کتاب بی اجازه بیتا فرخی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بی اجازه

کتاب بی اجازه

نویسنده:بیتا فرخی
انتشارات:نشر سخن نو
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۱از ۵۰ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب بی اجازه

کتاب الکترونیکی «بی اجازه» نوشتهٔ بیتا فرخی در نشر سخن نو چاپ شده است. این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید.

درباره کتاب بی‌ اجازه

ثمین دختری از خانواده‌ای مرفه اما از هم گسیخته است. او تصمیم گرفته است مستقل زندگی کند. ثمین برای کار به شرکتی معرفی شده است که هومن راد مدیر آنجاست. او مردی خودخواه و مغرور و مرموز به نظر می‌آید و این ثمین را به فکر می‌اندازد تا هرطور شده رویش را کم کند. هرچند هومن راد نیز دست‌کمی از دختر ندارد و او را برای کار در قسمتی انتخاب می‌کند که بار کاری بالایی دارد. ثمین در شرایطی دشوار به سر می‌برد و هیچ دوست ندارد که هومن نیز به شرایط دشوارش دامن بزند.

کتاب بی اجازه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به دوستداران داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب بی اجازه

«بغضم را فرو دادم و به ذهنم قفل زدم تا صندوقچهٔ گذشته‌ها را باز نکند. در کمد را باز کردم و بی‌تعلل لباس‌هایم را درهم‌برهم و شلخته داخل چمدان انداختم. دلم نمی‌خواست یک دانه از لباس‌هایم در این خانه بماند و احیاناً هدیه صاحبش بشود و از سویی سلیقه و حوصلهٔ تا کردن و درست چیدنشان را هم نداشتم. انگار این لباس‌ها هویت و گذشتهٔ مرا در خود پنهان داشتند؛ رازها و شادی‌ها و خستگی‌هایم را... جعبهٔ خاطراتم را از پشت کتاب‌های بالاترین قفسهٔ کتابخانه برداشتم و آن را هم روی لباس‌ها گذاشتم و مستأصل، خیره به وسایلم ماندم.

من در آستانهٔ دورهٔ جدیدی از زندگی‌ام ایستاده بودم و نمی‌دانستم روزگار چه بازی‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و تازه‌ای برایم تدارک دیده است! من کم از این دنیا نخورده بودم و امیدی به بهبود جهانم نداشتم اما خیلی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهی درگیر ماجراهایی می‌شوی که خودت هم نمی‌فهمی چطور زندگی‌ات را بالا و پایین می‌کند! اتفاقاتی که هم تو را تغییر می‌دهد، هم دنیایت را.

در چمدان را بستم و با سختی نزدیک کتابخانه هُلش دادم و نیم‌نگاهی از پنجرهٔ بزرگ اتاقم به بیرون انداختم. آسمان صاف و آفتابی بود و آدم‌ها و زندگی‌شان از طبقهٔ دوازدهم آن برج بلند، کوچک و دور به نظر می‌رسیدند. قرار بود از آن به بعد طبقهٔ اولِ ساختمان جمع‌وجور سه طبقه‌ای منزلم باشد. قرار بود پرت شوم میان دنیایی که تمام تلاشم فاصله گرفتن از آن بود.»

نظرات کاربران

13700
۱۴۰۴/۰۶/۳۱

از این مردها اگه بود منم صدا کنین. ماهم بهش یه روزی گفتیم نمیخوام بری سکوت کرد و رفت...

samira pourmohamad
۱۴۰۴/۱۲/۱۵

اگر دنبال سرگرمی با یه داستان ساده و بدون پیچیدگی که احساس آروم و خوبی داشته باشه هستید، این کتاب میتونه انتخاب خوبی باشه. اما اگر یه داستان قوی یا یک عاشقانه خاص میخواید چندان انتخاب مناسبی نیست.

کاربر ۴۲۵۸۸۱۹
۱۴۰۴/۰۳/۰۷

متن روان سوژه خوبی داشت اما به خوبی پرداخت نشده بود حوادث خیلی سطحی و گاها کودکانه کنار هم قرار هم گرفته بودن ...حتی بعضی مسائل مطرح شده و پا در هوا رها شدن...اگه دنبال قصه پخته و با ارزش

- بیشتر
minooka
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

داستان متفاوت و جالبی داشت، بنوعی شاید بشه گفت کمی ارزش ها و هنجار هایی که ادم در طول زندگی به عنوان دیدگاه کسب کرده رو زیر سوال میبرد، ولی برای من داستان خیلی پر کششی نداشت تا یک جایی

- بیشتر
کاربر ۸۱۸۶۱۷
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

ثمین رستگار و هومن راد بخونید بد نبود به نظرم بخونید

Ava
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

قشنگ بود واقعا لذت بردم،داستان خب داستان عاشقانه ای بود ولی موضوعش تکراری نبود و من خوشم اومد.

ملیکا
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

خوب بود ولی عالی نبود یه جاهایی لوس می‌شد ولی حس خوبی بهم منتقل کرد و آدم مشتاق میکرد تا ادامه کتاب بخونه بی حاشیه و آروم بود ولی ازش توقع بیشتری داشتم حقیقتا یه داستان عاشقانه بدون پیچش خاصی بود

- بیشتر
پرستو
۱۴۰۴/۱۲/۰۵

تو سه روز سه تا کتابای خانم فرخی رو که توی طاقچه موجود بود خوندم و باید بگم واقعا لذت بردم.. خدا قوت و ممنونتونم..🤍

Farzan
۱۴۰۴/۰۶/۱۶

عالی بود

شهره
۱۴۰۴/۰۵/۲۶

یه شیرکاکائوی گرم شومینه یه منظره زیبا حسم بود موقع خوندن کتابی که دوبار پشت سرهم خوندمش و لذت بردم چه خوبه بی اجازه به زندگیت نفس بدن امید بدن رنگ بدن و نور

حجم

۴۱۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۸۲ صفحه

حجم

۴۱۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۸۲ صفحه

قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
تومان