
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره
معرفی کتاب فروشگاه فرصت های دوباره
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره (The Second Chance Convenience Store)، نوشته کیم هو ــ یئون و ترجمه شیما حسینی، داستان فروشگاهی کوچک در محلهای معمولی از سئول است که در آن آدمهای خسته از زندگی روزمره شانس دوبارهای برای تغییر پیدا میکنند. در این کتاب، یک معلم تاریخ بازنشسته، یک بیخانمان فراموشکار، کارمندان پارهوقت و مشتریهای بدقلق در کنار هم شبکهای از روابط تازه میسازند. داستان از قلب این فروشگاه شبانهروزی، بهسراغ تنهایی، پیری، خانواده، کار، فقر و امید میرود. نشر مون در سال ۱۴۰۴ این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فروشگاه فرصت های دوباره اثر کیم هو ــ یئون
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره با تمرکز بر زندگی خانم یام، دبیر بازنشستهی تاریخ، و فروشگاه شبانهروزی «همیشه» شکل گرفته است؛ فروشگاهی کوچک در محلهی چانگپادانگ که زیر فشار رقابت فروشگاههای زنجیرهای و مشکلات مالی، بهسختی سر پا مانده است. کیم هو ــ یئون در این کتاب، از خلال یک موقعیت ساده، مسیری تازه را برای هر دو شخصیت باز میکند؛ مسیری که به دوستی، اعتماد و همکاری در فروشگاه ختم میشود. کتاب فروشگاه فرصت های دوباره در هشت فصل، ماجراهای این فروشگاه را از زاویهدید شخصیتهای مختلف دنبال میکند؛ از خانم یام و کارمند جوانش، سیهیون، تا دوکگو، مرد بیخانمانی که بهتدریج به نیروی شیفت شب تبدیل میشود.
در این کتاب، به جزئیات کار در فروشگاه، شیفتهای شبانه، چیدن اجناس، سروکلهزدن با مشتریهای مست، آزمونهای استخدامی دولتی، دغدغهی اجارهخانه و رقابت اقتصادی نیز پرداخته شده است. کیم هو ــ یئون در کتاب فروشگاه فرصت های دوباره، درعینحال به روابط خانوادگی، فاصلهی نسلها، احساس گناه و مسئولیت والدین در قبال فرزندان بزرگسال و نیز نقش کلیسا و کار داوطلبانه در زندگی شخصیتها میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک مکان کوچک میتواند به صحنهی برخورد رؤیاها، شکستها و فرصتهای تازه تبدیل شود.
خلاصه داستان فروشگاه فرصت های دوباره
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره از لحظهای آغاز میشود که خانم یام در قطار متوجه گمشدن کیف پولش میشود و تلفنی از مردی ناشناس در ایستگاه سئول دریافت میکند. این مرد، که بعداً معلوم میشود بیخانمان است، کیف را پیدا کرده و در ازای استفادهی موقت از کارت بانکی، آن را نگه میدارد تا صاحبش برگردد. برخورد او با دزدها و پافشاریاش بر پسدادن کیف به صاحب واقعی، نگاه خانم یام را به او عوض میکند و او را به فروشگاه میکشاند.
در ادامه، رابطهی خانم یام، دوکگو و کارمندان فروشگاه شکل میگیرد؛ دوکگو هر شب برای غذا میآید، بعد در تمیزکردن اطراف فروشگاه کمک میکند و سرانجام، پس از درگیری با چند جوان مست و دفاع از خانم یام، پیشنهاد کار در شیفت شب را میپذیرد. همزمان، زندگی شخصی خانم یام با پسر بیکار و ماجراجو، دختر جاهطلب، نوهی خردسال و دغدغهی حفظ فروشگاه، در کنار رؤیاها و نگرانیهای سیهیون برای آیندهی شغلیاش، تصویر میشود.
چرا باید کتاب فروشگاه فرصت های دوباره را بخوانیم؟
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره با تمرکز بر یک فروشگاه شبانهروزی، تصویری نزدیک از زندگی شهری، کار پارهوقت، پیری، بیخانمانی و فشار اقتصادی ارائه میکند. این کتاب نشان میدهد که چگونه یک لطف کوچک، مثل برگرداندن کیف گمشده، میتواند زنجیرهای از تغییرها را در زندگی چند نفر ایجاد کند و مفهوم فرصت دوباره را در روابط، کار و هویت شخصی بازتعریف کند.
خواندن کتاب فروشگاه فرصت های دوباره را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب فروشگاه فرصت های دوباره به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور، فضای شهری معاصر، موضوعات کاری، فقر، خانواده و تنهایی علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند از خلال یک فروشگاه کوچک، با جهان درونی آدمهای معمولی و انتخابهای دشوارشان همراه شوند.
درباره کیم هو ــ یئون
کیم هو ــ یئون نویسندهی اهل کرهی جنوبی است که در حوزههای مختلفی از جمله رماننویسی، نمایشنامهنویسی، فیلمنامهنویسی و نگارش کتابهای مصور و کمیک فعالیت دارد و از او بهعنوان داستانسرایی تمامعیار یاد میشود. او در سال ۲۰۱۳ برندهی نهمین جایزهی ادبی سِگیه شد و در سال ۲۰۲۱ نیز جوایز کتاب سال یس۲۴ و کتاب صوتی سال میلی را دریافت کرد.
ویژگی اصلی آثار او پرداخت انسانی و همدلانه به شخصیتهاست؛ طوری که داستانهایش اغلب بازتابی از زندگی روزمرهی انسانها هستند و برای مخاطب آشنا و الهامبخش به نظر میرسند.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
انتشارات کتاب کولهپشتی با ترجمهی مژگان رنجبر و انتشارات دانشآفرین با ترجمهی مهسا یعقوبی این کتاب را منتشر کردهاند.
بخشی از کتاب فروشگاه فرصت های دوباره
«موقع خرید بلیت قطار کِیتیایکس در ایستگاه سئول هنوز پیشش بود. اگرنه، بدون کارت اعتباری توی کیف پولش، پول بلیت را چطور پرداخت کرده بود؟ کیف پولش را همیشه در کیف کوچک میگذاشت. بعد، نیم ساعتی جلوی تلویزیون در سالن انتظار نشسته بود و شبکهٔ بیستوچهارساعتهٔ خبر را تماشا کرده بود. در قطار هم ساک سفر به بغل، چرتی زده بود. وقتی هم چشم باز کرد، همهچیز دقیقاً مثل قبل بود. اما درست همان لحظهای که خواست گوشیاش را بردارد، متوجه شد کیف کوچک غیب شده. از فکر اینکه همهٔ چیزهای مهمش توی همان کیف بوده، کیف پول و دفترچهٔ بانک و دفتر یادداشت، نفسش بند آمد. مغزش را حسابی به کار گرفت تا همپای سرعت قطار، خاطرهها را مرور و آن روز را در ذهنش بازآفرینی کند.»
حجم
۱۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه
حجم
۱۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه