معرفی و دانلود کتاب نفر هفتم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نفر هفتم
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب نفر هفتم

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۹ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نفر هفتم

«نفر هفتم» مجموعه داستان‌های کوتاهی به قلم هاروکی موراکامی (-۱۹۴۹) نویسنده ژاپنی است که از نسخه انگلیسی آن به نام «Blind willow sleeping woman» به فارسی برگردانده شده است.‬ وی تاکنون دو مجموعه‌داستان و رمان‌های متعددی منتشر کرده است. شاید بتوان دلیل موفقیت موراکامی را جسارتش در نوشتن داستان‌هایی متفاوت دانست. بیش‌تر نویسندگان پس از یافتن زبان یا سبک خاص خودشان در تمام داستان‌هایشان آن را پی می‌گیرند. شاید این کار منطقی باشد و نویسنده را از خطر کردن و جستجوی راه‌ها و تجربه‌های تازه بی‌نیاز کند. اما این جستجوی مستمر بدل به بخشی از نوشته‌های موراکامی شده است و یکی از ویژگی‌های سبک انحصاری او در نوشتن به‌شمار می‌رود. موراکامی درباره رمان و داستان کوتاه در مقدمه نسخه انگلیسی کتاب نوشته‌است: «اگر بخواهم در باره نوشتن رمان و داستان کوتاه ساده سخن بگویم، خواهم گفت نوشتنِ رمان یک چالش و نوشتن داستان کوتاه یک لذت است. اگر نوشتن رمان مثل کاشتن یک جنگل باشد، نوشتن داستان کوتاه به کاشتن یک باغچه می‌ماند. این دو یکدیگر را کامل می‌کنند و منظره‌ای حقیقی به‌وجود می‌آورند که برای من خیلی با ارزش است. در این چشم‌انداز شاخ و برگ‌های درختان، سایه‌های دلپذیری روی زمین می‌اندازد و وزش باد برگ‌های طلایی‌رنگ درخشان را تکان می‌دهد و در همان حال غنچه‌ها در باغ‌ها ظاهر می‌شوند و گلبرگ‌های رنگارنگ، پروانه‌ها و زنبورها را به طرف خود می‌کشانند و ما را به یاد تغییر نامحسوس، از فصلی به فصل دیگر می‌اندازند». بخشی از داستان «دختر تولد» او را می‌خوانیم: در یک رستوران مشهور ایتالیایی در منطقه مجلل راپونگی توکیو کار می‌کرد. این رستوران از اواخر دهه شصت میلادی فعال بود و با این‌که غذاهایش امتیاز خاصی نداشت ولی همه اعتبارش را قبول داشتند. رستوران مشتری‌های دائمی زیادی داشت که هیچ‌وقت ناراضی از آن‌جا بیرون نمی‌رفتند. سالن غذاخوری هم فضایی آرام و بی‌تحکم داشت. مشتری‌های رستوران بیش‌تر آدم‌های مسنی بودند از طبقه سرشناس و نویسنده‌ها. دو پیشخدمت تمام‌وقت هفته‌ای شش روز آن‌جا کار می‌کردند. او و آن دختر هر دو دانشجو بودند و هر سه روز به نوبت به عنوان پیشخدمت در رستوران کار می‌کردند. غیر از آن‌ها یک سرپرست و یک زن میانسال لاغر که از زمان افتتاح رستوران صندوقدار بود، در رستوران کار می‌کردند. زن صندوقدار همیشه یک‌جا می‌نشست. به یکی از شخصیت‌های پیر و غمگین رمان دوریت کوچک می‌مانست...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نفر هفتم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنفر هفتم
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندههاروکی موراکامی
مترجممحمود مرادی
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۵/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۸۷ مگابایت
شابک-۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰-۷۸۲-۵‮
تعداد صفحه‌ها۱۴۳ صفحه
قیمت کتاب۷۲۰۰۰ تومان
برچسبداستان ژاپنی، بهترین‌های ادبیات داستانی
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی نفر هفتم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۶

(۸-۲۷-[۲۰۴]) کتاب شامل هشت داستان کوتاهه و در بیشتر اونها به مسائل روزمره پرداخته شده؛ به نظرم داستان "نفر هفتم" از بقیه ی داستان هاش به مراتب بهتر و قوی تر بود.

۰
رابرت
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۶

اگر از سبک هاروکی موراکی کتاب خوانذین یا نخواندین کتاب خوبی برای شروع اثار این نویسنده است من که خودم به شخصه نسخه چاپیش رو خریدم تا همیشه داشته باشم.

۱
(:Ne´gar:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

قلم نویسنده رو دوست دارم . متن فوق العاده روان و گیرا بود . با اینکه بعضی داستان ها بلند بودند از خواندنشون خسته نشدم . فضا سازی های ساده و عمیق رو دوست دارم .گاهی ممکن بود از احساسات...بیشتر

۰
شراره
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۳

سبک داستان پردازی موراکامی متفاوته .. بهمین دلیل ممکنه همه خوششون نیاد..اگر طرفدار قلم موراکامی هستید خواندن این کتاب را هم از دست ندید..

۰
samas62
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۸

اگر مجموعه داستان کوتاه های موراکامی رو خوندیم وقتتون رو برای این کی تلف نکنین. بجز داستان خرچنگ و ظهور سقوط کیک ها شارپی بقیه تکراری هستند برام سواله چطور یک داستان کوتاه تو سه کتاب وجود داره؟ داستان کوتاه...بیشتر

۰
Mary gholami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۳۰

خوب بود

۰
marie
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

اگر نوشته موراکامی را دوست دارید بخوانید به اندازه بقیه کتابهاش جذاب نبود برام،ولی خب به یکبار خواندنش می ارزه

۰
کاربر 8811812
۱۴۰۵/۰۱/۲۴

من معمولا داستان کوتاه نمیخونم ولی چون چند تا کتاب از نویسنده این کتاب خونده بودم که خوب بود به نظرم این کتاب رو هم امتحان کردم خیلی قشنگ و روح نواز بود

۰
Nasr90
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۰

کتاب بسیار بسیار روان بود چندین سری داستان کوتاه از موراکامی خوندم اما این از همه بیشتر بهم چسبید ترجمه بسیار خوب بود و قلم موراکامی رو حیف و میل نکرده بود اگر از این کتاب خوشتون اومد پیشنهاد میکنم تسوکورو تازاکی بی...بیشتر

۰
shb
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۸

ارزش یک بار خوندنو داره!

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۱۲۴
«مرگ نقطه مقابل زندگی نیست بلکه قسمتی از آن است.»
Mohammad
۱۵
«زندگی چیز ترسناکیه. ترسناک‌تر از اونی که بتونی فکرشو کنی.»
Mohammad
۱۱
کابوس‌ها هراز گاهی مثل کنتورنویسی که درِ خانه می‌آید به سراغم می‌آیند. هر وقت در آستانه فراموش‌کردنشان قرار می‌گیرم، به سراغم می‌آیند. همیشه هم همان کابوس، با کوچک‌ترین جزئیات. فریادزنان و در میان ملافه‌های خیس از عرق بیدار می‌شوم.
(:Ne´gar:)
۷
«جنگ هر علت شرافتمندانه‌ای هم که می‌خواد داشته باشه، اما آدم‌های زیادی از هر دو طرف به خاطر خشم و نفرت می‌میرن. هرچند طبیعت بی‌طرفه.
صبا بانو:)
۶
«به ما می‌گفتند تنها چیزی که آدم باید از آن بترسد خودِ ترس است اما من به این حرف اعتقاد ندارم.» بعد اضافه کرد: «خب، البته ترس شکل‌های گوناگونی دارد و زمان‌های مختلفی به طرف آدم می‌آید و از پا درش می‌آورد. اما ترسناک‌ترین کاری که می‌توان در چنین مواقعی کرد آن است که به آن پشت کنی و چشم‌هایت را ببندی. برای این‌که آن‌وقت گرانبهاترین چیزی را که درونت هست، می‌گیری و به چیز دیگری تسلیم می‌کنی. در مورد من یک موج بود.»
(:Ne´gar:)
۵
خوردن خیلی مهم‌تر از اون چیزیه که بیش‌تر مردم فکر می‌کنن. یه زمانی توی زندگیت پیش می‌یاد که باید یه چیز فوق‌العاده لذیذ بخوری و وقتی به این دو راهی می‌رسی تمام زندگیت بسته به این‌که کدوم راه رو انتخاب کنی، تغییر می‌کنه. این‌که یه رستوران خوب رو انتخاب کنی یا یه رستوران بد رو. مثل این می‌مونه که این طرف حصار بیفتی یا اون طرف.»
کاربر ۱۵۲۲۰۲۰
۳
چیزی که دیدم روح نبود. خودم بودم. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که آن شب چقدر ترسیده بودم. هر وقت آن ماجرا را به خاطر می‌آورم به ذهنم می‌رسد که ترسناک‌ترین چیزِ دنیا خود آدم است. شما چه فکر می‌کنید؟ شاید متوجه شده باشید که این‌جا توی خانه‌ام اصلا آینه ندارم. این‌که آدم یاد بگیرد بدون آینه اصلاح کند اصلا کار آسانی نیست. باور کنید.
mojgan
۲
«منظورم این نیست که فراموشکارم، راستش چیزایی رو که دوست نداشته باشم فراموش می‌کنم.»
sepid sh
۲
ترس شکل‌های گوناگونی دارد و زمان‌های مختلفی به طرف آدم می‌آید و از پا درش می‌آورد. اما ترسناک‌ترین کاری که می‌توان در چنین مواقعی کرد آن است که به آن پشت کنی و چشم‌هایت را ببندی. برای این‌که آن‌وقت گرانبهاترین چیزی را که درونت هست، می‌گیری و به چیز دیگری تسلیم می‌کنی
(:Ne´gar:)
۲
«جالبه. زندگی ممکنه خیلی ترسناک باشه، مگه نه؟»