معرفی و دانلود کتاب زخم شیر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زخم شیر
off
٪۷۰

کتاب زخم شیر

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
صمد طاهری
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زخم شیر

«زخم شیر» مجموعه‌ی یازده داستان کوتاه است از «صمد طاهری». فضای داستان‌ها عمدتا جنوب کشور است. داستان‌هایی پرحادثه با شخصیت‌پردازی منحصربه‌فرد.

قسمتی از داستان سگ ولگرد ازین مجموعه: «رفیقِ ترسویمان کنارِ جدولِ باغچه دراز کشیده بود، با جمجمه‌ی درهم‌شکسته و زبانِ درازش بیرون افتاده بود و توی گوش بریده‌اش خون سیاهی دَلَمه بسته بود و انگار خیالِ بلند شدن نداشت. لابد به فراست دریافته بود که کلاه من پشمی ندارد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زخم شیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزخم شیر
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهصمد طاهری
انتشاراتنشر نیماژ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۷ مگابایت
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۸۵-۰
تعداد صفحه‌ها۱۶۷ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان
برچسبوینش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

حمید
۱۳۹۷/۱۰/۱۸

بی شک زخم شیر لایق جایزه است. استفاده ی بسیار به جا از اصطلاحات و دیالوگ های حساب شده و صحیح و متن گیرا و استفاده از گویش ها به بهترین حالت ممکن همه و همه مطالعه ی زخم شیر...بیشتر

۱
toruk makto
۱۳۹۸/۰۶/۲۴

از قلم نویسنده خوشم اومد، قلم گیرایی دارن که حاکی از توانایی ایشون هست، اما چند تا نکته 1. تو بعضی از داستانا کلماتی بود که کاش معنی اش هم مینوشتن ، من چندتا شونو تو فرهنگ لغت هم پیدا نکردم. 2....بیشتر

۰
ماهی یک برکه‌ی کاشی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۱۸

من کتاب فیزیکی اش رو خریدم و خوندم. اگه دنبال داستان های کوتاه میگردید که شما رو چند ساعت یا چند روز تو فکر ببره این کتابو از دست ندید. مضامین بیشتر داستان های کتاب درباره سختی هایی که زنان در...بیشتر

۰
aralia-آرالیا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۷

انتظارِ داستانِ شیرین نداشته باشید! بطورِ خلاصه تلخ ؛ و زبانی که من برای توصیف داستان هاش بکار میبرم ، زهرماری بود . انتظار پایانِ و روند شیرین نداشته باشید ؛ همه ی داستان ها برگرفته ای از تلخی ها و واقعیت...بیشتر

۰
سمانه ابراهیمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۳

مجموعه داستان کوتاه. فضاسازی عالی و یکدست با پیرنگ طراحی شده. واقعا لذت بردم.

۰
soroush
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

خیلی روون و دلنشین بود

۰
arashn
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۸

روایت های ساده و بدور از اغراق و تصویر سازی های دقیق. به شدت توصیه می شه...

۰
سپید
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

طاهر صمدی از جرگه نویسندگانی است که دبگر کم تر در روزگار اکنون می شود نشانی از آنها یافت . داستان هایی پر قوت از خطه جنوب سرشار از بومیت و سنت

۰
alialef
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۹

کمتر نویسنده‌ای مرکز داستانش رو به حیوان اختصاص می‌ده. خودم فقط هدایت و چوبک رو سراغ دارم که داستانهای کوتاهی درباره حیوانات نوشتن. ولی کل داستانهای این کتاب درباره حیواناته. بنظرم «سگ ولگرد» و بعد «خروس» از بقیه قوی‌تر هستن....بیشتر

۰
کیهانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۵

من خیلی دوسش داشتم 😍 حال و هوای قشنگ و گرمی داشت و داستان ها یکی از اون یکی بهتر بودن. منو برد به حال و هوای شیراز و جنوب ...

۰
مریم سادات
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۵

نویسنده با نگاه منفی و سیاه، فقط بدبختی‌های زندگی رو به تصویر کشیده و از اندک هنر نویسندگی‌اش، برای تاریک نشون دادن دنیا استفاده کرده. بله در دنیا تاریکی و بدبختی هست، اما روشنایی و خوشبختی هم هست و کسی که...بیشتر

۰
Rain
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۲

مجموعه داستانی جذاب که از خواندنش لذت خواهید برد.

۰
ماهی سیاه کوچولو
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۴

داستانهایی بسیار بی‌مزه، بدون خلاقیت و بی سر و ته.

۰
بهاره ضیایی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۷

داستانهای جذاب، تکان‌دهنده و فراموش نشدنی.

۰
Marzieh Ahmadi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۲

داستان های تلخ با پایان نامعلوم. سرشار از تصویر سازی های حرفه ای و شخصیت پردازی های درست. غم و ظلم در همه داستان ها وجود دارد. ولی در انتها " خب کی چی؟"

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mahdi Hoseinirad
۱۰
گفت: «خُب. حالا به‌سلامتی کلاس چندین؟ چه درسی ایخونین؟» گفتم: «سال آخر رشته‌ی حقوقیم. برای وکالت تو دادگستری.» تک‌خنده‌ای کرد و دست پشت دست زد: «آخ. کو داد که شما بگسترینش؟»
moon shine
۵
بز حنایی که فهمیده بود قالش گذاشته‌ایم، آمده بود لب شط، تند و تند به چپ و راست می‌رفت، لنج را نگاه می‌کرد که دور می‌شد، مع‌مع می‌کرد و دور خودش می‌چرخید.
toruk makto
۵
همه‌مان تخم و ترکه‌ی قابیلیم. مگه نه؟ حالا یکی‌مان جایی دنیا می‌آد که پنجاه‌تا خانه هس، یکی‌مان جایی که پنجاه هزار خانه.»
نیکو
۵
گفت: «منو کجا آوردی، روزبه؟ اگه امشب بدونِ سر برگردم خونه، بابام راهم نمی‌ده ها.»
moon shine
۲
همه‌مان تخم و ترکه‌ی قابیلیم. مگه نه؟ حالا یکی‌مان جایی دنیا می‌آد که پنجاه‌تا خانه هس، یکی‌مان جایی که پنجاه هزار خانه.»
محمد
۲
اخم کرد و صورتش را جوری توی هم کرد که انگار یک نصفه لیموی ترش نمک‌زده توی دهنش چپانده‌اند.
کاربر ۵۱۸۵۳۳۰
۲
عمو سیگاری گیراند و گفت: «عسلی بود آبجی». «نه، داداش. سبزِ باز بود.» «یادت رفته آبجی. عسلی بود.» «ها، درست
ahmadi
۱
پیش از دمیدن سحر، پیش از آن‌که صدای خش‌خش جاروی سپورها در حیاط دنگال و تاریک کاروانسرا بپیچد، پیش از غرش موتورهای دیزلی کمپرسی‌های شهرداری، پیش از آن‌که همهمه‌ی جیک‌جیک گنجشک‌های نارنج‌های دورتادور حیاط کاروانسرا یا غارغار کلاغ‌های کاج‌های بلند دروازه‌ی اصفهان آغاز شود، خروس بیدار می‌شد، روی نشیمن درشکه می‌ایستاد، گردن راست می‌کرد و قوقولی‌قوقوی بلندی سر می‌داد که همه را از خواب می‌پراند.
رسول شعبانی
۱
آن روز هم که توی نخلستان یک‌باره و بی‌مقدمه شروع به درددل کرد، پیدا بود دلِ پُری دارد، آن‌قدر پر که یادش رفته بود نباید لام‌تاکام چیزی درباره‌ی خودش به کسی بگوید.
moon shine
۰
شانه‌هایی که تکان می‌خوردند و سطح آب را خط می‌انداختند.