معرفی و دانلود کتاب بادها مسیر دیگری دارند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بادها مسیر دیگری دارند

کتاب بادها مسیر دیگری دارند

نوع کتاب
۳.۴(از ۴۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
محرابه سادات قدیری
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بادها مسیر دیگری دارند

کتاب بادها مسیر دیگری دارند نوشتهٔ محرابه سادات قدیری (رهایش) است. انتشارات سخن این رمان معاصر ایرانی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب بادها مسیر دیگری دارند

کتاب بادها مسیر دیگری دارند، زندگی پسر جوان عکاسی به نام «مهام کلهر» را روایت می‌کند. او عکاس موفقی است که زندگی آرامی دارد و همیشه تلاش کرده از حواشی دوری کند و سرگرم خانواده، عکاسی و احساسات خودش باشد. بیشترین دغدغهٔ این جوان گرفتن عکس‌های ساده ولی خاص از زندگی مردم عادی شهرش و برگزاری نمایشگاه و رسیدگی به گالری و آتلیه‌ است. او زندگی عاطفی به‌سامانی هم دارد، ولی همه‌چیز دست خود انسان نیست! گاه از هر چیز که فرار کنی، ناگهان می‌بینی درگیرش شده‌ای. گاه گردبادها آن‌قدر سریع در مسیر زندگی ما قرار می‌گیرند که حتی یادمان نمی‌آید مقصد کجا بوده و چه زندگی بی‌تلاطمی پیش از آن داشتیم. مسیر کم‌دست‌انداز زندگی مهام هم در پی اصرار و عشقش به تغییر حوزهٔ فعالیت و استخدامش در دفتر نشریه‌ای و آشنایی‌اش با مردی که برای تهیهٔ گزارش‌های پرخطر و جنجالی از هیچ‌چیز ابایی ندارد، دست‌خوش تغییر می‌شود؛ ارتکاب اشتباهی که آرامش زندگی‌اش را بر باد می‌دهد و مشکلات و چالش‌های سختی پیش‌رویش می‌گذارد. آیا هر اشتباهی قابل‌جبران است؟ آیا مهام می‌تواند زندگی به‌هم‌ریخته‌اش را سروسامان دهد؟ آیا آرامشی که همیشه تلاش داشته حفظش کند به زندگی خودش و اطرافیانش برمی‌گردد؟

خواندن کتاب بادها مسیر دیگری دارند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بادها مسیر دیگری دارند

«چهل و چند روز گذشته از رفتن شهرام. من و احسان و شیده ایستادیم جلوی کافه و دست‌ودل هیچکدوممون به باز کردن قفل نمی‌ره. به اصرار شیده اومدیم خرت‌وپرت‌های اون خدابیامرز رو برداریم، چون قراره کافه جمع و کلیدش به صاحب مغازه برگردونده بشه. دست شیده تو دستمه. شیده‌ای که هرچی اصرار کرده‌م منصرف بشه از اومدن قبول نکرده و همراهمون شده. شیده‌ای که داره عین یه گنجشک خیس می‌لرزه و کاری از من برای منصرف کردن یا حتی آروم کردنش ساخته نیست.

بار دومی که دیده بودمش هم همین‌جا بود، اومده بود سر میز من و احسان و صاف تو چشم‌هام نگاه کرده و ازم خواسته بود چند لحظه وقتم رو بگیره. با کمال میل قبول کرده بودم. احسان تنهامون گذاشته و اون نشسته بود به عذرخواهی بابت اشتباهی که دفعهٔ قبل کرده بود. گرم صحبت شده و بی‌اهمیت به نگاه‌های شهرام از این‌ور و اون‌ور حرف زده بودیم و سرآخر خوشحال بودم از این‌که شهرام خواهری با این‌همه نقاط مشترک با من داره.

صدای احسان منو از اون روز بیرون می‌کشه. دستش جلوم درازه و اخمش پررنگ:

- بده کلیدو! منتظر معجزه که نمی‌تونیم بمونیم!

کلیدو به‌سمتش می‌گیرم. جلو می‌ره و قفل رو باز می‌کنه. دم در دست شیده‌ای رو که داره با قدم‌های لرزون وارد کافه می‌شه می‌کشم و با صدایی که سعی دارم آرامش تزریق کنه می‌گم:

- شیده جان مجبور نیستی. چرا می‌خوای خودتو اذیت کنی، تو رو می‌رسونم خونه، برمی‌گردم با احسان ترتیب کارا رو می‌دیم. هان؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بادها مسیر دیگری دارند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بادها مسیر دیگری دارند
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:محرابه سادات قدیری
انتشارات:انتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۸/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۹.۰۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۶۰۰۵۶۳
تعداد صفحه‌ها:۸۶۸ صفحه
قیمت کتاب:۲۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

SARA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۲

داستان های خانم قدیری واقعا ارزش وقت گذاشتن دارن ؛ خیلی خوبه که به مشکلات اجتماعی میپردازن. از خواندن کتاب لذت بردم.

۰
نوریه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

خیلی پرماجرا و قوی بود فقط کاش وقتی به خوشی داستان رسید، تموم نمی‌شد و چند صفحه هم از آرامش و عشق می‌خوندیم!

۰
س.ب
۱۴۰۲/۱۱/۱۶

یکی از زیباترین رمانهایی که تاکنون خوانده‌ام سپاس از نویسنده محترم موضوعی جدید با تحریری زیبا🙏

۰
معتادِ کتاب
۱۴۰۲/۰۴/۰۹

تلخ و شیرین...ولی بخشهای تلخ کتاب خیلی برجسته بود.من که بعداز خوندنش کلی غصه خوردم😭اگه تحمل کتابای تلخ و غم انگیز ندارین نخونیدش

۱
fteme
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۳/۳۱

موضوع جدید بود و قلم روان هر چند باگ هایی داشت و ماجرا می‌تونست بهتر از این پیش بره یکی از این باگ ها هم بخش عاشقانه داستان هست که نامعلوم و سرسریه نقطه جذاب داستان برای من شخصیت ها...بیشتر

۰
.....
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۵

خسته کننده بود بر خلاف کتاب های قبلی خانم قدیری از این کتاب اصلا خوشم نیومد

۰
fateme.ghorbanzadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۸

داستان خیلی خوبی داشت با اینکه طولانی بود ولی نویسنده بیخود داستان رو کش نداده بود ، متن داستان روان بود و توصیفات بیخودی و اضافی نداشت، موضوع داستان برای من آموزنده و جدید بود اگر مهام رفتارهای شیده رو...بیشتر

۰
Ailar Ab
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

از اول که شروع کردم کتاب رو، متوجه شدم که موضوع خوبی داره، اینکه ادم واقعا باید با چشم باز انتخاب کنه، اینکه انتخاب هاش از روی صرفااا احساسات یا حتی گاهی ترمیم غرور شکسته چه تبعات فاجعه باری داره،...بیشتر

۰
fateme
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

درکل پرکشش و پر ماجرا بود، نویسنده کلا قلمش ضعیف نیست ولی مشکلی که با اغاب آثارشون دارم اول شخص بودن روایت قصه هست که فرصت دیدن زوایای دیگه داستان رو نمیده، حس خالی بودن میده بهم، اتفاقات و احساسات...بیشتر

۰
صنم
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

“خطر اسپویل” کتاب حتی برای منی که ترجیحم همیشه داستان‌هایی با تم غلیظ عاشقانه هست هم بسیااااار قشنگ بود اونقدری که واقعا دو سه روز رو کامل با مهام زندگی کردم باهاش درد کشیدم عکاسی کردم، صحنه‌ای که زنش و از...بیشتر

۰
کاربر 7902064
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

بیشتر شاید خدا گم شد رو دوست داشتم اما این کتابو هم دوست دارم😍 انگار که از دل جامعه این شخصیت هارو بیرون کشیدن عالی بود ممنونم از خانم قدیری کاش آثار دیگشون رو هم بزارید👏🏻

۰
سما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۹

کتاب جالبی بود واقعا بعضی چیزا حیرت اوره کاش دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بود

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۱

جزو بهترین رمان های سال های اخیر بود که خوندم به جا درست و عالی

۰
کاربر ۳۱۳۲۳۳۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۹

زندگی همه ما انسان ها، نتیجه انتخاب های خودمون یا اطرافیان ماست!!!

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۳۰

سطح کتاب پایین بود داستان سیر کندی را طی میکرد به طوری که خواننده را خسته میکرد بیش از حد طولانی بود و قلم نویسنده هم ضعیف بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاف
۳
نمی‌شه وقتی از دل یه فاجعه بیرون می‌آی به عقب نگاه نکنی. نمی‌تونی همونی باشی که قبل از اون اتفاق بودی
کاف
۲
گذشته‌ای که بخشی از وجودم شده. می‌شه آدم بخشی از وجودشو دور بریزه؟ نادیده بگیره؟ بخشی از خودش رو؟ فکر نکنم بشه.
Sheyda Shojaei
۰
اگه بخواد بشه می‌شه، اگه هم نه، نه. اصرار الکی فقط آینده رو تیره می‌کنه. بذار دنیا خودش ساخته بشه و ما بشینیم به تماشاش و لذت ببریم. چه کاریه زور بی‌خود بزنیم واسه چیزی که نشدنیه.