
معرفی کتاب اُرکیان
ارکیان اولین رمان طاهره کمال است. داستان درباره یک عشق است و در ۳۳ فصل و توسط دو راوی روایت میشود.
درباره کتاب ارکیان
علی کیان استاد حل تمرینی است که از قضا به تور دانشجویان سال اولی خورده است. در بین این دانشجویان، دختری به اسم پریوش ادیب است که بسیار شیطنت میکند. کیان برای این که شیطنت دختر را مهار کند، او را مسئول تشکیل گروه در کلاس و انجام کار گروهی میکند تا این که در یک برنامه کوهنوردی علی با پریوش بیشتر آشنا میشود و در انتهای روز متوجه میشود که پریوش برادرزاده زنی است که سالها پیش همسایه آنها بوده است....
خواندن کتاب ارکیان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
علاقهمندان به داستانهای عاشقانه فارسی را به خواندن این اثر دعوت میکنیم.
بخشی از کتاب ارکیان
خانوادهٔ کیان همسایهٔ دیوار به دیوارمون بودن. همسفره بودیم و سری از سرها سوا. حسابی با هم ایاغ بودیم عمه جون. دو تا هم بچه داشتن. یکی همین علی که دیدین. گلپسری بود برای خودش. دو سه سالی از رادمهر من بزرگتر بود، اما رفیق بودن و همبازی. یه خواهر هم داشت همسن و سال رادمهر. ماشالله مثل پنجهٔ آفتاب بود. اسمش هم برازندهاش بود طفلک. الهه کیان!
عمه آهی کشید. معلوم بود توی اون سالها سیر میکنه.
-هعی! اینقدر مظلوم و خانوم بود. مهرش به دل همهٔ اهل محل افتاده بود. خودم یادمه اون وقتا، برای رادمهرم نشونش کرده بودم. البته مطرحش نکرده بودم هیچ وقت. منتظر بودم بزرگتر بشن، درسشون تموم بشه. ولی دل غافل، بچهام اجلش رسید. یه روز که رفت مدرسه دیگه برنگشت.
من و شیرین نفس هم نمیکشیدیم و منتظر گوش میدادیم:
-خانوادهاش شهر رو زیر و رو کردن. از خونهٔ دوستها و همکلاسیها بگیر تا کل فامیل و محل و بیمارستانها و پزشکی قانونی و ... هرجا فکرشو بکنی. هیچجوری نمیشه تعریف کرد توی این مدت چی کشیدن بندگان خدا. آخر سر هم یکی از مغازهدارهای اطراف مدرسه، به پلیس گفته بود که اون روز یه سری از خدابیخبر، بعد از مدرسه یه دختر رو سوار ماشین میکنن و میبرن. اون بنده خدا هم نتونسته بود نمرهٔ ماشین رو برداره و دست خالی هم چیزی به پلیس نگفته بوده. سه چهار روز بعد، از کلانتری زنگ زدن گفتن جنازهٔ دختر بینوا رو اطراف شهر، آشولاش پیدا کردن. خانوادهاش جوری زمین خوردن و کمرشون تا شد که دیگه نتونستن بلند بشن. خدا برای کسی نخواد. من از تصورش هم تن و بدنم میلرزه. مادرش طفلک یک روزه پیر شد. پدرش سکته کرد و مریض شد. عمو حسینت خدابیامرز خیلی کنارشون ایستاد. علی بچم یک روزه مرد شده بود و باید خانوادهاش رو سرپا نگه میداشت. سنی نداشت طفلک برای هضم این مصیبت. وقتی پدرش سکته کرد، مادرش هم رفت تحت نظر روانپزشک. چند ماه بعد هم از این محل جمع کردن و رفتن. مریم خانوم موقع خداحافظی مثل ابر بهار گریه میکرد. هیچوقت روز آخر رو یادم نمیره. میگفت میخوان از هر چیزی که براشون الهه رو یادآوری میکنه دور بشن. تحمل فضای اینجا رو نداشتن. میدونستم ما هم برای اونها جزو همون گذشتهای هستیم که باید ازش فاصله میگرفتن. اصراری نکردم. با هم وداع کردیم و رفتن. دیگه هیچ خبری ازشون نداشتم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اُرکیان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | اُرکیان |
|---|---|
| عنوان دیگر: | رمان |
| موضوع: | رمان، عاشقانه، داستان ایرانی |
| نویسنده: | طاهره کمال |
| انتشارات: | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۹/۰۷/۲۲ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۷.۹ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸-۶۰۰-۴۸۱-۱۹۵-۸ |
| تعداد صفحهها: | ۶۶۲ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۱۰۰۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من رو یاد رمان "دالان بهشت" انداخت که شاید ۱۵ سال پیش خونده بودم و هنوزم دوسش دارم. اگه اون سبک رمان رو دوست دارید و قصههای زندگی واقعی براتون جذابه، احتمالا از این کتاب هم خیلی لذت خواهید برد....بیشتر
عالی بود، متن روان، قصه زیبا و پرکشش بود
خیییییلی گیرا و جذاب و پر کشش. کاملا تو فضای شاداب دانشجویی که حال و هوای آدم رو حسابی خوب میکنه
این کتاب در نوع خودش فوق العاده بود
یک داستان به شدت آبکی و تینیجری و مناسب برای زیر ۱۸ سال کاش دوستانی که تا این حد از کتاب تعریف کرده بودند و متاسفانه جمعیت زیادی هم بودند سن خودشان را ذکر میکردند تا دیگران به اشتباه نیفتند...بیشتر
خیلی جذاب نوشته شده، از اون کتاباییه که تا تمومش نکنی نمیتونی زمین بذاریش و فکرت رو مشغول میکنه👌
واقعا عجیب بود نظرات خوب داستان واقعا بد ۴۰۰ صفحه بزور خوندم و ول کردم کتاب رو بدرد بچه های نوجوون میخوره
دلچسب و زیبا👌👌👌
جذاب و روان بود
نثر شیوا و دوست داشتنی داشت،جمله بندی های حساب شده و بدون غلط و در یک کلام روان فضاسازی عالی بخصوص حال و هوای دانشگاه و درکل یک عاشقانه ی ساده ولی پر کشش ممنون که این کتاب رو در اختیارمون قرار دادید
این وقتی می خواستم شروع کنم فکر کردم داستان کلیشه ای دارد ولی هرچقدر بیشتر رفتم جلو محو داستان شدم تا جایی که می شد احساسات هر دو نفر چه از لحاظ جسمی و چه روحی درک کرد.ارزش داره مطمئن...بیشتر
به نسبت رمان گره از همین نویسنده ک قبلا مطالعه کرده بودم این یکی کمی ضعیف تر بود و تکرار داشت (پسر با ایمان قوی ، کما رفتن ، دختری ک بخاطر فوت پدر مادرش با خدا قهره) اینا تکراری هست بین...بیشتر
در یک جمله میتونم بگم عالی بود . قلم نویسنده روان بود و داستان جالبی داشت . داستان خیلی مثل بقیه رمان ها غیر واقعی نبود که همش از پسر جذاب و غیر قابل کنترل تعریف کنه و دختر داستان...بیشتر
عالی بود بهترین رمانی که خوندم پیشنهاد میکنم از دستش ندین
خیلی دوستش داشتم، یه عاشقانه لطیف و پاک ممنون از نویسنده جان با این ۲تا کتاب عالیشون