
کتاب زیر چتر خورشید
معرفی کتاب زیر چتر خورشید
کتاب زیر چتر خورشید نوشته اسما کرمی پور توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این رمان ایرانی در یک کارخانه که در آستانهی ورشکستگی است، میگذرد. رمان با ورود صاحب جدید، ماجراهای تازهای رقم میزند. شخصیتهای اصلی اثر ازجمله نیما کاردان و سایه صداقت، درگیر چالشهای کاری، روابط انسانی و کشمکشهای درونی میشوند. این اثر داستانی با زبانی صمیمانه و طنزآمیز، فضای کارگری و خانوادگی را به تصویر میکشد و به موضوعاتی چون اعتماد، مسئولیتپذیری، پیشداوری و نقش زنان در مدیریت میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زیر چتر خورشید اثر اسما کرمی پور
کتاب زیر چتر خورشید با محوریت زندگی روزمرهی کارکنان یک کارخانهی تولید مواد شوینده و آرایشی، رمانی پرحادثه را رقم زده است. اسما کرمی پور در این رمان ایرانی، فضای کاری و روابط میان کارگران، مدیران و صاحبان کارخانه را با جزئیات و نگاهی واقعگرایانه ترسیم کرده است. اثر با ورود صاحب جدید کارخانه، خانم صداقت، آغاز میشود؛ زنی جوان که با وجود نداشتن تجربهی مدیریت کارخانه، مسئولیت احیای مجموعهای ورشکسته را بر عهده میگیرد. رمان از زاویهی دید نیما کاردان، سرپرست آزمایشگاه، پیش میرود و مخاطب را با دغدغهها، شوخیها و روابط پیچیدهی میان شخصیتها همراه میکند. استفاده از طنز و پرداختن به مسائل اجتماعی و خانوادگی از ویژگیهای این اثر داستانی است. رمان زیر چتر خورشید به چالشهای اقتصادی و مدیریتی پرداخته و لایههایی از روابط عاطفی، پیشداوریهای جنسیتی و تلاش برای اثبات خود را نیز در دل اثر جای داده است.
خلاصه داستان زیر چتر خورشید
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با بحران ورشکستگی یک کارخانه آغاز میشود؛ جایی که نیما کاردان، سرپرست آزمایشگاه، بههمراه سایر کارکنان، منتظر ورود صاحب جدید کارخانه هستند. با ورود خانم صداقت، زنی جوان و ناشناخته، همه غافلگیر میشوند. صداقت با صراحت اعلام میکند که تجربهای در ادارهی کارخانه ندارد، اما با امید و همکاری جمعی قصد دارد مجموعه را احیا کند. نیما که ابتدا با تردید و پیشداوری به صداقت نگاه میکند، بهتدریج تحتتأثیر رفتار متواضعانه و قاطعانهی او قرار میگیرد. در کنار مسائل کاری، روابط میان کارکنان، شوخیها و رقابتها و نیز زندگی خانوادگی نیما و خواهرش (نجلا)، فضای رمان را شکل میدهد. ورود شخصیتهایی مانند بنیامین، ژاله و مهسا، ماجراهای عاطفی و طنزآمیزی را به اثر میافزاید. با تلاش جمعی و تغییر فرمولاسیون محصولات، کارخانه جان تازهای میگیرد، اما گذشتهی مبهم صداقت، حضور رقیب قدیمی (سعیدی) و رازهایی که بهتدریج آشکار میشود، رمان را بهسمت گرهافکنیهای جدید میبرد. نیما با چالشهای شخصی و حرفهای دستوپنجه نرم میکند و رابطهاش با صداقت وارد مرحلهای تازه میشود.
چرا باید کتاب زیر چتر خورشید را بخوانیم؟
رمان زیر چتر خورشید کوشیده است تا تصویری ملموس از فضای کاری و روابط انسانی در یک کارخانهی ایرانی ارائه میدهد. این رمان با ترکیب طنز، واقعگرایی و پرداختن به مسائل اجتماعی، نهتنها سرگرمکننده است بلکه به دغدغههایی چون اعتماد، مسئولیتپذیری، پیشداوریهای جنسیتی و نقش زنان در مدیریت میپردازد. خواننده با شخصیتهایی روبهرو میشود که نقاط قوت و ضعف خود را دارند و در موقعیتهای مختلف، واکنشهایی انسانی و باورپذیر نشان میدهند. روایت از زاویهی دید نیما، امکان همذاتپنداری و درک بهتر فضای داستان را فراهم میکند. همچنین حضور شخصیتهای فرعی با ویژگیهای منحصربهفرد، به رمان حاضر رنگ و عمق بیشتری میبخشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان، کسانی که دغدغهی روابط کاری، چالشهای مدیریتی، نقش زنان در محیط کار و مسائل خانوادگی را دارند و افرادی که بهدنبال رمانی طنزآمیز و واقعگرایانه از زندگی روزمره هستند، پیشنهاد میشود.
درباره اسما کرمی پور
اسما کرمی پور زادهی سال ۱۳۶۸ و نویسندهای ایرانی است. از کتابهای او میتوان اشاره کرد به «زمستان داغ»، «پاییز بیمهر»، «ییلاق دلپذیر»، «دُردانَگ» و رمان «زیر چتر خورشید».
بخشی از کتاب زیر چتر خورشید
««باز هم یه سال تحصیلی جدید و یه سررسید جدید. با هر سال تحصیلی یه سررسید سیاه میکنم. هر سال زندگی پر از اتفاقات ریز و درشته. نمیدونم چه چیزهایی قراره توی این سررسید نوشته بشه و زندگی چه ماجراهایی برام داره. فقط امیدوارم محتویاتش، برعکس جلدش، سفید باشه.
دیشب ساعت ده رسیدم خوابگاه. بچهها زودتر از من رسیده بودند و کلید اتاق رو از نگهبانی تحویل گرفته بودند. به محض باز کردن در اتاق، صدای جیغ و دادمون به هوا رفت. بعد از سه ماه تعطیلات تابستونی، واقعا دلم برای دوستهام و خلوچل بازیهامون تنگ شده بود.
چمدونم رو که با بدبختی و هنهنکنون، تا طبقهٔ سوم کشیده بودم، پشت در اتاق ول کردم و پریدم بغلشون. اونقدر دلم براشون تنگ شده بود که نمیدونستم کدومشون رو بغل کنم. دستهام رو باز کرده بودم و همه رو میخواستم توی آغوشم جا بدم. اشک و لبخندمون قاطی شده بود. صورتهاشون تندتند جلو میاومد و میبوسیدنم و منم بدون اینکه بدونم این لپ کدومشونه، فقط از دم ماچ میکردم و میرفتم جلو.
الهه، نوشین، مائده، مهدیس و عاطفه. دوستان عزیزی که از سال اول حسابی با هم مچ شدیم. طبق معمول، بساط بخوربخورشون به راه بود. چای و بیسکوییت ساقه طلایی، تخمه، کیک فنجونی و مربای تمشک که مطمئنا مامان مهدیس درست کرده بود و کیکهای خوشمزهای که دستپخت مامان عاطفه بود.»
حجم
۵۲۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۲۸ صفحه
حجم
۵۲۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۲۸ صفحه