
کتاب اکو
معرفی کتاب اکو
رمان «اکو» نوشتهٔ مدیا خجسته در انتشارات شقایق چاپ شده است. این کتاب داستانی اجتماعی و عاشقانه و هیجانانگیز است که از وقایع واقعی الهام گرفته شده است و به رویدادهایی همچون سیل ۱۳۹۸ و عملیات نجات مردمی میپردازد.
درباره کتاب اکو
این کتاب با بهرهگیری از فضایی پرتنش، شخصیتهایی پیچیده، و روایتی سریع، خواننده را به دل ماجرایی پرکشش میکشاند. نثر نویسنده ساده و روان است، اما همزمان از توصیفهای دقیق و دیالوگهای پرتنش بهره میبرد. مدیا خجسته توانسته با استفاده از ضربآهنگ تند و اتفاقات غیرمنتظره، حس هیجان و اضطراب را به خواننده منتقل کند. همچنین، بهرهگیری از واقعیتهای اجتماعی و الهام از رویدادهای مستند، لایهای از عمق و اعتبار به داستان افزوده است. در ابتدای داستان با برخی از شخصیتها آشنا میشویم. نازنین زنی قوی و مستقل است که گذشتهای پر از چالش دارد و در تلاش است تا از سایههای آن رهایی یابد. علی شخصیتی مبهم و تهدیدآمیز است که در پی نازنین است و انگیزههای او در طول داستان روشنتر میشود. رانندهٔ اسنپ فردی که بهطور ناخواسته درگیر ماجرای نازنین میشود و حضور او در داستان، بُعدی واقعگرایانه به روند اتفاقات میبخشد.
خلاصه کتاب اکو
داستان با صحنهای پرتنش آغاز میشود. شخصیت اصلی، نازنین، در موقعیتی اضطراری و تهدیدآمیز قرار دارد. او بهطور ناگهانی سوار یک اسنپ میشود و با لحنی تند از راننده میخواهد که به سرعت از محل دور شود. راننده که با این درخواست غافلگیر شده، متوجه اضطراب و نگرانی نازنین میشود. طولی نمیکشد که یک ماشین به تعقیب آنها میپردازد و مشخص میشود که فردی به نام علی، که احتمالاً نقشی مهم در گذشتهی نازنین داشته، در پی اوست.
در ادامهٔ داستان، شخصیتهای بیشتری معرفی میشوند و گذشتهی نازنین بهتدریج آشکار میشود. او فردی مستقل و سرسخت است که با مشکلاتی از گذشتهی خود درگیر بوده و در تلاش است تا از آنها رهایی یابد. علی، تعقیبکنندهٔ او، بهنظر میرسد که پیوندی ناگسستنی با گذشتهٔ او دارد، اما ماهیت دقیق این رابطه بهتدریج مشخص میشود.
چرا رمان اکو را بخوانیم؟
رمان «اکو» برای علاقهمندان به داستانهای اجتماعی پرکشش که در عین حال نگاهی به مسائل واقعی جامعه دارند، انتخاب مناسبی خواهد بود. سبک روایت سریع و شخصیتپردازی قوی از نقاط قوت این اثر هستند و آن را به گزینهای جذاب برای خوانندگانی که به دنبال داستانی پر از تعلیق و هیجان هستند، تبدیل میکنند.
کتاب اکو را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به دوستداران رمانهای عاشقانه و اجتماعی ایرانی پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب اکو
«سکوت کرد. اتفاقا خوب میدانست او تا چه حد دیوانه است و چه کارهایی از دستش برمیآید. با دست لرزانش موهای روی پیشانیاش را کنار داد و با صدایی که از خشم میلرزید گفت: همون یکباری که زندگی رو واسهم جهنم کردی کافی بود. مطمئن باش دیگه نمیذارم اون کابوس تکرار بشه. دیگه هم حرفی با آدم نفهمی مثل تو ندارم. هرکاری داری زنگ بزن به وکیلم و حل کن.
گفت و گوشی را قطع کرد. با عصبانیت و گیجی به سمت خیابان رفت و با نگاهی به گوشی با صدای بلند غرید: پس کجا موند این اسنپ بیصاحاب؟
از صدای بلندش ناگهان چندنفر به عقب برگشتند و با تعجب نگاهش کردند. همزمان با صدای بوق بلند ماشینی که دقیقا پشت سرش ایستاده بود از جا پرید. راننده با چهرهای شاکی از بندآمدن راهش نگاهش میکرد اما او بیحواس نگاهی به گوشیاش انداخت. وقتی چشمش به نوشتهٔ سمند سفید افتاد، سریع سرش را بالا آورد. سمند سفید درست پشت سرش بود. گوشی را داخل جیبش گذاشت و ماشین را دور زد. همین که در عقب را باز کرد با چنددست لباس مجلسی و کتوشلواری که روی صندلی بود مواجه شد. با حرص چنان محکم در را کوبید که راننده در جایش پرید. در جلو را باز کرد و در حال نشستن، شاکی گفت: هنوز نمیدونین ماشینی که توی اسنپ باهاش کار میکنین نباید صندلی عقبش پر باشه.
پسر با چشمانی که از کاسه بیرون زده بود نگاهش میکرد اما نگاه او به روبهرو بود. گوشهٔ مانتو را میان انگشتانش مچاله کرد و زیر لب گفت: صبر کن بیشرف. چنان بلایی سرت بیارم که مرغای آسمون به حالت گریه کنن.»
حجم
۱۰۱۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۴۸ صفحه
حجم
۱۰۱۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۴۸ صفحه
نظرات کاربران
کتاب قشنگی بود ولی من چون کتاب های دیگه خانوممدیا خوندم به نظرم جذابیت کتاب مثل کتاب های قبلی نبود