با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب عشق در زمان وبا اثر گابریل گارسیا مارکزoff

کتاب عشق در زمان وبا

نویسنده:گابریل گارسیا مارکزمترجم:علی‌اصغر شجاعیساناز بهبودی نهزمیانتشارات:انتشارات شبگونسال انتشار:۱۳۹۵تعداد صفحه‌ها:۵۴۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۴از ۴۵ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها۵۴۴ صفحه

دسته‌بندی
رمانبرنده نوبل۳ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز
کلمبیایی | تولد ۱۹۲۷ - درگذشت ۲۰۱۴

گابریل گارسیا مارکز در شهر آراکاتاکا در کلمبیا به دنیا آمد و هشت سال نخست زندگی‌اش را با پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش گذراند. پدربزرگ و مادربزرگ مارکز، هر دو داستان‌سرایان فوق‌العاده‌ای بودند، اما رویکرد ...

معرفی کتاب عشق در زمان وبا

«عشق در زمان وبا» اثر گابریل گارسیا مارکز (۲۰۱۴-۱۹۲۷) یکی از عاشقانه‌های معروف جهان رمان است. محور اصلی کتاب روایت داستان عشق یک پسر به نام فلورنتینو به فرمینا دازا است که باوجود مخالفت‌‌های پدر فرمینا و دوری این دو از هم برای مدت چند سال باقی می‌ماند. اما فرمینا در ادامه داستان با مردی به نام اوبرینو که پزشکی محقق و به دنبال ریشه‌کن کردن وبا است ازدواج می‌کند. فلورنتینو پس از ازدواج معشوقه‌اش به خود قول می‌دهد تا عشق او را در درون خود تا ابد زنده نگه داشته و به آن وفادار بماند. سال‌ها می‌گذرد و فلورنتینو با وجود روابط دوستی متعددی که با زنان برقرار می‌کند به عقیده خود هنوز به عشق فرمینا احترام می‌گذارد و ازدواج نمی‌کند و تمام تلاش خود را انجام می‌دهد تا معشوقه‌اش از این آشنایی‌ها بویی نبرد و... مارکز در رمان عشق سال‌های وبا به دنبال این است که عشق را توصیف نماید. وی عشق را به مانند بیماری می‌داند که می‌تواند همانند وبا گریبان‌گیر قربانیانش بشود. مارکز این موضوع را در این رمان به خوبی توصیف کرده‌است. سوال اصلی کتاب این است که، آیا میل و اشتیاق زیاد به عشق کمک می‌کند یا تبدیل به مانعی در راه عشق می‌شود؟ فلورنتینو و اوبرینو نمایندگان شخصیت‌‌هایی هستند که در دو سر طیف هوس‌ورزی و اشتیاق قرار دارند. بخشی از کتاب: دکتر به محض ورود به آن خانه‌ی فرو رفته در نیمه تاریکی روز، دوباره همان بوی قدیمی را حس کرد، همان بویی که درست مثل اسمش تلخ و ناگوار بود... او را سریعآ به آن‌جا احضار کرده بودند که مسئله‌ای را حل کند، اما این مسئله سال‌ها بود که دیگر اهمیتی برای دکتر نداشت. خرمیا دُ سنت آمور، همان پناهنده‌ی اهل یکی از جزایر آنتیل که همیشه حریف سرسخت او در شطرنج بود، همان که در جنگ جانباز شده بود و به عکاسی از کودکان می‌پرداخت، با بخارهای طلای مذاب، خود را از خاطرات عذاب‌آور، رهانیده بود. حالا جسم بی‌جانش روی تخت تک نفره‌ی همیشگی‌اش خوابیده و پتویی روی جسدش کشیده بودند. کنار تخت هم لاشه‌ی سگ درشت هیکل دانمارکی‌اش وجود داشت با همان لکه‌های سفید روی سینه‌اش. پاهای سگ به تخت بسته شده بود تا وفادارانه کنار صاحبش جان دهد.

نظرات کاربران

(:Ne´gar:)
۱۳۹۸/۰۵/۰۴

دست روی سینه گذاشت و گفت : شلیک کنید ، هیچ افتخاری برای من بالا تر از شهید شدن در راه عشق نیست....

Amir
۱۳۹۷/۰۴/۰۵

کتاب، ترجمه و تدوین همگی فوق العاده هستن. بی شک یکی از بهترین ترجمه هایی که تا الان خوندم. آپدیت: متأسفانه به علت سانسورهای منقطع حس داستان یک جاهایی مخدوش و باعث سردرگمی خواننده میشه. مسلما ایراد از ترجمه نیست و

- بیشتر
elnaaz
۱۳۹۷/۰۴/۰۷

درست مثل صد سال تنهای خوب شروع شد اما از وسط های کتاب یک نواخت شد. من که عاشق صد سال تنهای ام این دو تا کتاب ر و اصلاً نمیشه با هم. مقایسه کرد

رضا
۱۴۰۱/۰۶/۱۸

باسلام ، کتاب خوبیه به شرطی که توقع اثری مثل صد سال تنهایی رو از مارکز نداشته باشید و به دنبال هیجان نباشید و بخواید یه متن آروم و قابل پیش بینی رو جلو ببرید

Ali Soltani
۱۴۰۱/۰۷/۰۱

کتاب خوبی بود...زیاد به مسائل عاشقانه علاقه ندارم ولی توی این کتاب امید تا لحظه اخر دیده میشد

ماریا
۱۴۰۱/۰۸/۱۴

انتظار بیشتری داشتم!!

کاربر ۳۷۵۵۱۶۱
۱۴۰۱/۰۷/۱۱

اخلاق‌مداری

malihe
۱۴۰۱/۰۷/۰۴

برای سرگرمی و تفنن خوبه. مارکز نویسنده محبوب من هست ولی این کتابش رو چندان نپسندیدم.

selenophile
۱۳۹۶/۱۱/۱۵

awliiiieee.pishnahad mikonam hatman bekhonid.man k kheili azash lezat bordam

نازنین
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

جالب و زیباست برای هرکسی بخشی از داستان، مفهومی از داستان برجسته میشن، برای من رسیدنشون توی پیری جالب بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۳)
ازدواج کردن اختراعی مزخرف و به درد نخور بود که فقط ترس از خداوند آن را حفظ می‌کرد و گرنه کنار هم خوابیدن دو فرد بیگانه از دو جنس مخالف در یک بستر در حالی که هیچ دنیای مشترکی ندارند و فرهنگشان مثل زمین و آسمان است برخلاف تمام اصول عقلی و علمی است.
flora
دخترش در مدرسه‌ی مریم مقدس که بیش از دو قرن بود دختران خانواده‌های محترم را تربیت می‌کرد درس می‌خواند. دانش‌آموزان در این مدرسه دو مؤلفه‌ی مهم آن روزگار برای دخترها را می‌آموختند، کدبانوگری و توسری خوردن! دو مسئله‌ی مهم که برای همسر شدن از واجبات بود.
Fateme Soltani
فلورنتینو یک بار جایی خوانده بود که عشق در روزگار سختی و زمان مصیبت قشنگ‌تر و بهتر می‌شود
amir23
آن‌ها جشن طلای ازدواجشان (جشن پنجاهمین سالگرد ازدواج) را هم گرفته بودند و دیگر لحظه‌ای هم نمی‌توانستند بدون یکدیگر زندگی کنند یا این‌که دائم در فکر هم نباشند. حالا هم با بالا رفتن سنشان این موضوع تشدید شده بود. آن‌ها هرگز به قلبشان رجوع نکرده بودند که ببینند آیا این اسیری دوطرفه به خاطر عشق و همبستگی است یا فقط چون برایشان صرف دارد کنار هم هستند. بیشتر مایل بودند اوضاع به همین منوال جلو برود تا این‌که بخواهند با پاسخی که شاید تلخ بود اوقاتشان را به تلخی بگذرانند.
Fateme Soltani
ئیلده‌براندا معتقد بود هر چه بر سر عشق و عاشقی یک نفر بیاید به همه‌ی عشق‌های جهان سرایت خواهد کرد.
flora
اگر خیلی زودتر از این‌ها فهمیده بودند که در زندگی زناشویی اجتناب از فاجعه‌های مهم و بزرگ خیلی راحت‌تر از آزار رساندن‌های ریز و درشت روزانه است، زندگی روی آسان‌تری به هر دو نفرشان نشان می‌داد، اما آن‌ها هم مثل بقیه دیر متوجه و عاقل شدند، مثل همه‌ی افراد دیگر که عقل خیلی دیر به سرشان می‌آید
Fateme Soltani
ناراحتی‌ها روی هم انباشته شده و این زوج چندین ساله را به وحشت انداخته بود. این حقیقت تلخ که آن‌ها در تمام این سال‌ها فقط قلبشان را با کینه پر کرده‌اند، مثل عفریتی پیر روی عمر زندگی مشترکشان سایه انداخته بود و تهدیدش می‌کرد.
Fateme Soltani
ئیلده‌براندا معتقد بود هر چه بر سر عشق و عاشقی یک نفر بیاید به همه‌ی عشق‌های جهان سرایت خواهد کرد.
flora
دوباره‌ی شوهرش می‌دانست. او به خود تلقین می‌کرد که دکتر دوباره به دوره‌ی شیرین بچگی برگشته و از این رو او را به چشم پیرمردی بداخلاق و مشکل‌پسند نمی‌دید و فقط یک کودک کهنسال فرض می‌کرد. این خود گول‌زدن‌های دوطرفه هدیه‌ای از جانب خدا بود که ترحم و دلسوزی نقشی در زندگی آن‌ها نداشته باشد.
Fateme Soltani
دکتر اوربینو که ذاتآ از حیوانات متنفر بود، نفرتش را پشت فرضیه‌های رنگ به رنگ علمی و تخیلی پنهان می‌کرد. یک روز می‌گفت آن‌ها که خیلی عاشق حیوان‌ها هستند نسبت به بشریت بی‌رحم می‌شوند، روز دیگر می‌گفت سگ‌ها وفادار نیستند فقط مثل یک نوکر به کار خدمت کردن می‌آیند. گربه‌ها را سوءاستفاده‌گر و بی‌چشم و رو می‌دانست و معتقد بود طاووس نر شوم است و مرگ را پیشگویی می‌کند. به نظر دکتر طوطی‌های بزرگ امریکای جنوبی فقط جنبه‌ی تزئینی دارند و لاغیر، خرگوش‌ها هم که زاد و ولد را تبلیغ می‌کنند
Fateme Soltani