
کتاب ژانگادا
معرفی کتاب ژانگادا
کتاب ژانگادا (La Jangada: Eight Hundred Leagues on the Amazon)، نوشته ژول ورن و ترجمه مهدی بهنوش، داستانی ماجراجویانه در دل جنگلهای انبوه آمریکای جنوبی است. داستان از برزیل و پرو آغاز میشود و با خانوادهی گارال و همراهانشان روی رود عظیم آمازون پیش میرود؛ جایی که گذشتهای پنهان، دستنوشتهای رمزی و مردی مرموز به نام تورس آرامش سفر را تهدید میکنند. گروه انتشاراتی ققنوس در سال ۱۴۰۳ این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ژانگادا اثر ژول ورن
کتاب ژانگادا (هشتصد فرسنگ روی آمازون) ماجرای سفری طولانی روی رود آمازون است که در سال ۱۸۵۲ رخ میدهد و ژول ورن آن را با جزئیات جغرافیایی، تاریخی و انسانی فراوان روایت میکند. داستان حول محور ژوام گارال، مالک مزرعهای پررونق در نزدیکی روستای ایکیتوس، همسرش، یاکیتا، فرزندانش، بنیتو و مینیا، و دوستان و خدمتکارانشان میچرخد. تصمیم آنها برای ترک مزرعه و حرکت بهسوی پارا، همزمان با ازدواج مینیا و مانوئل، بهانهای برای ساختن ژانگادایی عظیم و آغاز سفری چندماهه روی رودخانه میشود. در کتاب ژانگادا، گذشتهی مبهم ژوام گارال و دستنوشتهای رمزی که در دست کاپیتان جنگلی سابق، تورس، است، لایهی معمایی داستان را شکل میدهد. تورس با رمزگشایی نوشتهای که به مرگ و زندگی مردی ثروتمند مربوط است، در پی باجگیری و ثروتاندوزی است و همین او را به خانوادهی گارال نزدیک میکند.
ژول ورن در کنار این خط اصلی، تصویری گسترده از آمازون ارائه میکند: از توصیف روستاها، مزارع، جنگلزدایی و ساخت ژانگادا تا شرح دقیق شاخههای رود، قبایل بومی، تاریخ کشف و کشتیرانی روی این رود بزرگ. کتاب ژانگادا در چند بخش و فصلهای متعدد پیش میرود؛ فصلهایی مانند کاپیتان جنگلی، سارق و مسروقه، خانوادهی گارال، تردیدها، آمازون و... که هرکدام بخشی از ماجرا را میسازند. این کتاب در عین روایت ماجراجویی و تعلیق، به موضوعاتی مثل بردهداری در برزیل، تغییرات اجتماعی، نقش اقتصاد جنگل و رودخانه و نیز تأثیر پیشرفت و کشتیرانی بر قبایل بومی میپردازد و سفر خانوادهی گارال را با تاریخ و جغرافیای آمازون گره میزند.
خلاصه داستان ژانگادا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب ژانگادا داستانی است دربارهی تلاقی یک سفر خانوادگی با رازی قدیمی. ژوام گارال که سالها پیش بهشکلی مرموز به مزرعهی ایکیتوس رسیده و آنجا را به یکی از ثروتمندترین عمارتهای آمازون علیا تبدیل کرده، گذشتهای ناگفته و مرموز دارد. او همزمان با تصمیم ازدواج دخترش مینیا با مانوئل و سفر به بِلِم، میپذیرد همراه خانواده و بخشی از کارگران، با ژانگادایی عظیم روی آمازون حرکت کند.
در کتاب ژانگادا، مردی به نام تورس، کاپیتان جنگلی سابق، با دستنوشتهای رمزی وارد ماجرا میشود؛ نوشتهای که به سرنوشت ژوام گارال گره خورده و میتواند آبرو و زندگی او را نابود کند. تعقیبوگریز تورس در جنگل، ماجرای دزدیدهشدن جعبهی فلزی توسط میمون گاریبا و آشنایی تصادفی او با بنیتو و مانوئل آغاز ماجرایی است که در ادامهی سفر روی رودخانه، به اوج تنش میرسد.
چرا باید کتاب ژانگادا را بخوانیم؟
کتاب ژانگادا ترکیبی از ماجراجویی، معما و سفر است که در دل توصیفهای دقیق از آمازون و زندگی در حاشیهی آن شکل گرفته است. خواننده با یک خانواده، گذشتهای پنهان، رمزنگاریای پیچیده و ساخت ژانگادایی غولپیکر همراه میشود و همزمان با جغرافیا، تاریخ و زیستجهان آمازون آشنا میشود.
خواندن کتاب ژانگادا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب ژانگادا به علاقهمندان به داستانهای ماجراجویانه، دوستداران فضاهای استوایی، کسانی که دربارهی تاریخ و جغرافیای آمازون کنجکاوند و خوانندگانی که از معماهای رمزنگاری و گذشتههای پنهان لذت میبرند، پیشنهاد میشود.
درباره ژول ورن
ژول ورن در سال ۱۸۲۸ در شهر نانت فرانسه به دنیا آمد و در سال ۱۹۰۵ درگذشت. او از برجستهترین رماننویسان علمیتخیلی جهان بود و بیش از ۸۰ رمان و داستان بلند نوشت. افزونبر این، آثار متعددی برای عموم مردم دربارهی جغرافیا، تاریخ سفرها و جهانگردان بزرگ نگاشت و حدود ۱۵ نمایشنامه را نیز بهتنهایی یا با همکاری دیگران روی صحنه برد.
ورن نوشتن را با سرودن شعر و نگارش نمایشنامه آغاز کرد. او در سال ۱۸۴۴ وارد دبیرستان نانت شد و در آنجا علوم بلاغت و فلسفه آموخت. پس از دریافت دیپلم، در رشتهی حقوق به تحصیل پرداخت، اما علاقهی اصلیاش ادبیات و جهان علم بود. ژول ورن را میتوان نویسندهای خیالپرداز و آیندهنگر دانست که بسیاری از اختراعها و پیشرفتهای علمی دههها بعد را در آثارش پیشبینی کرده بود. او با دقت فراوان دستاوردهای علمی عصر خود را دنبال میکرد و همین علاقه الهامبخش بسیاری از داستانهایش شد.
شهرت گستردهی ژول ورن از دههی ۱۸۶۰ آغاز شد؛ زمانی که رمانهای مهمش مانند پنج هفته در بالن، سفر به مرکز زمین و از زمین تا ماه منتشر شدند. داستانهای او ترکیبی از ماجراجویی، تخیل و دانش علمی بودند و خوانندگان بسیاری را در سراسر جهان جذب کردند.
ورن علاقهی زیادی به سفرهای دریایی داشت و با کشتی شخصی خود سفر میکرد، اما در سالهای ۱۸۸۶ و ۱۸۸۷، پس از حادثهای ناگوار، کشتی تفریحیاش را فروخت و از زندگی پرماجرا و سفرهای طولانی فاصله گرفت. پس از آن بیشترِ وقت خود را صرف فعالیتهای شهری و حضور در شورای شهر کرد.
ژول ورن سرانجام در ۲۴ مارس ۱۹۰۵، در خانهاش در شهر آمین فرانسه، پس از یک زندگی پرفرازونشیب، چشم از جهان فروبست. آثار او همچنان از محبوبترین کتابهای ادبیات ماجراجویی و علمیتخیلی جهان به شمار میروند.
از مشهورترین آثارش میتوان به فرزندان ناخدا گرانت، ۲۰ هزار فرسنگ زیر دریا، دور دنیا در ۸۰ روز، جزیرهی اسرارآمیز، میشل استروگف، ناخدای ۱۵ساله، ۵۰۰ میلیون بگوم، روبور فاتح، دو سال تعطیلات، کاخ کارپاتها و استاد جهان اشاره کرد.
بخشی از کتاب ژانگادا
«تورس از آنهمه هیاهو، که در واقع صدای عجیبوغریب جنگلهای آمریکاست، چیزی نمیشنید. زیر درخت باشکوهی دراز کشیده بود و دیگر حتی شاخههای بلند آن پائو فِرو یا درخت انجیلی ستایشش را برنمیانگیخت؛ درختی با پوستهٔ تیره، دانههای درهمفشرده و سخت مانند فلز که سرخپوستان وحشی چوب آن را جایگزین اسلحه و ابزار کرده بودند. نه! کاپیتان جنگلی که در افکار خود غوطهور بود دستنوشتهٔ عجیب را بین انگشتانش میچرخاند و میچرخاند. با ارقامی که رازشان را میدانست، به جای هر حرف ارزش واقعیاش را قرار میداد؛ دستنوشته را میخواند، معنا و مفهوم خطوط را در نظر داشت، خطوطی که برای همه غیر از او غیرقابل فهم بودند، و به همین خاطر لبخند زشتی روی لبهایش مینشست.»
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۶ صفحه
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۶ صفحه