با «زنی با موهای قرمزِ» اورهان پاموک (-۱۹۵۲) نویسنده توانای ترک و برنده نوبل ادبی ۲۰۰۶، به ۳۰ سال قبل و به داستان عاشقانه یک جوان دبیرستانی در یک دهکده کوچک و ماجرای یک گناه بزرگ انسانی بروید.
در اواسط دهه ۱۹۸۰ هنگامی که اوستا محمد و شاگرد جوانش جِم به شکل سنتی چاه میکندند و در جستجوی آب بودند در خارج از شهر در چادری زرد رنگ، زنی شگفتانگیز هرشب در تئاتر داستانهای قدیمی را اجرا میکرد. رمان از طرفی زندگی عاشقانه، حسادت، احساس مسئولیت و آزادیخواهی قهرمان جوان را توضیح داده و از طرف دیگر روابط بین پدران و پسران، حکمرانی و فردی آزادبودن را با توجه به تمدنهای مختلف شرح میدهد. خواننده در کتاب زنی با موهای قرمز با دو افسانهی مهم شرق و غرب، داستان رستم و سهراب فردوسی (کشتن پسر) و داستان پادشاه اودیپوس اثر سوفوکلس (کشتن پدر) آشنا شده و خواهددید که زندگی ما چقدر میتواند تحت تاثیر متنهای قدیمی قرار گیرد.
این اثر پاموک در سال ۲۰۱۶ منتشر شدهاست و میتواند برای ما ایرانیها بسیار جذاب باشد چراکه حماسه رستم و سهراب شاهنامه نیز در آن روایت میشود و از طرفی بخش کوتاهی از داستان نیز در سرزمین ما میگذرد:
آن شب اوستا محمود چون نتوانسته بود عمق زیادی بکند بتنریزی نکردیم. اوستا تا غروب خورشید با لجبازی به کار خود ادامه داد. حسابی مشغول و بیصبر بود. بعد از رفتن علی زمانی که من غذایش را دادم هیچ حرفی نزدیم. آقای خیری با گفتن «کاش همانجایی را که من گفتم کنده بودیم» به او طعنه زده بود. با خودم فکر کردم شاید اوستا محمود به این دلیل اینقدر عصبانی است. بعد از اتمام غذا گفت امشب به اونگورن نمیرویم.
دیروقت بود. خیلی خسته بود. به او حق دادم اما بیقرار شدم. هر شب به امید دیدن زن موقرمز به میدان ایستگاه رفتن، با این فکر که شاید پشت پنجره باشد، در من تبدیل به نیازی اجتنابناپذیر شده بود. اوستا محمود گفت: «تو برو و بیا. برای من هم یک پاکت سیگار بخر. نمیترسی که؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب زنی با موهای قرمز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
داستان پسر نوجوانی به نام جم که پدرش، اون و مادرش رو ترک میکنه و پسر برای کمک خرج زندگی در طول تابستون همراه یه استاد، برای کمک توی کندن چاه آب به یکی از روستاهای اطراف استانبول میره..
محوریت اصلی...بیشتر
۰
Omid r kh
۱۳۹۷/۱۰/۲۸
.
دلم میخواهد تا ابد راجع به این رمان بنویسم، شگفت زده ام کرده است، چون توانسته به من بقبولاند که یک رمان احمقانه است، یک رمان مضخرف، با یک راویِ کسل کننده، یک سری داستان بیخودی، با یک سری حرف...بیشتر
۱
نازبانو
۱۳۹۶/۱۱/۲۶
با مترجم دیگه خوندم ، کتابش خوبه ، البته از نیمه دوم به بعد خوب میشه
۰
Abolfazl
۱۳۹۸/۰۴/۰۸
فوق العاده و تلخ تموم شد
خواننده در کتاب زن موقرمز با دو افسانه مهم شرغ و غرب داستان رستم و سهراب و داستان بادشاه اودیبوس اشنا شده و خواهد دید که زندکی ما جه قدر میتواند تحت تأثیر متنهای قدیمی...بیشتر
۰
حسین احمدی
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۵/۳۰
به نظر من کتاب خوب اون کتابیه که وقتی برمیداری میخونی زمین نذاری و این کتاب دقیقالز همون مدل کتابهاست.. خیلی خیلی رمان خوبی بود...
۰
masool
۱۳۹۶/۱۱/۲۹
کلا داستان قوی و منسجم بود. میتونست بهتر باشه ولی کار ضعیفی هم نبود. اونجایی که از بازدیدش از کاخ گلستان میگه قلبمو به درد آورد چون خودم خم نگاه اخمو مامورین و وضعیت بد کاخ را تجربه کردم .
۰
mahsa
۱۳۹۶/۱۱/۲۸
خیلی این کتاب رودوست داشتم. البته نسخه چاپیش رو خوندم و با ترجمه دیگه ای. اسم کتاب بود موقرمز، نشر چشمه. واقعا عالی بود
۰
sheyda
۱۳۹۶/۱۱/۲۷
من چاپیشو خوندم البته با ترجمه مژده الفت که مال نشر نون هستش.
فصل اولش یه مقدار کند و خسته کننده پیش میره! اما بعدش جذاب میشه. در کل کتاب خوبیه و من دوسش داشتم 😊
۰
کاربر ۱۳۲۶۵۸۷
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۹
سلام
صرف نظر از اشکالات جزئی در ترجمه یا تایپ و تکراری بودن بیش از حد بعضی از جملات، داستانی بسیار زیبا و بدیع بود خصوصااین که سعی در برقراری رابطه فرهنگی بین ایران و ترکیه شده است. موفق باشید عزیزان
۰
saeed
۱۳۹۶/۱۲/۱۱
به نظرم قلم بسیار قوی بود....اینکه بین موقعیت های جغرافیایی مختلف مثل تهران و استانبول رفت آمد داشت...اینکه بین زمان نوجوانی و میانسالی جم رفت و امد داشت...اینکه بین داستان های قدیمی رستم و سهراب و ادیپ با محوریت جنگ...بیشتر
در ترکیه زن موقرمز به معنای زنی بود که با مردهای زیادی رابطه داشته و اگر زنی عمداً موهایش را این رنگی کند یعنی خودش این راه را انتخاب کرده
Abolfazl
۱۱
«شاعر را ابتدا دار بزنید سپس در زیر درخت برایش گریه کنید.»
Mehrdad Pourkhazaeyan
۸
بیادبترین، بیخیالترین، پستترین و کثیفترین افراد هم با گریۀ یک زن آرام میشوند. چون منطق عالم بر گریۀ زنها بنا شده.
Abolfazl
۷
داستان با تولد اودیپ آغاز میشد. زمانی که اودیپ ندانسته پدرش را کشته بود و بهجای او بر تخت پادشاهی نشسته بود ندانسته با مادرش ازدواج کرده و صاحب چهار فرزند شده بود.
رئوف
۷
ازدواج با دختری که در جوانی با هیجان با او کتاب بخوانی بزرگترین خوشبختی دنیا بود. یک بار که پدرم در مورد خوشبختی یک نفر دیگر حرف میزد این را گفته بود.
رئوف
۴
این حس پدرم را و جملهای را که بهوفور در مورد هنرمندان و نویسندگان و شاعران منتقد میشنیدیم به خاطرم آورد: «شاعر را ابتدا دار بزنید سپس در زیر درخت برایش گریه کنید.»
حسین احمدی
۴
آن زمانها وقتی کسی مرا نمیدیدید بیشتر از هر وقت دیگری خودم بودم. تازه داشتم این فکرم را کشف میکردم اگر کسی شما را زیر نظر نداشته باشد نفر دومی که در درون شما مخفی شده خود را نشان میدهد و کارهایی را که دلش میخواهد انجام میدهد. اگر پدرتان نزدیک شما باشد و شما را زیر نظر داشته باشد این شخص دوم در درونتان مخفی میشود.
حسین احمدی
۳
«پدری برای تو چیست؟»
«پدر کسی است که بعد از حاملهکردن مادر تا آخر عمر از پسرش محافظت و مراقبت میکند. پدر فردی قوی، بامحبت و محافظ است. پدر ابتدا و مرکز دنیاست. اگر باور کنی پدری داری، حتی اگر او را نبینی باز هم احساس خوبی داری. میدانی که او آنجاست و برای محافظت از تو خواهد آمد. من چنین پدری نداشتم.»
حسین احمدی
۱
به اعتقاد پدرم ازدواج با دختری که در جوانی با هیجان با او کتاب بخوانی بزرگترین خوشبختی دنیا بود. یک بار که پدرم در مورد خوشبختی یک نفر دیگر حرف میزد این را گفته بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان پسر نوجوانی به نام جم که پدرش، اون و مادرش رو ترک میکنه و پسر برای کمک خرج زندگی در طول تابستون همراه یه استاد، برای کمک توی کندن چاه آب به یکی از روستاهای اطراف استانبول میره.. محوریت اصلی...بیشتر
. دلم میخواهد تا ابد راجع به این رمان بنویسم، شگفت زده ام کرده است، چون توانسته به من بقبولاند که یک رمان احمقانه است، یک رمان مضخرف، با یک راویِ کسل کننده، یک سری داستان بیخودی، با یک سری حرف...بیشتر
با مترجم دیگه خوندم ، کتابش خوبه ، البته از نیمه دوم به بعد خوب میشه
فوق العاده و تلخ تموم شد خواننده در کتاب زن موقرمز با دو افسانه مهم شرغ و غرب داستان رستم و سهراب و داستان بادشاه اودیبوس اشنا شده و خواهد دید که زندکی ما جه قدر میتواند تحت تأثیر متنهای قدیمی...بیشتر
به نظر من کتاب خوب اون کتابیه که وقتی برمیداری میخونی زمین نذاری و این کتاب دقیقالز همون مدل کتابهاست.. خیلی خیلی رمان خوبی بود...
کلا داستان قوی و منسجم بود. میتونست بهتر باشه ولی کار ضعیفی هم نبود. اونجایی که از بازدیدش از کاخ گلستان میگه قلبمو به درد آورد چون خودم خم نگاه اخمو مامورین و وضعیت بد کاخ را تجربه کردم .
خیلی این کتاب رودوست داشتم. البته نسخه چاپیش رو خوندم و با ترجمه دیگه ای. اسم کتاب بود موقرمز، نشر چشمه. واقعا عالی بود
من چاپیشو خوندم البته با ترجمه مژده الفت که مال نشر نون هستش. فصل اولش یه مقدار کند و خسته کننده پیش میره! اما بعدش جذاب میشه. در کل کتاب خوبیه و من دوسش داشتم 😊
سلام صرف نظر از اشکالات جزئی در ترجمه یا تایپ و تکراری بودن بیش از حد بعضی از جملات، داستانی بسیار زیبا و بدیع بود خصوصااین که سعی در برقراری رابطه فرهنگی بین ایران و ترکیه شده است. موفق باشید عزیزان
به نظرم قلم بسیار قوی بود....اینکه بین موقعیت های جغرافیایی مختلف مثل تهران و استانبول رفت آمد داشت...اینکه بین زمان نوجوانی و میانسالی جم رفت و امد داشت...اینکه بین داستان های قدیمی رستم و سهراب و ادیپ با محوریت جنگ...بیشتر
از نیمه دوم بهتر میشه.