
کتاب مارپیچ بالارونده
معرفی کتاب مارپیچ بالارونده
کتاب مارپیچ بالارونده نوشتهٔ الکس کرب و ترجمهٔ رزا حسینی سارانی است. انتشارات میلکان این کتاب را منتشر کرده است. این اثر در باب بهرهگیری از علم عصبشناسی برای وارونه کردن روند افسردگی، با تغییرات کوچک و تدریجی است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مارپیچ بالارونده
الکس کرب در کتاب مارپیچ بالارونده بیان کرده است که شاید نتوانید موقعیت کنونی خود را تغییر دهید، اما قطعا میتوانید مسیر آیندهتان را مشخص کنید. تصور کنید به جای غرق شدن در گرداب مشکلات، زندگیتان رو به اوج بگیرد. اگر ناگهان سرشار از انرژی شوید، خواب بهتری داشته باشید، زمان بیشتری را با دوستانتان بگذرانید و احساس شادی کنید، چه؟ مدارهای عصبی شما دقیقاً همان پتانسیلی را که برای افسردگی دارند، برای این حالات مثبت نیز دارند. اغلب اوقات، تنها چند احساس مثبت کافی است تا این روند آغاز شود و به دنبال آن، تغییرات مثبت دیگری در سایر جنبههای زندگیتان ایجاد شود. این همان مارپیچ صعودی است که تأثیر شگفتانگیز آن بارها در صدها مطالعه علمی به اثبات رسیده است. سؤال اینجاست که دقیقاً چه اتفاقی در مغز میافتد و این مارپیچ چگونه شروع میشود؟
تحقیقات نشان داده است که تغییرات مثبت در زندگی، عملاً منجر به تغییرات مثبت عصبی در فعالیتهای الکتریکی مغز، ترکیبات شیمیایی آن و حتی توانایی تولید سلولهای عصبی جدید میشود. این تغییرات مغزی، تنظیمات مدارهای مغزی شما را تغییر میدهد و منجر به تغییرات مثبت بیشتری در زندگی میشود. برای مثال، ورزش کردن، فعالیت الکتریکی مغز شما را در طول خواب تغییر میدهد و در نتیجه اضطراب را کاهش میدهد، خلق و خوی شما را بهبود میبخشد و انرژی بیشتری برای ورزش کردن به شما میدهد. به طور مشابه، ابراز قدردانی، تولید سروتونین را فعال میکند که خلق شما را بهبود میبخشد و به شما این امکان را میدهد که بر عادتهای بد خود غلبه کنید و دلایل بیشتری برای قدردان بودن پیدا کنید. هر تغییر کوچکی میتواند همان جرقهای باشد که مغز شما برای جهش به سمت بالا به آن نیاز دارد.
این کتاب به دو بخش تقسیم شده است: بخش اول توضیح میدهد که چرا مغز در مارپیچ نزولی افسردگی گرفتار میشود و مدارهای عصبی و ترکیبات شیمیایی مرتبط را با جزئیات توضیح میدهد. گاهی اوقات کتاب واقعاً فنی و علمی صحبت خواهد کرد، اما نیازی نیست که جراح مغز باشید تا این قوانین پایه در مورد نحوه عملکرد مغز خود را درک کنید. بخش اول بر این موضوع تمرکز دارد که درک کنید چه چیزی را میتوانید تغییر دهید و بپذیرید چه چیزی را نمیتوانید تغییر دهید. هر دوی این موارد برای یافتن راهی به مارپیچ صعودی کلیدی هستند.
بخش دوم توضیح میدهد که چگونه تغییرات خاص در زندگی میتوانند فعالیت مدارهای مختلف مغزی را تغییر دهند و روند افسردگی را معکوس کنند. علاوه بر درک و پذیرش، هشت تغییر قدرتمند وجود دارد که هر کدام منجر به یک راه حل میشود و یک فصل جداگانه به هر کدام اختصاص داده شده است: ورزش (فصل پنجم)، تصمیمگیری (فصل ششم)، خواب (فصل هفتم)، عادتها (فصل هشتم)، بازخورد زیستی (فصل نهم)، قدردانی (فصل دهم)، حمایت اجتماعی (فصل یازدهم) و کمک تخصصی (فصل دوازدهم). علاوه بر این، نکات مفیدی در سراسر کتاب پراکنده شده است که میتوانید از آنها بهرهمند شوید، چه افسرده باشید و چه نباشید. برای مثال، اگر برای ماساژ بهانهای علمی نیاز دارید، فصل یازدهم را بخوانید.
خواندن کتاب مارپیچ بالارونده را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران حوزهٔ روانشناسی پیشنهاد میکنیم. اگر به مارپیچ افسردگی مبتلا شدهاید، مطالعهٔ این کتاب میتواند برای شما مفید باشد.
بخشی از کتاب مارپیچ بالارونده
«در بهار سال ۱۸۷۰ ویلیام جیمز جوان از بحران معنا رنج میبرد و آکنده از اضطراب و اندوه بود؛ اما پساز خواندن مقالهای دربارهٔ آزادی اراده، متوجه شد میتواند خُلقش را با تغییر عادتهایش دگرگون سازد. ظرف سه سال، در هاروارد مشغول تدریس شد و سرانجام به پدر علم روانشناسی امریکا تبدیل شد. جیمز در ۱۸۹۰ نوشت: «پس نکتهٔ شگفتانگیز در همهٔ این تحصیلات، این است که دستگاه عصبی را بهجای دشمن به متحدمان تبدیل کنیم. هرچه زودتر باید هرچقدر میتوانیم، کارهای مفید را برای خود بهشکل خودکار و عادتمند درآوریم.» حتی آن زمان او نیز فهمیده بود تغییرات در زندگی باعث تغییر مغز میشود؛ بااینحال اکنون علم عصبشناسی را برای تأییدش در اختیار داریم.
عادتها همان چیزهاییاند که وقتی دربارهٔ کاری که انجام میدهید فکر نمیکنید، انجام میدهید. در فصل چهارم دربارهٔ این صحبت کردم که مغزتان چگونه در عادتهای بد گرفتار میشود، اینکه چگونه استریاتوم زبرین رویههای روزمره و هستهٔ لمیده هوسها را کنترل میکند. در این فصل دربارهٔ این صحبت خواهیم کرد که چگونه این نواحی مغز را به سودتان به کار بگیرید، بهجای آنکه علیه شما کار کنند. این شما را قادر میسازد از مزیت دستگاه عادتهای مغزتان برای رسیدگی به کارها بهره ببرید؛ بنابراین ناچار نخواهید بود همیشه منحصراً به قشر پیشپیشانی متکی باشید که بیش از حد کار میکند. پرورش عادتهای خوب ممکن است نیروی فزونیافتهای بهسوی مارپیچی بالارونده باشد؛ زیرا بهمحض آنکه عادتها را آغاز کنید، میتوانید بدون هیچ تلاش مضاعفی رفتهرفته زندگیتان را تغییر دهید.»
حجم
۲۴۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۲۴۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه