«قوانینی هستند که انسان از آنها بیخبر است. این قوانین دائماً فعال نیستند. مثل قوانین فیزیکی که طبق آنها بادها میوزند و باران میبارد و سنگها از روی کوهها به زمین میافتند یا قوانین دیگری که بهدلیل تکرار شدن، انسان آنها را زیر نظر میگیرد و دربارهشان تحقیق میکند و برایشان تعریف مشخصی ارائه میدهد. قوانینی هستند که جز در شرایط ویژه فعال نمیشوند و وقتی اتفاقی براساس این قوانین میافتد، انسان تعجب میکند و میگوید که این اتفاق غیرعادی است، خرافات است یا در بهترین شرایط میگوید که معجزه است؛ اما اعتراف نمیکند که قانونی را که باعث آن اتفاق شده نمیشناسد. انسان موجودی بسیار مغرور است و هرگز به نادانیاش اعتراف نمیکند.»