
کتاب ضد نور
معرفی کتاب ضد نور
کتاب ضد نور نوشتهٔ عاطفه انصاری است. انتشارات شقایق این رمان معاصر ایرانی را منتشر کرده است.
درباره کتاب ضد نور
کتاب ضد نور برابر با یک رمان معاصر و ایرانی است که در ۱۷ فصل نوشته شده است. این رمان در حالی آغاز شده است که راوی از ما معنای ضدّ نور را میپرسد. او این عبارت را معنا میکند. راوی از یک گروه سخن میگوید که افراد آن هویتهایی قلابی و گوناگون دارند. او کیست و داستان چیست؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.
خواندن کتاب ضد نور را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب ضد نور
«فصل سیزدهم: پولشویی
در یه تعریف ساده، به تبدیل سود حاصل از خلافکاری و فساد، به داراییهای به ظاهر مشروع گفته میشه. در فرایند پولشویی، پول حاصل از اقدامات غیرقانونی تبدیل به پول یا ثروتی میشه که در ظاهر از راههای قانونی بدست اومده و به این طریق «پول شسته شده» وارد اقتصاد میشود. اصلیترین دلیل پولشویی، نامشخص باقی موندن منبع درآمد هست. البته بعضی از افراد برای فرار مالیاتی هم دست به پولشویی میزنن.
از این توضیحات میشه به یه نتیجه مهمی رسید و اون اینه که پولشویی هیچوقت جرم اصلی نیست! در حقیقت پولشویی راهی برای سرپوش گذاشتن روی جرم اصلی هست. جرمهایی مثل قاچاق مواد مخدر، اختلاس، رشوه، قاچاق اسلحه و یا داشتن یه سایت شرطبندی!
حضور پدر نفس و صحبتاش راجعبه آدمی که بیهوا سر رسیده و بدهیاش رو پرداخت کرده، جو جدیدی رو بین ما ایجاد کرد. یهجور تغییر عقیده دربارهٔ نحوهٔ پسگرفتن حقوحقوقی که همیشه معتقد بودیم ازمون سلب شده. تغییر عقیدهای که درنهایت ما رو با مهراب سعادت و پیشنهاد شش میلیاردی وسوسهکنندهش همراه کرد!
راس ساعت نه، صبح همگی در آدرسی که برای من فرستاد، حاضر و آماده ایستاده بودیم. دیدن ساختمون شیک و اداری، برای بار دوم شگفتزدهمون میکنه. انگار جدیجدی قراره اون رئیس باشه و ما کارمند!
با رسیدنش، همگی وارد میشیم و با راهنماییش پا به واحدی که احتمالا قراره محل کارمون باشه میذاریم. هنوز از دیدن محیط دور و برمون با دکور سفید و دلبرش فارغ نشدیم که بیمقدمه سر اصلمطلب میره و تمام حواسمون رو معطوف خودش میکنه.
- خب دوستان، اینجا بودنتون یعنی به اندازهٔ کافی اعتمادتون جلب شده و قراره از این به بعد با هم همکار باشیم.
رو به نفس میکنه و دست به سینه با ژست خاص خودش به میز چوبی سفیدرنگی که توی سالن قرار داره، تکیه میده.
- من حسننیت خودم رو ثابت کردم و حالا نوبت شماس. قبل از هرچیز باید بهتون بگم که از امروز دور هر کاری که داشتین رو خط میکشید. کار شما از امروز تا یه ماه و نیم آینده، اینجاس و بعد از اونم به نظرم پولی که میگیرید اونقدری هست که حداقل کفاف چندماه سر کار نرفتنتون رو بده. کسی مشکلی داره؟
- من نمیتونم کارم رو برای کاری که شاید بشه و شاید نشه ول کنم. من مشکل دارم!
سرور خواهر همیشه عاقل من بوده و این حرف چندان بعید نبود. مهراب با جدیت نگاهش میکنه.
- اگه نشد، تضمین کار بعدیت با من. خوبه؟
چه دستودلباز!
سهم اعتراض بعدی به شریف میرسه.»
حجم
۵۱۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۷۶ صفحه
حجم
۵۱۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۷۶ صفحه
نظرات کاربران
کتاب بدی نبود....ماجرای معماییش خوب بود اگرچه داستان عشقی تکراری بود....نمیدونم چراینهمه نظرات منفی بود ولی اونقدرا هم بد نبود
کتاب اصلا به سلیقه من نبود طرز تفکر نویسنده در حوادث و اتفاقات داستان بسیار خام و بچه گانه بود و شخصیت اصلی خیلی ضعیف و آویزون بود نمیدونم چرا نویسنده های زن ایرانی دوست دارند قهرمان داستانشان یک زن
عالی پرهیجان شیرین و شاد و متفاوت عالیه حتما بخونزدش
خیلی قشنگ بود فقط نویسنده یکم سریع داستان جمع کرد مثلا راجب فهمیدن موضوع باده که چطور مهراب فهمیده دقیق توضیح نداد خلاصه وار توضیح داد یا رفتن مجتبی ک اصلا مشخص نشد چطور رکب خوردن دقیق فقط خلاصه وار
ساعت شیش صبحه این پیامو مینویسم و حس و حال نوجوونیمو دارم وقتی با ی رمان کیلو کیلو قند تو دلم اب میشد اصلا متوجه نمیشم چرا این همه نظر منفی؟ مگه ما از رمان های عاشقانه ایرانی چیزی بجز همین عشقای
ازش خوشم اومد پردازش خوبی داشت کمتر از ۱۹ ساعت بی وقفه خوندم و تمام کردم و لذت بردم. قلمت مانا خانم نویسنده خوش قلم
خوب بود، سوژه نسبتا حدیدی داشت
سبک داستان و دوست داشتم
کتاب خوبی بود من خیلی دوستش داشتم.بسیار بی حاشیه و روان بود.ممنونم از نویسنده عزیز
کتاب خوبی بود