معرفی و دانلود کتاب زیر ایوان ماه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زیر ایوان ماه

کتاب زیر ایوان ماه

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرزانه صفایی فرد
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زیر ایوان ماه

کتاب الکترونیکی «زیر ایوان ماه» نوشتهٔ فرزانه صفایی فرد در انتشارات شقایق چاپ شده است. این کتاب به زخم‌ها و عقده‌هایی که در زندگی انسان تأثیر می‌گذارند، می‌پردازد و داستان چهار شخصیت اصلی را روایت می‌کند که زخم‌هایشان آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. فرزانه صفایی فرد پیش از این با کتاب کلاف برندهٔ جایزهٔ لیلی شد.

درباره کتاب زیر ایوان ماه

رمان «زیر ایوان ماه» نوشتهٔ فرزانه صفایی فرد، به بررسی زخم‌های روحی و روانی انسان‌ها می‌پردازد که در زندگی آیندهٔ آن‌ها نیز تأثیرگذار است. این کتاب داستان چهار شخصیت اصلی به نام‌های بهی، فلور، کاوه و فرهاد را روایت می‌کند که هر کدام با زخم‌های خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند و این زخم‌ها آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد. نویسنده با قلمی شیوا و تعلیقی هنرمندانه، خواننده را تا انتهای داستان با خود همراه می‌کند. این رمان در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات شقایق منتشر شده است.

کتاب زیر ایوان ماه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانه مناسب است.. این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید.

بخشی از کتاب زیر ایوان ماه

«هنگامه هنوز ایستاده بود و نگاهم می‌کرد. چه گفته بود؟ شاید توی دلش به دیوانگی‌ام می‌خندید. شاید هم ناسزا حواله‌ام می‌کرد که پول بی‌زبان دست چه آدم بی‌شعوری افتاده که خوشی زیر دلش زده و هی باطری‌های سالم ساعت‌ها را عوض می‌کند. آن هم نه یکی و دو تا، درست سیزده ساعت، به اندازهٔ سیزده سال نحس... البته این دختر بیشتر در عوالم خودش سیر می‌کرد تا درگیر قضاوت حال‌واحوال دیگران شود.

آن‌قدر جلو رفتم که صورتم تا صفحهٔ سفید ساعت فقط یک وجب فاصله داشت. با نگاهم حرکت عقربهٔ ثانیه‌شمار را یک دور کامل دنبال کردم. یک عمر بود که باطری ساعت‌ها را عوض می‌کردم بلکه یک‌بار ایراد از آن‌ها باشد و... نبود. هیچ‌وقت عیب از باطری ساعت‌ها نبود. مرض از زمان بود، از حال‌واحوال من و گردش روزگار.

پشت به ساعت، سمت انتهای سالن راه افتادم. هنگامه هنوز سر جایش ایستاده بود. راستی چه گفته بود؟ همه‌اش دو ماه بود که به اینجا آمده و جایگزین فتانهٔ احمق شده بود که دخترش را انداخت زیر دست‌وپای آن مردک لاشخورصفت بی‌همه‌چیز... خوب کردم اخراجش کردم تا حساب کار دستش بیاید. فراموش کرده بود که فلور با آدم‌های احمق مراوده‌ای ندارد!

«هرکی با فلور درافتاد ورافتاد!» جهانگیر می‌گفت و می‌خندید. پیرمرد پیزوری! خودش خوب می‌دانست که از فشار زیر کمربندش مقابلم مثل موش می‌شد. موش و موم، توی دست فلور! هه! موش را چه به تسخیر جهان؟!

فضای سالن کم‌کم روشن می‌شد. روشنایی‌اش از نور چراغ‌های آن‌سوی پنجره‌های سرتاسری بود. من، به تاریکی عادت کرده بودم... بعد از جهانگیر و خلاصی از انوار اغراق‌شده در چلچراغ‌های درون عمارت، داده بودم دورتادور ساختمان چراغ‌های پایه‌بلند بگذارند. عمارت مثل شیئی شب‌تاب وسط باغ می‌درخشید و نوری که از پنجره‌ها داخل می‌ریخت تاریکی درون را تعدیل می‌کرد. مقابل پنجره‌ها روی صندلی مخصوصم نشستم. این را هم بعد از جهانگیر داده بودم برایم بسازند. آرام‌آرام حرکتش دادم. منظرهٔ باغ از اینجا دیدنی‌تر بود. آرنج‌هایم را روی دسته‌های صندلی گذاشتم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زیر ایوان ماه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزیر ایوان ماه
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهفرزانه صفایی فرد
انتشاراتانتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۹۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۱۶۲۵۹۸
تعداد صفحه‌ها۵۸۴ صفحه
قیمت کتاب۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

sadeghi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۳

معرفی کامل👇 موضوع رمان: ✨️خانوادگی عاشقانه و اجتماعی 🌙کتاب درمورد زندگی چهار نفره: بهی فرهاد کاوه و فلور ✨️صحنه پردازی به شدت قویه طوری که شما هر لحظه خودتون رو توی داستان و کنار شخصیت‌ها می‌بینید 🌙از شخصیت پردازی که نگم هر کارکتری به نحوه‌ی خودش...بیشتر

۲
zohre nazari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۱

با قلم خانم صفایی فرد آشنایی داشتم و همین باعث شد که برم سراغ این کتاب‌‌. در مقایسه با خیلی از قلم ها و سوژه‌ها که نوشته میشن بسیار خوب هستش‌. من پای داستان نشستم و تا انتها خوندمش و فکر...بیشتر

۰
sadeghi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۳

معرفی کامل کتاب👇👇👇 داستان درمورد دختری به اسم بهی هست که بعد از فوت خواهرش دلش می‌خواد جای خالی اونو برای خواهرزاده‌ش پر کنه ولی اتفاقاتی پیش میاد که... شخصیت‌های اصلی: بهی فرهاد کاوه فلور شاید در نگاه اول روایت‌ داستان براتون گنگ به نظر بیاد ولی...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۹

نویسنده در پردازش و بیان قصه توانا و چیره دست دیده میشد شاید تنها ایراد آن طولانی بودنش بود طوری که از نیمه کتاب به بعد از حوصله خواننده خارج میشد و بعضی از مسایل زیادی کشدار شده بود مثل...بیشتر

۰
miss dib
۱۴۰۳/۱۲/۱۷

کتاب قشنگی‌ بود، داستان پخته و جذابی داشت پیشنهاد می‌کنم

۲
آرام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۲

سلام موضوع جدیدی داشت ،دور از جمله ها و عشقهای الکی بود

۰
کاربر 4445005
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۱

کتاب زیبایی است

۰
کاربر ۳۷۴۱۱۶۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۲

ادبیات خاصی داشت ، عادت کردم وازش لذت بردم زندگی بهرو با غمها وشادی هاش وفلور و کاوه از همه دوست داشتنی تر کاوه وتینا وآخ از دل بهرو وقصه ی زنان سرزمین ما .

۰
اوريا
۱۴۰۳/۱۲/۲۱

در یک کلام: عالی👌🏻

۰
sss
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۷

«معلومه که غمها حذف نمی‌شن ولی شادی‌ها هم باید لمس بشن» و این داستانی است از غم‌ها و شادی‌ها با قلمی خوب و سبکی از جالب که هر بار از زبان شخصیتی از داستان است.

۰
کاربر ۱۵۳۴۸۰۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

بسیار روان با شخصیت های عمیق و باورپذیر و قابل تعمق.

۰
م.ن
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

به لحاظ فن نویسندگی و قوت داستان کتاب قابل ستایشی هست. کتابی با موضوع رذائل اخلاقی، خودخواهی هایی که تا کجاها پیش میره و بقیه رو ویران میکنه... ولی کتاب تلخیه، ۱۰۰۰ صفحه با کام تلخ و اعصاب خرد کتاب رو...بیشتر

۰
شهره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۹

دردناک ولی جذاب بود و از ویدا و مهین متنفرم

۰
Mah
۱۴۰۴/۰۱/۰۷

بینظیر بود

۰
Farzan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۱۳
مادر می‌گفت: «می‌خوای عیار آدم‌ها دستت بیاد باهاشون غذا بخور... حرف کم‌خوردن یا چی خوردن نیست، حرف چه‌جوری خوردنه!»
میم الف
۸
بدترین تنبیه آدم‌ها ندیدگرفتن حضورشان بود!
میم الف
۷
پدر و مادرها با به‌دنیاآوردن بچه‌ها بدبخت‌شان می‌کردند و با مردن‌شان، بدبخت‌تر!
نارسیس
۷
بعضی حرف‌ها نه ارزش گفتن داشتند نه شنیده‌شدن!
نارسیس
۷
سرنوشت رو نباید دست کم گرفت. گردی زمین باز ما رو سر راه هم قرار داد. ‫ عاقل‌اندرسفیه نگاهش کردم. ‫ ـ خوشبختانه اختیار من دست گردی زمین نیست!
bamdad74
۶
پس اگه مطمئنی دیگه کاری از دستت برنمی‌آد، وقتشه که بگی گور باباش
bamdad74
۶
معلومه که غم‌ها حذف نمی‌شن؛ اما قراره شادیا هم لمس بشن...»
نارسیس
۶
وقتی بشی کیسه بکس، حتی نمی‌تونی به‌خاطر ضربه‌هایی که می‌خوری اعتراض کنی!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۵
بعضی تجربه‌ها ارزش دو بار امتحان‌شدن رو ندارن.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۵
همه‌چیز رو نمی‌شه با هم داشت.