
معرفی کتاب اولین پاسپورت من
«اولین پاسپورت من» داستان کوتاهی از اورهان پاموک(-۱۹۵۲)، نویسنده ترکیهای برنده جایزه نوبل ادبیات است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اولین پاسپورت من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | اولین پاسپورت من |
|---|---|
| موضوع: | داستان کوتاه، داستان خارجی |
| نویسنده: | اورهان پاموک |
| مترجم: | مجتبی اسماعیلزاده |
| انتشارات: | خانه داستان چوک |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۰.۱۷ مگابایت |
| تعداد صفحهها: | ۱۰ صفحه |
| قیمت کتاب: | رایگان |
| برچسب: | برنده نوبل، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
مترجم محترم توجه کنند که وقتی "جنوا" می نویسن تصور میشه شهری در ایتالیا مدنظر بوده درحالیکه اورهان پاموک از "ژنو" حرف میزنه که در سوئیس واقع است چندتایی هم اشتباهات تایپی وجود داشت که در بعضی کتاب های دیگه هم شاهدش...بیشتر
واقعا وقتی توانایی کار رایگان نداریم، بیایم و انجامش ندیم. به خدا اینطوری سنگینتریم. متن به لحاظ ترجمه و ویرایش در سطح «ناخوانا» طبقه بندی میشه. اشتباهات ترجمه و ویرایش و زبان فارسی پر از غلط به حدی هستن که حتی نمیشه ازشون...بیشتر
الان این چی بود دقیقا؟ یک سری خاطرات پراکنده با کلی گویی های زیاد که هر بخش از داستان میخواد به یک چیز متفاوت بپردازه و در نهایت به هیچ کدوم به طور مناسب نمیپردازه هیچ چیز خاصی در داستان وجود نداره...بیشتر
اگر سرگذشت پاموک را بدانید یک بریده جذاب و کوتاه درباره زندگی اش است.
ژنو شهری است در سوییس و جنوا شهری در ایتالیا! کاش انقدر سردستی ترجمه نکنید.
موضوع خوبه، اما خیلی مبتدیانه بهش پرداخته شده
بی معنی و مفهوم. نه حرفی داشت نه هدفی. شاید دیگه اوج بار معنایی داستان تو جمله ی "پاسپورت سندی نیست که نشان دهد ما چه کسی هستیم. بلکه نشان میدهد مردم راجع به ما چگونه فکر می کنند." ...بیشتر
کتاب جالبی بود درباره مهاجرت و برخی چالش های مربوط به آن
کلا این داستان هیچ هدف و موردی رو دنبال نمیکنه من که هیچ علاقه ای بهش نداشتم . واقعا بعضی داستان ها فقط سوزاندن وقته
داستان بسیار جالبی بودش....من با خوندن این داستان کوتاه درواقع میخواستم ببینم آیا از تحریر نویسنده خوشم میاد یا نه...و خوشحالم که تصمیم گرفتم این داستان رو بخونم ....چون متاسفانه فکر میکردم کتابهای اورهان پاموک هم مثل سریالهای ترکی که...بیشتر
من که نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم، یه خاطره نویسی بدون هیجان، بدون جذاببت و بدون اتفاقی خاص
اگر میشد همین یه ستاره رو هم نمیدادم. نه میشه اسمشو گذاشت داستان، نه خاطره. حتی در حد روزمره نویسی هم نبود.
ترجمه بد بود . بیشتر خاطره بود تا روایت یک داستان.
ترجمه به طور کل بد نبود؛ مگر اشتباه فاحش جنوا و اشتاههای تایپی. ولی داستان، داستان نبود. بیشتر شبیه یه برگ از دفترچهی خاطرات بود. شاید هم شبیه به یه سخنرانی ملیگرایانه. ولی داستان نبود.
ممنونم.داستان زیبایی بود.