
کتاب وداع نمی کنیم
معرفی کتاب وداع نمی کنیم
کتاب وداع نمی کنیم، با عنوان انگلیسی We do not part، نوشته هان کانگ و با ترجمه بهاره صادقی در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات دانشآفرین منتشر شده است. این اثر داستان مواجههی انسان با رنج، جدایی، خاطرات و تلاش برای معنابخشیدن به زیستن در سایهی فقدان و زخمهای گذشته است. داستان در بستری معاصر و با نگاهی عمیق به روابط انسانی، تنهایی و تأثیر وقایع تاریخی بر زندگی فردی و جمعی شکل میگیرد. نویسنده با زبانی دقیق و تصویری، تجربههای شخصی و جمعی را در هم میآمیزد و از خلال روایتهایی چندلایه، به کاوش در مرزهای حافظه، سوگواری و امید میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وداع نمی کنیم اثر هان کانگ
کتاب وداع نمی کنیم، اثر هان کانگ، رمانی است که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت میکند و با محوریت شخصیتهایی که با زخمهای گذشته و جداییهای ناگزیر روبهرو هستند، به بررسی تأثیر وقایع تاریخی و شخصی بر روان و زیست انسان میپردازد. داستان با روایت اولشخص پیش میرود و تجربههای نویسنده را در مواجهه با خاطرات، کابوسها و روابط انسانی بازتاب میدهد. ساختار کتاب بر پایهی فصلهایی است که هرکدام به بخشی از زندگی شخصیت اصلی و اطرافیانش میپردازند؛ از خاطرات کودکی و روابط خانوادگی تا مواجهه با بیماری، مرگ و پروژههای هنری مشترک.
هان کانگ در این کتاب، با بهرهگیری از عناصر طبیعت، نمادپردازی و تصویرسازیهای قوی، فضایی خلق کرده است که در آن مرز میان گذشته و حال، خواب و بیداری و رنج و امید جابهجا میشود. کتاب همزمان که به مسائل فردی مانند افسردگی، انزوا و تلاش برای بازسازی زندگی پس از بحران میپردازد، به موضوعات جمعی و تاریخی نیز نظر دارد و از خلال خاطرات و کابوسها، به فجایع و زخمهای جمعی اشاره میکند. کتاب وداع نمی کنیم اثری است که با نگاهی انسانی و جزئینگر، تجربهی زیستن در جهان معاصر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان وداع نمی کنیم
کتاب وداع نمی کنیم با داستان زندگی زنی آغاز میشود که پس از تجربههای جدایی و بحرانهای شخصی، در کنج خانهای خارج از سئول به بازنگری در زندگی و خاطراتش میپردازد. او کابوسهایی تکرارشونده دربارهی قتلعامهای شهر گ و صحنههایی از گورستانی برفی و درختان سیاه میبیند؛ کابوسهایی که مرز میان واقعیت و خیال را برایش مبهم میکنند و بهتدریج با زندگی روزمرهاش در هم میآمیزند. در این میان، رابطهی او با دوست قدیمیاش، اینسون، که پس از سالها دوری و تجربهی مرگ مادرش به روستایی در ججو بازگشته، محور بخش مهمی از داستان قرار میگیرد. اینسون که زمانی فیلمساز بوده، اکنون به نجاری روی آورده و پس از حادثهای که منجر به قطع انگشتانش میشود، به مراقبت و همراهی راوی نیاز پیدا میکند.
کتاب در رفتوبرگشت میان گذشته و حال، خاطرات مشترک، پروژههای ناتمام و تلاش برای معنابخشیدن به رنج و فقدان شکل میگیرد. هان کانگ با توصیف دقیق احساسات، جزئیات زندگی روزمره و پیوند آنها با وقایع تاریخی و جمعی، تصویری از سوگواری، امید و تداوم زندگی ارائه میدهد. دغدغهی اصلی کتاب مواجهه با رنج، تلاش برای بازسازی پیوندهای انسانی و جستوجوی معنایی تازه برای زیستن است.
چرا باید کتاب وداع نمی کنیم را بخوانیم؟
کتاب وداع نمی کنیم با روایتی صمیمی و جزئینگر، تجربهی زیستن در سایهی فقدان، جدایی و خاطرات را به تصویر میکشد. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون سوگواری، دوستی، تأثیر وقایع تاریخی بر زندگی فردی و جمعی و بازسازی امید، فرصتی برای تأمل در معنای زندگی و روابط انسانی فراهم میکند. روایت چندلایه و تصویرسازیهای قوی کتابْ خواننده را به سفری در خاطرات، کابوسها و امیدها میبرد و امکان همدلی با شخصیتهایی را فراهم میکند که با رنج و تردید دستوپنجه نرم میکنند. خواندن این اثر برای کسانی که بهدنبال نگاهی عمیقتر به تجربهی انسانی هستند، تجربهای متفاوت خواهد بود.
خواندن کتاب وداع نمی کنیم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی سوگواری، جدایی، بازسازی روابط انسانی و تأثیر وقایع تاریخی بر زندگی فردی را دارند. همچنین به علاقهمندان به داستانهای روانشناختی، ادبیات معاصر شرق آسیا و کسانی که با بحرانهای شخصی یا جمعی دستوپنجه نرم میکنند، توصیه میشود.
درباره هان کانگ
هان کانگ، متولد ۲۷ نوامبر ۱۹۷۰، نویسندهای برجسته از کرهی جنوبی است که بهسبب نثر شاعرانه و عمیق و مواجههی بیپرده با زخمهای تاریخی و رنجهای جمعی، جایگاهی جهانی یافته است. او در شهر گوانگجو به دنیا آمد؛ شهری که بعدها به یکی از محورهای اصلی جهان فکری و ادبیاش بدل شد. نام هان برگرفته از رودخانهی هان است و خانوادهاش پیوندی ریشهدار با ادبیات دارند: پدرش، هان سئونگوون، نویسندهای شناختهشده بود و برادرانش نیز در عرصهی نویسندگی و کارتون فعالیت داشتند.
هان کانگ در ۹سالگی همراه خانوادهاش به سئول مهاجرت کرد؛ تنها چند ماه پیش از وقوع قیام خونین گوانگجو در سال ۱۹۸۰. سالها بعد، در ۱۲سالگی، بهطور اتفاقی با عکسهای ثبتشده از این فاجعه روبهرو شد؛ تصاویری که خبرنگار آلمانی، یورگن هینتسپیتر، مخفیانه گرفته بود. مواجهه با این تصاویر برایش تجربهای تکاندهنده و سرنوشتساز بود و تأثیری عمیق بر شکلگیری جهانبینی و مسیر نویسندگیاش گذاشت؛ تا جایی که مفاهیمی چون خشونت، رنج، مرگ و حافظهی جمعی به هستهی مرکزی آثارش بدل شدند.
او در سال ۱۹۹۳ تحصیلات خود را در رشتهی زبان و ادبیات کرهای در دانشگاه یانسه به پایان رساند و از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸ به تدریس نوشتن خلاق در مؤسسهی هنر سئول پرداخت. در سال ۱۹۹۸ نیز با حمایت شورای هنر کره، در برنامهی بینالمللی نویسندگی دانشگاه آیووا (IWP) شرکت کرد؛ تجربهای که ارتباط او را با ادبیات جهان گسترش داد و نقش مهمی در تثبیت مسیر حرفهای او داشت.
شهرت جهانی هان کانگ با رمان گیاهخوار آغاز شد؛ اثری که در سال ۲۰۱۶ بهعنوان نخستین رمان کرهای موفق به دریافت جایزهی بوکر بینالمللی شد. اوج این مسیر در سال ۲۰۲۴ رقم خورد، زمانی که جایزهی نوبل ادبیات به او تعلق گرفت و هان کانگ بهعنوان نخستین زن آسیایی و اولین نویسندهی اهل کرهی جنوبی این افتخار را به دست آورد. آکادمی نوبل نثر او را بسیار شاعرانه و پرقدرت توصیف کرد؛ نثری که با تاریخهای تراژیک روبهرو میشود و شکنندگی انسان را عریان میسازد.
هان کانگ در طول فعالیت ادبی خود جوایز متعددی دریافت کرده است. از برجستهترین آنها میتوان به جایزهی رمان کرهای برای بچه بودا در سال ۱۹۹۹، جایزهی هنرمند جوان امروز وزارت فرهنگ و گردشگری در سال ۲۰۰۰، جایزهی ادبی ئی سانگ برای مارک مغولی در سال ۲۰۰۵، جایزهی ادبی دونگری برای باد در حال وزیدن است در سال ۲۰۱۰، جایزهی بوکر بینالمللی برای گیاهخوار در سال ۲۰۱۶، جایزهی مالاپارت برای اعمال انسانی در سال ۲۰۱۷، جایزهی ادبی کیم یوـجئونگ برای خداحافظی در سال ۲۰۱۸، جایزهی مدیسی برای وداع نمی کنیم در سال ۲۰۲۳ و در نهایت جایزهی نوبل ادبیات در سال ۲۰۲۴ اشاره کرد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
انتشارات ایهام با ترجمهی نیما درویش، نشر چترنگ با ترجمهی علی قانع، نشر زرین اندیشمند با ترجمهی محمد حشمدار و انتشارات نگاه با ترجمهی سارا مقدم ثابت در سالهای مختلف و با عناوین متفاوت این کتاب را منتشر کردهاند.
بخشی از کتاب وداع نمی کنیم
«برف به شکل پراکنده میبارید.
روی زمین صافی ایستادم که به تپهای کمارتفاع منتهی میشد. در دامنهٔ این تپه و تا جایی که دشت امتداد داشت، هزاران تنهٔ درخت سیاه از زمین سربرآوردند. مثل انسانهایی که سن و سالشان با هم فرق میکند، ارتفاع آنها نیز با هم تفاوت داشت و ضخامتشان به اندازهٔ چوب زیربنای راهآهن بود اما صافی آن را نداشت. با قامت کج و خمیدهشان، همچون هزاران مرد، زن و کودک رنجوری بودند که در برف پهلوی هم چپیدهاند.
از خودم پرسیدم اینجا یک گورستان است؟ اینها سنگ قبر هستند؟»
حجم
۲۴۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۹ صفحه
حجم
۲۴۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۹ صفحه