
کتاب همان تلخ همیشگی
معرفی کتاب همان تلخ همیشگی
کتاب همان تلخ همیشگی نوشتۀ مائده فلاح است. این کتاب را انتشارات شقایق منتشر کرده است. ماجرای این رمان حول شخصیت دختر بیست و یکسالهای به نام یکتا میگردد که در شانزدهسالگی شاهد خودکشی دخترعمهاش، پریا، بوده و ازآنپس زندگیاش دچار بحران میشود.
درباره کتاب همان تلخ همیشگی
کتاب همان تلخ همیشگی کتابی خواندنی پنجمین اثر مائده فلاح که توسط نشر شقایق به چاپ رسیده است. داستان کتاب دربارۀ دختری به نام یکتا است که شاهد یک اتفاق دشوار و ترسناک بود که سرنوشتش را تحتتأثیر قرار داد. زاویه دید داستان از زبان سومشخص است. از نظر ساختار، این رمان در شاخۀ رمانهای احساساتی قرار میگیرد. هیجانات عاطفی شخصیتها، نقاط برجستۀ این رمان است. شخصیت اصلی و شخصیتهای کلیدی فرعی، هر یک احساسات شدیدی نسبت به حوادث پیرامون خود نشان میدهند و قلم گیرای نویسنده در ایجاد تعلیق داستان، سبب میشود مخاطب مداوم پیگیر ماجرا شود تا ببیند یکتا تا به کجا پیش خواهد رفت و آیا میتواند نقشهاش را عملی کند و سر سلامت به در ببرد یا نه؟
یکتا تنها فردی است که علت اصلی خودکشی پریا را میداند، اما سکوت اختیار کرده و به کسی حرفی نمیزند! او بعد از پشت سر گذاشتن چهار سالی که در فشار عصبی برایش گذشته، حالا با تقویت حس انتقامِ خونِ پریا، خود را به عامل یا عاملان خودکشی وی نزدیک میکند و دیگر هیچچیز برایش مهم نیست جز نابودی آنها و برای به نتیجه رسیدن نقشههایش دست به هر کاری میزند، حتی قربانی کردن احساسات و عواطفش اما غافل از بازی روزگار است و عشقی که ناخواسته در این میان جوانه میزند تا در عمق جانش نفوذ کند و پسری که سعی دارد او را از خطر دور نگه دارد، یکتا ولی نمیتواند دست از خواستهاش بکشد و ...
خواندن کتاب همان تلخ همیشگی را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟
علاقهمندان به داستانهای ایرانی میتوانند از خواندن این کتاب لذت ببرند.
درباره مائده فلاح
مائده فلاح متولد سال ۱۳۶۴، نویسنده ایرانی میباشد. فلاح متأهل و دو فرزند دارد و ساکن تهران است.
بخشهایی از کتاب همان تلخ همیشگی
بهسرعت چشمهایم را باز کردم. لعنت به من که طاقباز میخوابیدم و اولین تصویر پیش رویم سقف میشد؛ سقف و یک طناب. سقف و یک تصویر تلخ، سقف و یک پریای پرپر شده! کابوس و خواب همپای هم بودند. خواب بدون کابوس نداشتم. از تخت پایین آمدم. شلوار جین دور کمرم رد انداخته بود. شلوارم را مرتب کردم و بهطرف آیینه رفتم. موهای بافت شدهام دو طرف گردنم افتاده بود. چشمهایم را در آیینه روی خود چرخاندم و روی گردنم مکث کردم. کاش میشد آرتروز گردن میگرفتم، گردنبند طبی میبستم و هرگز چشمهایم به گردنم نمیافتاد. گذشتهٔ تلخ مامان، خونمردگیها و خراشهای گردن پریا؛ چهقدر گذشته تلخ و ترکخورده بود. گردن برایم منفورترین عضو بدن بود.
دستم را به سمت گردنم بردم و دور آن حلقه کردم. میشود کسی با دستهایش، خودش را حلقآویز کند؟ با صدای بوق ماشین، دست از گردنم جدا کرده و به سمت پنجره رفتم، پرده را کنار زدم. امیررضا پشت فرمان نشسته بود و با بوق زدن اعلام حضور میکرد. چطور میتوانست هر روز صبح به دنبال پدری بیاید که شب قبل را با زنی غیر از مادرش گذرانده بود؟ چطور میتوانست چشم در چشم هووی مادرش شود و با لبخند احوالپرسی کند؟
صدای سهراب خان را شنیدم که با مامان خداحافظی میکرد. امیررضا نگاهش را به سمت بالا آورد و من هم پرده را کشیدم.
دلم میخواست کشیدۀ آبداری به صورتش بزنم تا از خواب بلند شود، اما شاید او خود را به خوابزده؛ اگر اینطور باشد، با هیچ کشیدهای از خواب بیدار نمیشود. با خواب خرگوشیاش به شکل احمقانهای کنار آمده است.
***
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب همان تلخ همیشگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | همان تلخ همیشگی |
|---|---|
| موضوع: | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده: | مائده فلاح |
| انتشارات: | انتشارات شقایق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۸/۰۹/۰۱ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۷.۶ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸-۹۶۴-۲۱۶-۱۸۰-۵ |
| تعداد صفحهها: | ۶۱۸ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۱۴۵۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بنظر من این کتاب با اینکه نسبت به خیلی از رمان های نشر شقایق قوی تره ولی بین کارهای خانم فلاح، این کتاب ضعیف ترینشون بود. سوژه زیاد جذاب نبود و تنها چیزی که من رو برای ادامه مشتاق میکرد،قلم روان...بیشتر
کتاب خوبی بود.دوست داشتم .ولی واقعا همچین مرد رویایی نیست😉😁
کتاب هست تدریج میدم بخوانید کتاب همان تلخ همیشگی کتاب قشنگی 👌🏻🥰
کتاب خوبی بود عاشقانه دلنشینی داشت 😍
کتاب قشنگی است
داستان جالب و قشنگی بود، فقط یخورده زیادی طولانی بود ممنون از قلم نویسنده
کتاب متن روانی داشت و با وجود تکراری بودن موضوع اما بهش خوب پرداخته شده بود اما چیزی که دوست نداشتم این بود که تا آخر کلی کش داده شده بود و بعضی دیالوگ های اضافه آورده شده بود ولی پایان...بیشتر
به نظرم اولای کتاب خیلی کند پیش می رفت ولی آروم آروم داستان شکل گرفت کتاب بدی نیست
داستان خوبی داشت،قلم نویسنده رو دوست داشتم،
کتاب متوسطی بود
قشنگ بود ارام با پایان خوش
کتاب قشنگی بود...ارزش وقت گذاشتن رو داره
برای گذران وقت شااید خوب باشه ، من اکثر صفحات رو رد میکردم ، خیلی طولانیه
به نسبت کتابهای نشر شقایق کتاب خوبی بود
کتاب ضعیفی بود ینی به مرور ضعیف شد و توقع نداشتم اصلا آخر داستان هم که خیلی یهویی و مثل همه کتابها تموم شدمنطقی نبود کلا داستان اوایل شکل گیری خوب بود ولی بعد. جذابیت نداشت و پایان ضعیف.....