
کتاب مهرطلبی ممنوع
معرفی کتاب مهرطلبی ممنوع
کتاب مهرطلبی ممنوع نوشتهی هیلی مگی و با ترجمهی علی موسوی دهشیخ، اثری است که به موضوع راضینگهداشتن دیگران و پیامدهای آن در زندگی فردی و اجتماعی میپردازد. این کتاب توسط نشر مون منتشر شده است و تلاش دارد با رویکردی تحلیلی و کاربردی، به بررسی ریشهها، نشانهها و راههای رهایی از الگوی مهرطلبی بپردازد. نویسنده با بهرهگیری از تجربیات شخصی، روایتهای واقعی و پژوهشهای روانشناسی، به خواننده کمک میکند تا مرز میان مهربانی سالم و مهرطلبی آسیبزا را تشخیص دهد و راهکارهایی برای بازیابی عزتنفس و استقلال عاطفی ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مهرطلبی ممنوع
کتاب مهرطلبی ممنوع اثر هیلی مگی، با ترجمهی علی موسوی دهشیخ، به بررسی پدیدهی مهرطلبی و تأثیرات آن بر زندگی افراد میپردازد. این کتاب در قالب چهار بخش اصلی، ابتدا به تعریف و ریشههای مهرطلبی میپردازد و سپس راهکارهایی برای شناسایی احساسات و نیازهای شخصی، تعیین مرزهای سالم در روابط و مراقبت از خود ارائه میدهد. نویسنده با تکیهبر روایتهای واقعی و تحلیلهای روانشناختی، نشان داده است که مهرطلبی نهتنها یک رفتار فردی، بلکه الگویی فرهنگی و اجتماعی است که میتواند سلامت روان و کیفیت روابط را بهشدت تحتتأثیر قرار دهد. ساختار کتاب بهگونهای طراحی شده که خواننده را از شناخت مشکل تا یافتن راهحلهای عملی و تجربهی رشد شخصی همراهی میکند. در این مسیر، به تفاوتهای ظریف میان مهربانی و مهرطلبی، نقش تربیت خانوادگی، آسیبهای روانی، هنجارهای جنسیتی و تأثیر فرهنگ بر شکلگیری این الگو پرداخته شده است. کتاب مهرطلبی ممنوع با ارائهی تمرینها و مثالهای ملموس، مخاطب را به سوی خودآگاهی و تغییر تدریجی رفتارهای مهرطلبانه هدایت میکند.
خلاصه کتاب مهرطلبی ممنوع
کتاب مهرطلبی ممنوع با تمرکز بر مفهوم مهرطلبی، به بررسی ریشهها و پیامدهای این الگوی رفتاری میپردازد. نویسنده توضیح داده است که مهرطلبی به معنای اولویتدادن مداوم به نیازها و خواستههای دیگران، حتی به قیمت نادیدهگرفتن خود، ریشه در ترس، اضطراب و نیاز به تأیید دارد. این رفتار اغلب از دوران کودکی و تحت تأثیر شیوههای تربیتی، آسیبهای روانی، هنجارهای جنسیتی و فشارهای فرهنگی شکل میگیرد و در بزرگسالی به صورت ناتوانی در نهگفتن، تعیین مرز و بیان احساسات واقعی بروز میکند. کتاب در چهار بخش اصلی، ابتدا به شناسایی و تحلیل مهرطلبی و تفاوت آن با مهربانی سالم میپردازد. سپس با ارائهی روایتهای واقعی و تمرینهای عملی، راههایی برای بازگشت به خود، شناسایی احساسات و نیازها، و ایجاد مرزهای سالم در روابط پیشنهاد میدهد. نویسنده تأکید کرده است که شکستن چرخهی مهرطلبی نیازمند خودآگاهی، تمرین مستمر و پذیرش احساسات دشوار است. در ادامه، به چالشهای عاطفی و روانی ناشی از تغییر این الگو پرداخته شده و ابزارهایی برای تابآوری و مراقبت از خود معرفی شده است. در نهایت، کتاب نشان داده است که رهایی از مهرطلبی میتواند به افزایش عزتنفس، بهبود روابط و تجربهی زندگی اصیلتر منجر شود.
چرا باید کتاب مهرطلبی ممنوع را بخوانیم؟
کتاب مهرطلبی ممنوع با رویکردی پژوهشمحور و مبتنیبر تجربههای واقعی، به یکی از مشکلات رایج و کمتر شناختهشدهی روابط انسانی میپردازد. این کتاب با ارائهی تمرینهای عملی و مثالهای ملموس، به خواننده کمک میکند تا ریشههای مهرطلبی را در زندگی خود شناسایی کند و بهتدریج الگوهای رفتاری ناسالم را تغییر دهد. ویژگی شاخص این اثر، توجه به ظرایف عاطفی و واقعیتهای پیچیدهی روابط انسانی است؛ بهگونهای که نهتنها به تحلیل مسئله بسنده نشده، بلکه راهکارهایی برای مواجهه با احساس گناه، ترس و خشم نیز ارائه شده است. خواندن این کتاب میتواند به افزایش خودآگاهی، بهبود عزتنفس و ایجاد روابط سالمتر کمک کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مهرطلبی ممنوع به کسانی پیشنهاد میشود که در روابط خود با مشکل نهگفتن، احساس گناه، اضطراب از طرد شدن یا ناتوانی در بیان نیازهای شخصی مواجهاند. همچنین به افرادی که به دنبال افزایش عزتنفس، تعیین مرزهای سالم و رهایی از وابستگی به تأیید دیگران هستند، توصیه میشود. این کتاب برای علاقهمندان به رشد فردی، روانشناسی و بهبود کیفیت روابط نیز مفید است.
بخشی از کتاب مهرطلبی ممنوع
«اکثر روزهای عمرم به مهرطلبی گذشت. آنقدر برایم عادی بود که حتی کلمهای برای توصیفش نداشتم. وقتی کسی چیزی از من میخواست ـ فرقی نمیکرد عضوی از خانواده باشد یا دوست، یا معشوق یا شخصی غریبه ـ علیرغم احساس ناراحتی، درماندگی یا خشم درونیام، خواستهاش را برآورده میکردم. مهم نبود که به جلسهای دیر برسم؛ مهم نبود که اجرای گروه موسیقی دوستم را از دست بدهم؛ مهم نبود که هرگز نخواهم طرف مقابل را دوباره ملاقات کنم. من مهرطلب بودم. دیگران را به خودم ترجیح میدادم. نمیتوانستم نه بگویم. در روابط عاطفی به موسیقی موردعلاقهٔ طرف مقابلم گوش میدادم، با دوستان او وقت میگذراندم و بحثهایمان طبق خواستهٔ نامزدم پیش میرفت. در خانوادهٔ خودم احساس میکردم من مسئول عواطف دیگرانم؛ بسیار بیشتر از عواطف خودم، ناظر و مراقب عواطف آنها بودم. در دوستیهایم، خیلی برایم سخت بود که حرف دلم را بزنم؛ چون متقاعد شده بودم که آدم «کسلکنندهای» هستم، بسیار راحتتر بودم که شنونده باشم. اطرافیانم من را آن «آدم خوشحالی» میدانستند که «همیشه لبخند به لب دارد». درست است که این برچسبها نوعی تمجید تلقی میشدند، اما غمی عمیقتر را کتمان میکردند: حس دردناک اینکه هیچکس واقعاً مرا نمیشناسد و حتی برایش مهم نیست که بشناسد.»
حجم
۵۸۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۵۸۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه