با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مطلقاً تقریباً

دانلود و خرید کتاب مطلقاً تقریباً

۴٫۴ از ۷۷ نظر
۴٫۴ از ۷۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مطلقاً تقریباً  نوشته  لیزا  گراف  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مطلقاً تقریباً

«مطلقاً تقریباً» نوشته لیسا گراف(-۱۹۷۴) نویسنده آمریکایی کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. این کتاب رمانی برای نوجوانان است و از این صحبت می‌کند که چگونه کشف کنی که هستی و چگونه کاری را که دوست داری انجام دهی. آلبی هرگز زرنگ‌ترین شاگرد کلاس نبوده است. هرگز بلندترین نبوده، و هرگز در ورزش هم بهترین نبوده، بهترین هنرمند هم نبوده. در عوض، آلبی یه لیست بلندبالایی از چیزهایی که در آن‌ها خوب نیست دارد. اما آلبی با پرستار جدیدی آشنا می‌شود که به او کمک می‌کند بفهمد در چه چیزهایی خوب است و چطور می‌تواند به آن کارها مفتخر باشد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: فهمیدم چرا درن و بقیهٔ آن بچه بدجنس‌ها به آن دختره که آدامس خرسی داشت می‌گفتند ب ـ ب ـ ب ـ بتسی. چون که گاهی نمی‌تواند درست و حسابی کلمه‌ها را بگوید مخصوصاً اول کلمه‌ها را. مثلِ ب و ت یا ک. وقتی خانم رز سر کلاس به او گفت که چند خط از روی درسمان بلند بلند بخواند، متوجه این موضوع شدم. پسرها هرهر خندیدند و صورت دختره قرمز شد و صدایش آن‌قدر آهسته و آرام شد که شنیده نمی‌شد. تا اینکه بالاخره خانم رز گفت: «متشکرم بتسی، عالی بود.» بتسی زیاد حرف نمی‌زند. از کالیستا دربارهٔ این موضوع سؤال کردم و کالیستا گفت که شاید بتسی لکنت زبان دارد که حرف زدن را برای آدم سخت می‌کند. از بتسی خوشم می‌آمد. سرِ ناهار بدون اینکه حتی اسم آدامس بیاورم، به من آدامس خرسی می‌داد. ما حتی همدیگر را برای کار توی کتابخانه انتخاب کردیم و وقتی خانم رز دربارهٔ کارتِ اطلاعاتِ آنلاینِ هر کتاب توضیح داد و من گیج شدم، بتسی مسخره‌ام نکرد. فقط جای درستی را که باید کلیک می‌کردم، نشانم داد. برایم مهم نبود که بتسی زیاد حرف نمی‌زد. چون گاهی سخت است که آدم منظورش را بگوید و فکر کردم شاید بیشتر وقت‌ها به هر حال منظورش را می‌فهمم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۵)
fateme
۱۳۹۹/۰۱/۰۵

کتاب نوجوانه ولی منِ بیست ساله هم خیلی ازش لذت بردم:) به نظر من کتاب رو بخونید، چون خوبه که همه‌مون یاد بگیریم بعضی وقت‌ها، نیاز داریم به این که یه روز غصه خوردن داشته باشیم:)♡

aseman
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

یه زنگ تفریح جذاب بین کتاب خوندن های جدی. داستان یه ابر قهرمان که شاید از دید خیلی ها تو هیچ کاری قهرمان نباشه.

Ahmadreza Alipouryaan
۱۳۹۸/۰۶/۱۰

«بعضی از آدم ها هستند که فقط دوست دارند دونات بخورند .» مطلقا ، تقریبا دوستش داشتم !عالی بود !

Fatemesama
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

خیلی کتاب خوبی بود. مطالبی که می گفت کمی مفهومی بود و من دوست داشتم. فصل هاش کوتاه کوتاه بود و من تشویق می شدم بقیه شو بخونم. با خودم می گفت این آخرین فصلی که می خونم و دیگه

- بیشتر
Bi vafa
۱۳۹۷/۰۳/۱۸

"بدترین چیزی که پیش می آید,همیشه همان است که آدم خیال میکند هرگز,هیچ وقت اتفاق نمی افتد." کتاب قشنگی بود. ساده,کودکانه و دوست داشتنی.اما لذت بخش واسه ی بزرگترها😉 کتاب از زبونِ یه پسرِ ده ساله به اسم آلبی روایت میشه.آلبی به کمک

- بیشتر
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۱۳۹۸/۰۳/۱۰

خوب بود اما داستان قوی نداشت. شخصیت پرستار آلبی خیلی باز نشده بود و صرفا نقش حمایتگری داشت اخر داستان هم جمع بندی خوبی نداشت. نقطه قوتش هدف کتاب بود: لازم نیست کامل باشیم

hųsh
۱۴۰۰/۰۳/۲۳

قرار نیست همیشه و همه‌جا عالی باشی. چون قرار نیست، یعنی نمیشه که همه تو یه کپه سنگ، بالاترین سنگ باشن :)) و این به این معنی نیست که بشینی یه گوشه و تلاشی نکنی.. زیبا و دوست‌داشتنی بود و ازش

- بیشتر
Shokouh Askary
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

اونقدی خوب و شیرین و دلچسب بود که یه سر خوندم و تمومش کردم. خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. با اینکه ۲۴ سالمه

Ala
۱۳۹۹/۰۲/۱۰

برای من کتاب جالبی نبود و دوسش نداشتم...کاملا برام پوچ و خالی بود فقط سعی میکردم صفحه بعدو بخونم تا بتونم هرچه زودتر تمومش کنم (نسخه ی چاپیو خوندم) البته این نظر منه مگرنه طبق نظرات بقیه باید براشون خیلی

- بیشتر
ֺ ָ ֙⋆이수진ָ ֙⋆ ་
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

عالی بود و من از کتابش خوشم اومد👌🏻😄💜🙏🏻💐

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۸)
«حشره به درد دخترها نمی‌خوره.»
hųsh
اگر آدم نداند کجا بوده به جایی که می‌خواهد برود نمی‌رسد.
قاصدک
فکر کنم کار سخت برات تو زندگی این نیست که همون چیزی بشی که دلت می‌خواد، کار سخت اینه که بفهمی دلت می‌خواد چی بشی. وقتی بفهمی واقعاً حقیقتاً چی می‌خوای، می‌دونم که به دستش می‌یاری.
"Shfar"
«توی یه کپه سنگ، همه که نمی‌تونن سنگِ بالایی باشن، بعضی‌ها باید سنگ زیری باشن که بالایی‌ها رو نگه دارن.»
hųsh
هیچ‌وقت چیز خوبی توی ایمیل‌های مدرسه نیست. معلم هیچ‌وقت به پدر و مادرِ آدم ایمیل نمی‌دهد که مثلاً بگوید: «داشتنِ شاگردی مثل آلبی در کلاس خیلی معرکه است. فقط می‌خواستم بدانید!» یا «آلبی همیشه مدادهایش را به ریک داربی قرض می‌دهد، گرچه کم پیش می‌آید که ریک آنها را پس بدهد.» یا «امروز آلبی اول از همه جسا کوان را برای تیم بسکتبالش انتخاب کرد، چون بقیه جسا را همیشه آخر از همه انتخاب می‌کنند و او حالش خراب می‌شود.»
غوطہ‌ور🪐🌱🌊
یک بار پدربزرگ‌پارک به مادرم گفت: «توی یه کپه سنگ، همه که نمی‌تونن سنگِ بالایی باشن، بعضی‌ها باید سنگ زیری باشن که بالایی‌ها رو نگه دارن.»
ریچل
آقای کلیفتن قبل از اینکه حرفی بزند، مدتی سر تکان داد. آخر سر گفت: «بذار یه چیزی ازت بپرسم آلبی. اگه این پسره بهت بگه تشکِ پرِ زردِ سه انگشتی ناراحت می‌شی؟» نمی‌خواستم بخندم، اما به هر حال خندیدم. حتی دماغم یک خرده زد بیرون. صورتم را با آستینم پاک کردم و گفتم: «نه.» آقای کلیفتن دستش را برد پشت سرش و بدون اینکه نگاه کند یک دستمال کاغذی درآورد داد دستم. گرفتمش. ازم پرسید: «چرا نه؟ چرا ناراحت نمی‌شی؟» ـ چون من که تشکِ... آقای کلیفتن برایم تمامش کرد: «...پرِ زردِ سه انگشتی نیستم.» «آره.» فین کردم. «من از اون‌جور تشک‌ها نیستم.» آقای کلیفتن با سر گفت آره. یعنی حرفم درست بود. بعدش گفت: «پس چرا وقتی کسی بهت می‌گه منگل ناراحت می‌شی؟» دیگر فین نکردم.
☀️J.S.Kinglee🍂
«توی یه کپه سنگ، همه که نمی‌تونن سنگِ بالایی باشن، بعضی‌ها باید سنگ زیری باشن که بالایی‌ها رو نگه دارن.»
"Shfar"
اگه آدم اون جایی که هست نباشه، به جایی که می‌خواد بره نمی‌رسه.
آناهیتا
ـ اگه آدم اون جایی که هست نباشه، به جایی که می‌خواد بره نمی‌رسه.
"Shfar"

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۳۱
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۴۲۲-۹‬‬
تعداد صفحات۳۳۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۳۱
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۴۲۲-۹‬‬