معرفی و دانلود کتاب فرانکشتاین در بغداد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فرانکشتاین در بغداد

کتاب فرانکشتاین در بغداد

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد سعداوی، امل نبهانی
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فرانکشتاین در بغداد

رمان «فرانکشتاین در بغداد» اثر احمد سعداوی (-۱۹۷۳) است که توانست در سال ۲۰۱۴ برنده‌ی جایزه‌ی بوکر عربی شود. روایت داستان درباره‌ی هادی، مردی است که در میانه‌ی جنگ شغلش جمع‌آوری زباله است اما او در آن میان با جمع کردن تکه‌های بدن انسان‌های مختلف موجودی خلق می‌کند که به انتقام از عاملان قتل تکه‌هایش به پا می‌خیزد. این داستان به ترس و هراس مردم، وحشت روزمره آن‌ها از زندگی در شهر و منطقه‌ای که هر روز شاهد مرگ و نابودی است، می‌پردازد؛ مردمی که انگار دیگر با هم اشتراکی ندارند، غریبه هستند و رنج و درد دیگران برایشان بی‌معنا است. یک خبرنگار جوان که دردها و زخم‌هایی را با خود به دوش می‌کشد، دستفروش شلخته‌ و دروغ‌گویی که تمام زندگی‌ او در فریب و مستی و خرید و فروش اجناس به‌دردنخور خلاصه شده‌است، زنان غمگینی که تنها به باورها و خرافات خود چسبیده‌اند، سرتیپ تحقیرشده در دوران رژیم بعث و سرانجام قهرمان اصلی رمان با نام فرانکشتاین بغدادی که هم قاتل است و هم مقتول شخصیت‌های اصلی را شکل می‌دهند. داستان اگرچه واقعی نیست اما بسیار باورپذیر و هوشمندانه به رشته‌ی نگارش درآمده است. انزجار از جنگ و فضای وحشتی که در بغداد جنگ‌زده حاکم است همراه با اختناقِ موجود، در داستان به‌طرز شیوایی نهادینه شده‌است. جذابیت این روایت در بین خوانندگان ایرانی این کتاب را به چاپ دوم رسانده‌است. برشی از رمان را می‌خوانید: ایلیشوا آن‌چنان غرق افکارش درون نشسته بود که گویی ناشنوا شده یا اصلاً وجود خارجی ندارد و صدای انفجار مهیبی را که در فاصله‌ی دویست متری پشت سرش رخ داده بود نمی‌شنود. با آن بدن ضعیفش در صندلی کنار پنجره مچاله شده بود. نگاه می‌کرد بی‌آن‌که ببیند و در حالی که تاریکی روزها بر سینه‌اش فشار می‌آورد، به مزه‌ی تلخ زبانش می‌اندیشید.
معرفی این کتاب در تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فرانکشتاین در بغداد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابفرانکشتاین در بغداد
عنوان در زبان مبدأفرانکشتاین فی بغداد
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهاحمد سعداوی
مترجمامل نبهانی
انتشاراتنشر نیماژ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۲/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۵ مگابایت
شابک-۹۷۸۶۰۰۳۶۷۰۵۶۳‬‮‬
تعداد صفحه‌ها۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰۰ تومان
برچسبداستان عربی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

geneva
۱۳۹۷/۰۶/۱۸

احساس می کنم بعضی قسمت های رمان سانسور شده در صفحاتی به ماجرا هایی اشاره میشد که انگار اتفاق افتاده بودن اما من به عنوان خواننده نسخه فارسی پیداش نمی کردم! مترجم کارش را نه بد انجام داد و نه خوب...بیشتر

۰
Ahmad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۹

ما می توانیم بین دو نوع تخیل تمایز قائل شویم: تخیل شعری و تخیل نثری. تخیل شعری ناممکنی را به تصویر می کشد که باورپذیر نیست اما تخیل نثری بالعکس ناممکنی باورپذیر است. "فرانکشتاین در بغداد" هم تخیل است و...بیشتر

۰
hamide
۱۳۹۶/۱۲/۲۵

اگر کسی این کتابو خونده ممنون میشم نظرشو بگه

۰
sedy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۶

#چالش_طاقچه_۱۴۰۳ احمد سعداوی نویسنده عرب عراقی با الهام از رمان فرانکشتاین نوشته‌ی مری شلی، داستان خودش رو در بغداد پایتخت عراق روایت میکنه. داستان‌های اقتباسی روی لبه‌ی تیزی حرکت می‌کنند، از طرفی همواره ممکنه با متن اصلی مقایسه بشن و از...بیشتر

۰
مرضیه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

من چاپی این کتاب رو خوندم. فکر می‌کنم که ادبیات عرب خیلی خوب معرفی نشده و مهجور مونده. کتاب خیلی خوبیه با ترجمه عالی.

۰
نازنین نوروزی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

خیلی معمولیه! ازش انتظار خاصی نداشته باشید.

۰
Rain
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

کتاب، موضوع جالب و گیرایی داره. به نظرم خلق چنین داستانی ذهن و تخیل قَدَری رو می‌طلبه. اما در بعضی قسمت‌ها دچار اطناب شده و نویسنده به جزییاتی پرداخته که نه حذفش ضربه‌ای به داستان می‌زنه، نه بودنش کمک خاصی می‌کنه....بیشتر

۰
mohsen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۴

موضوع خیلی بدیعی بود. حواشی اخباری که از تلویزیون میبینیم

۰
کاربر ۱۸۷۶۹۱۹
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

به نظر بنده کتاب کتاب خو

۰

بریده‌هایی از کتاب

حان‌حان
۴
اتفاقات زیادی داشت رخ می‌داد و هادی دست‌فروش چیزی جز راه عبوری برای آن اتفاقات نبود. مثل پدر و مادری نادان و ساده که پیامبر یا آزادی‌بخش یا رهبری شرور را به‌دنیا می‌آورند. درواقع آن‌ها خالق طوفانی که از پس‌شان می‌آمد نبودند و فقط مجرایی برای یک جریان بودند که از آن‌ها قوی‌تر و پرمعناتر بود.
Ahmad
۳
«قوانینی هستند که انسان از آن‌ها بی‌خبر است. این قوانین دائماً فعال نیستند. مثل قوانین فیزیکی که طبق آن‌ها بادها می‌وزند و باران می‌بارد و سنگ‌ها از روی کوه‌ها به زمین می‌افتند یا قوانین دیگری که به‌دلیل تکرار شدن، انسان آن‌ها را زیر نظر می‌گیرد و درباره‌شان تحقیق می‌کند و برایشان تعریف مشخصی ارائه می‌دهد. قوانینی هستند که جز در شرایط ویژه فعال نمی‌شوند و وقتی اتفاقی براساس این قوانین می‌افتد، انسان تعجب می‌کند و می‌گوید که این اتفاق غیرعادی است، خرافات است یا در بهترین شرایط می‌گوید که معجزه است؛ اما اعتراف نمی‌کند که قانونی را که باعث آن اتفاق شده نمی‌شناسد. انسان موجودی بسیار مغرور است و هرگز به نادانی‌اش اعتراف نمی‌کند.»
ali73
۳
تاریکی‌های کوچک به حرکت افتادند و مرا به‌وجود آوردند.
حان‌حان
۲
همه می‌دانستند که او دروغ‌گوست و حتا اگر قسم بخورد که صبحانه نیمرو خورده، لازم است برای این حرفش شاهد بیاورد تا دیگران باور کنند، چه برسد به یک جسد لخت ساخته‌شده از بقایای کشته‌شدگان انفجارها.
حان‌حان
۲
شاید رفته بود تا صحنه‌های واقعی را برای فیلم آینده‌اش که مدام دربارهٔ آن وراجی می‌کرد تهیه کند، شاید فیلم دربارهٔ رابطهٔ پول با سیاست و نفت بود، در سفری که درحقیقت فرار از حال‌وهوای مذهبی داخل بغداد بود که زندگی عادی را مختل می‌کرد، شاید چند صحنه در بستر را هم به آن اضافه می‌کرد، صحنه‌هایی کاملاً واقعی برای فیلم بزرگش!
Ahmad
۱
هر روز به‌خاطر ترس از مرگ می‌میریم.
Ahmad
۱
بهترین راه برای در امان بودن از بدی اینه که نزدیکش باشی
Ahmad
۱
تغییراتی که برای دوست قدیمی‌اش پیش آمده بود می‌خندید. می‌دید که محمود به سویی دیگر می‌رود. به آن سمتی که از بزرگ‌ترین مشخصاتش مرگ احساسات و فکر کردن به سود و زیان، به‌جای پاسخ‌گویی به ندای باطن بود. وقتی محمود به این حرف‌ها می‌خندید، فرید با لحنی قضاوتگرانه به او می‌گفت: «حالا داری ادای اونا رو درمی‌آری، داری سعی می‌کنی مثل اونا بشی. اونی که تاج روی سرش بذاره، حتا برای امتحان کردن، بعداً دنبال قلمرو می‌گرده.»
حان‌حان
۱
سرتیپ درحالی‌که آهی پر از دود کشید گفت: «وقتی سیگاری بودم خیلی خوشحال‌تر بودم. از وقتی سیگار رو ترک کردم همه‌چی خراب شد. الان فقط چندتا پُک برای خوش‌شانسی می‌زنم. همین.»
نویسا
۰
ای کسانی که این صدا را می‌شنوید، اگر شهامت آن را ندارید که در انجام مأموریت درخشانم به من کمک کنید، دست‌کم تلاش کنید که مانعی بر سر راهم ایجاد نکنید.»