کتاب باد در موهایش می رقصید مریم چاهی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب باد در موهایش می رقصید

کتاب باد در موهایش می رقصید

نویسنده:مریم چاهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۲۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب باد در موهایش می رقصید

کتاب باد در موهایش می رقصید نوشتهٔ مریم چاهی و ویراستهٔ «نيلوفر اميری» است. انتشارات کتاب آترینا این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ ادبیات داستانی معاصر ایران قرار گرفته، رمانی در باب سرنوشت بچه‌های جنگ و بازماندگانشان و مردانی است که برای دفاع از ایران از جانشان گذشتند. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب باد در موهایش می رقصید اثر مریم چاهی

کتاب «باد در موهایش می‌رقصید» که نخستین‌بار در سال ۱۴۰۳ منتشر شده، یک رمان معاصر و ایرانی است که در هشت فصل به رشتهٔ تحریر درآمده است. از شخصیت‌های این رمان می‌توان به «ترنم» اشاره کرد. او شخصیت اصلی داستان، زنی جوان، سرد و بی‌رحم است که به‌دنبال انتقام‌گیری از مردان و مواجهه با آسیب‌های روحی ناشی از جنگ است. «اردشیرخان» یک سرمایه‌دار بزرگ در تهران است که در ابتدای رمان میزبان یک مهمانی است. «آقامراد» سرایدار خانه است که نسبت به ترنم بی‌اعتماد است و به نظر می‌رسد نسبت به او احساس نفرت دارد. «مرد دیوانه» نیز مردی است که در کنار در خانهٔ ترنم نشسته و به نظر می‌رسد دچار مشکلات روان باشد. رمان از ویلای ترنم، خانه‌ای بزرگ و کهنه که ترنم در آن زندگی می‌کند آغاز شده است؛ محیطی سرد و بی‌روح که به‌نوعی با روحیهٔ ترنم هماهنگ است. مهمانی اردشیرخان هم در محلی است که ترنم در آن به شکار مردان می‌رود و از هر موقعیتی برای تسکین حس انتقام‌جویی خود استفاده می‌کند. این داستان در زمان حال جریان دارد. نویسنده اشاره‌هایی به دوران جنگ ایران و عراق کرده است که تأثیرات آن بر شخصیت‌ها نمایان می‌شود. این رمان به مضامینی مانند انتقام و سردی روحی، جنگ و آسیب‌های روانی، تنهایی و فقدان پرداخته است.

خلاصه داستان باد در موهایش می رقصید

در این رمان، «ترنم» زن جوان و قدرتمندی است که در تلاش است خود را به‌عنوان یک فرد بی‌رحم و سرد نشان دهد. او در یک مهمانی شبانه در خانهٔ سرمایه‌داری به نام «اردشیرخان» حضور دارد. ترنم با هدف اذیت‌کردن مردها و پیداکردن آدرس «احتشام»، از موقعیت‌های مختلف برای خراب‌کردن روحیهٔ آن‌ها استفاده می‌کند. او به‌شدت از مردها متنفر است و برخی از رفتارهایش نشان از یک آسیب روحی عمیق دارد که به دوران جنگ و فقدان عزیزانش برمی‌گردد. پس از پایان مهمانی، وقتی به خانهٔ خود بازمی‌گردد، با مردی دیوانه روبه‌رو می‌شود که در برف در کنار در ورودی خانه خوابیده است. این مرد برای ترنم یادآور خاطراتی از برادر گمشده‌اش «تیام» می‌شود. او در نهایت تصمیم می‌گیرد به مرد مجنون کمک کند، اما هنوز در دل خود با زخم‌های جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند. این سرآغاز داستان است.

چرا باید کتاب باد در موهایش می رقصید را بخوانیم؟

مطالعهٔ این اثر شما را با آثار مخرب جنگ و پیامدهای آن در روزگار امروز آشنا می‌کند.

کتاب باد در موهایش می رقصید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان دربارهٔ زنی که از قربانیان آثار مخرب جنگ ایران و عراق است، پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب باد در موهایش می رقصید

«وارد محیط فرودگاه که شدند، تعداد زیادی جانباز منتظرشان بودند. حمید و بشیر هم بودند. حسین را روی ویلچر گذاشتند که خسته نشود. یکی هم برای یونا آوردند. پسرک بازیگوش را به زور مجبور کردند روی ویلچر بنشیند. هر کدام را یکی از جانبازها، که توانایی‌اش را داشت، هل داد. خیال ترنم کمی بابت تنها گذاشتن یونا در برلین راحت شد. همه خیلی هوای یکدیگر را داشتند. راهنمایی که قرار بود کارهای این گروه را در برلین انجام دهد و زبان آلمانی بلد بود، مثل یک خدمتکار، به بقیه سرویس می‌داد. بشیر جلوی پای یونا زانو زده بود تا قانعش کند باید سرم به دستش وصل کنند. صدای بشیر توجه ترنم را جلب کرد.

- این سجاده، راهنمای گروه.

سجاد دست روی سینه گذاشت و با احترام سرش را پایین انداخت.

- خانم خیلی از آشنایی‌تون خوشحال شدم، در خدمتم.

- همچنین. من ترنم هستم، لطفا با من راحت باشید.

یونا کلافه بود. اجازه نمی‌داد بشیر به دستش آنژیوکت وصل کند.

- بسه دیگه، من مریض نیستم.

- باشه داداش گلم. این آخریشه، قول می‌دم.

- نمی‌خوام، ولم کن.

ترنم حس کرد یونا دیگر تحملش را ندارد.

- بشیر می‌شه الان نزنی؟ یه‌کم ولش کن به حال خودش.

- پس من برم سراغ بقیه، بعد که بهتر شد صدام بزن.»

نظرات کاربران

کاربر 4909416
۱۴۰۴/۰۹/۳۰

واقعا زیبا نثر خوب بدون استرس و کلمات اضافی از خوندنش لذت بردم ممنون از خانم مریم چاهی

yeganeh
۱۴۰۴/۰۷/۰۵

بسیار زیبا

کاربر ۳۷۴۱۱۶۰
۱۴۰۴/۱۰/۱۸

آشنایی با اسیران جنگی آسیب دیده نداشتم همچنین بازماندگان جنگ همان‌قدر که شیرین و جذاب بود، آه از دل آدمهایی که فدا شدن ، وخوب نشدن وزندگی نرمالی نداشتن واحسنت به ترنم قصه که انسان دوست داشتنی و درستکاری بود.

آهوبانو
۱۴۰۴/۱۰/۱۷

این کتاب خارق العاده بود... هم از نظر سیر داستانی؛ هم مفهوم... شبیه رمان های تخیلی با پایان های غیرواقعی نبود؛ داستان زندگی کردن با مجروحان جنگی بود؛ بدون سانسور!!! واقعیت محض بود؛ همین جذابش میکرد؛ ۱۰۰٪ توصیه میشه بخونید که از

- بیشتر
س.ب
۱۴۰۴/۱۰/۰۵

واقعا زیبا بود

فریبا
۱۴۰۴/۱۰/۰۳

عالی عالی عالی👏 خیلی از خانم چاهی تشکر میکنم مثل همیشه رمانش حرف نداره اگه ۱۰ تا ستاره هم بود میدادم 😘 دوستان بخونین پشیمون نمیشین خیلی لذت بخشه البته بعضی جاهاش که مربوط به جنگ ایران و عراق هستش و بلاهایی

- بیشتر
کاربر 8965031
۱۴۰۴/۱۰/۱۱

زیبا بود مخصوصا واقعیت های جنگ رو به تصویر کشیده و مشکلات جانبازان عزیز رو نشون داده😔😔

شهره
۱۴۰۴/۰۶/۰۷

بینهایت زیبا اصولا به داستانهای دوران جنگ هیچ علاقه ای ندارم کم درد نکشیدیم در اون هشت سال سیاهی و همین حالا که باز بخوانیم اما این داستان فوق العاده بود محشر بود دست مریزاد فقط کاش عاقبت حسینا این

- بیشتر
کاربر 7280565
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

چقدر لذت بردم .چقدر عمیق و قشنگ بود.واقعا زیباو تاثیر گذار بود.خانم چاهی عزیز قلمتون ماندگار باد.به همه توصیه میکنم این رمان زیبا رو بخونن و با واقعیتهای درد آور و زیبای جنگ زندگی کنن.

کاربر ۸۱۸۶۱۷
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

خوندم ، غمگین شدم به فکر فرو رفتم ولی خوشم اومد

حجم

۵۲۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۵۸۴ صفحه

حجم

۵۲۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۵۸۴ صفحه

قیمت:
۱۴۵,۰۰۰
تومان