظر «اسکول لایبرری ژورنال»، بهترین کتاب سال از نظر «پابلیشر ویکلی»، کتاب برگزیده «نیویورک تایمز» و برنده کتاب «گلدن کایت» شده است.
این کتاب دومین رمان «کریستوفر پل کورتیس» است.
کلاف پر گره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لیزا گراف
جنگ چهارشنبههاگری دی اشمیت
بامنشینانکاترین راندل
کوچک اندازه فیلجنیفر جاکوبسون
ققنوس همینجاستفاطمه سرمشقی
اعجوبهفرح بهبهانی
چیزی دربارهی جرجیلیزا گراف
چشم انداز شنبه هاای. ال کونیگسبرگ
دختر ستارهایجری اسپینلی
رویای سرزمین های پستتارا سالیوان
هفتتا هفتتاهالی گلدبرگ اسلون
سفر باورنکردنی ادواردکیت دی کامیلو
تابستان دیوانهریتا ویلیامز گارسیا
فرار از زمانمارگرت پیترسن هدیکس
مطلقا تقریبالیزا گراف
یکی برای خانوادهی مورفیلیندا مالِیلی هانت
این کتاب را ممنوع کنیداَلِن گرتز
سرخی خون، سفیدی برفمارکوس سدویک
یعقوب را دوست داشتمکاترین پترسون
تابستانی به رنگ اقیانوسجیلیان مکدان

نظرات کاربران
لذت بردم ممنون پیدایش داستان یه پسر بچه ی سیاه پوست در زمانی که زندگی براشون زیاد راحت نبوده 1930 سفید پوست هایی که اذیتش میکردن و از روی چندتا آگهی دنبال پدرش میگرده زیبا بود ممنون پیدایش
من از طریق کتاب "یه جا برام نگه دار "پیداش کردم دوتا از شخصیت های داستان" یه جا برام نگه دار"همزمان داشتن برای تکلیف کلاسشون میخوندنش منم کنجکاو شدم و پرس و جو کردم و فهمیدم این کتاب واقعا وجود
کتاب «باد، نه بادی» رمانی نوشته «کریستوفر پل کورتیس» است که اولین بار در سال 1999 به چاپ رسید. «باد» پسری آفریقایی-آمریکایی و ده ساله، از رفتارهای بی رحمانه ای که در پرورشگاه های مختلف تحمل کرده، کاملا خسته شده
نمونه رو خوندم. ترجمه خوب و داستان دلنشینی هم داشت. حالا بعد از خرید کتاب، به نیمههای رمان رسیدم. داستان سادهای داره و از رنجهای یک کودک، در زندگی، برای پیدا کردن پدرش و نرفتن به یتیمخانه میگه. شخصیت اصلی
نمیگم کتاب بدی بود، قشنگ بود و یه جاهایی حس خوبی بهم میداد ولی... آخرش از خودم پرسیدم خب؟ بعدش؟ شاید انتظارم بیشتر بود، اسم داستان وسوسه کنندس، ولی محتواش باب میلم نبود
خیلی روان و دوست داشتنی بود
شماره ۸۸: داستان یک پسربچه بیسرپرست سیاهپوست آمریکایی که دنبال پدرش میگرده؛ همین خیلی روان و ساده و معمولی چیز خاصی نبود که بخوام توصیه کنم بخونیدش!
من این کتاب رو مدتها پیش گرفته بودم که بخوانم، به خاطر مدال نیوبری. بعدتر وسط همه کتابها گم شد و از خاطرم رفت. اخیرا کتاب تحت تعقیبها رو خوندم و شخصیت اصلی اون کتاب، نیکی خیلی کتابخوان بود و
یه کتاب عالی برای نوجوانان عزیز.
توصیفات خیلی خوب بود. شخصیت داستان را خیلی دوست داشتم. شاید بهترین بخش کتاب پایانش بود که اصلا قابل پیش بینی نبود .