با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خانه افعی

دانلود و خرید کتاب خانه افعی

۴٫۲ از ۵۹ نظر
۴٫۲ از ۵۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خانه افعی  نوشته  بی داونپورت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب خانه افعی

«خانه افعی» نوشته بی دیون پورت نویسنده داستان‌های کودک و نوجوان انگلیسی است. این کتاب در سال ۲۰۱۰ نامزد دریافت جایزه تایمز شد. آنی دوازده ساله به کاخ هکسر دعوت شده است تا برای مالک مرموز این کاخ، بانو هکسر، به عنوان خدمتکار کار کند. مارهای حکاکی شده در همه جای این کاخ قرار گرفته‌اند و وقتی آنی به یکی از آن‌ها دست می‌زند، او به گذشته سفر می‌کند، به زمانی که کاخ یک بیمارستانی مخصوص بیماران جذامی بوده که توسط یک پزشک بدذات و مارهای افعی بسیاری مدیریت می‌شده است... در بخشی از کتاب می‌خوانیم: برای یک لحظهٔ وحشتناک، فکر کردم شاید ناگهانی مرده‌ام. چشم‌هایم چیزی را نمی‌دیدند، اما صدای نفس‌های وحشت‌زدهٔ خودم را می‌شنیدم. چند بار پلک زدم تا تاریکی از جلو چشم‌هایم رفت و دیدم دستم دیگر روی نردهٔ پله نیست. به دیوار سنگی راهرویی تکیه داده بودم که هرگز آن را ندیده بودم. مخلوطی از بوهای مختلف به دماغم می‌خورد، بوی رطوبت، سرما و چیز دیگری که خیلی دلچسب‌تر بود، چیزی که به نظرم می‌آمد می‌شناسمش، اما نمی‌توانم رویش انگشت بگذارم. با پاهای لرزان یک قدم رفتم جلو. نور کم‌رنگی در انتهای راهرو سوسو می‌زد و من با قدم‌های لرزان به طرفش راه افتادم. کمی بعد، توی روشنایی آن نور متوجه شدم چیزی به طرفم می‌آید. کوچک بود، شاید بچه‌ای تقریباً همسن خودم یا کوچک‌تر. وقتی جلوتر آمد، دیدم یک دختر است. زیرپیراهنی بلند و ساده‌ای تنش بود و با دهن باز به من زل زده بود. حرف زد، اما من چیزی از حرف‌هایش نفهمیدم و این موضوع را بهش گفتم. سرش را، انگار که او هم زبان مرا نمی‌فهمد، تکان تکان داد. به سرم اشاره کرد و دوباره همان کلمه‌ها را تکرار کرد و این دفعه به نظرم آمد یکی دو تا از آنها را می‌فهمم. به نظرم آمد که می‌گوید: «سرپوشِت کو؟»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۵)
مـحـدثـه🍁
۱۳۹۸/۰۵/۱۵

از دیشب دارم این کتابو میخونم الان [ساعت 5:52] به پایان رسید .😊😐 داستان تخیلی و هیجان انگیزی بود. فراز و نشیبها،غم ،عشق و تخیل داستان فوقالعاده ای رو ساخته.✌ بنظرم پایان خوبی هم داشت هر چند که برای مگ ناراحت شدم

- بیشتر
Agness
۱۳۹۸/۰۵/۱۴

فانتزی هیجان انگیز و جالبی بود و موضوع متفاوتی هم داشت.لذت بردم از خوندنش *بهتر بود بخش هایی که از زبان خانم هکسر و آنی بود از هم تفکیک میشد. اینطوری که الان هست، ممکنه ابتدای داستان کمی گیج بشید ولی

- بیشتر
Sara.iranne
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

این کتاب برای گروه سنی نوجوان نوشته شده، اما به نظرم همه طرفدارای ژانر فانتزی ازش لذت میبرن. متن خیلی روونی داره و مشخصه از زبان یه بچه روایت میشه. در عین حال کتابیه که حرفای قشنگی توش هست و آدم

- بیشتر
Hana
۱۳۹۹/۰۷/۱۱

خیلی کتاب قشنگی بود. جذابیت خاصی داشت و همینطور خیلی پر هیجان بود. من که خیلی از داستان خوشم اومد.

Arefeh
۱۳۹۹/۰۸/۱۲

عالی و زیبا

mona-p
۱۳۹۸/۱۲/۲۱

کتاب فانتزی لذت بخشی بود

تیام🦋💛
۱۳۹۹/۰۲/۱۰

خیلی خوب بود👍 برای من که به داستان های پر رمز و راز علاقه دارم ، خیلی جذاب بود😊 حتما بخونید لذت میبرید من که عاشقش شدم😃😍

کاربر963963
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

وقتی تعداد صفحه های کتاب رو دیدم بنظرم اومد که احتمالا طول میکشه تمامش کنم ولی انقدر داستان جذاب و هیجان انگیز بود که توی چند روز تمومش کردم. حتی وقتی راه میرفتم هم داشتم مطالعه اش میکردم!

leila.s
۱۳۹۹/۰۴/۲۶

ژانر داستان تخیلی - فانتزیه. موضوع جذاب و بکر و شروع و پایان قوی داره. کاملا تخیل آدمو غلغلک میده😊 این کتاب راجع به خودخواهی آدم هاست که برای رسیدن به خواسته هاشون حاضرن هر چیزی رو قربانی کنن و از

- بیشتر
♡☆ 나자닌 자라☆♡
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

داستان خیلی جذاب و قشنگی بود🌷😊 ولی آخرش یکم غم انگیز بود.🖤

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۰)
آدم‌ها اون چیزی رو می‌بینن که دلشون می‌خواد ببینن.
Pariya
ببین، برای مردم فرق نمی‌کنه که تو کی باشی، معمولاً یک دلیلی پیدا می‌کنن که دیگران رو مسخره کنن. باید یاد بگیری اهمیت ندی.
Pariya
فکر نمی‌کنم احساسی بدتر از این باشد که مردم آدم را به خاطر کاری که نکرده، سرزنش کنند.
Pariya
بعضی سؤال‌ها بهتر است نپرسیده باقی بمانند.
Pariya
کلمه‌هایی که به ظاهر دلنشین، اما بی‌معنی بودند؛ مثل سُسی که تو یک بشقاب خالی از غذا بریزند.
Pariya
شاید اگر جای دیگری بروم، دیگر هر لحظه که چشم‌هایم را می‌بندم مگ را نبینم که در دل شعله‌ها ناپدید می‌شود. شاید جایی را پیدا کنیم که مردمش به خاطر رنگ پوست لوسی به او خیره نشوند و لقب‌های زشت به او ندهند.
بلاتریکس لسترنج
برای مردم فرق نمی‌کنه که تو کی باشی، معمولاً یک دلیلی پیدا می‌کنن که دیگران رو مسخره کنن. باید یاد بگیری اهمیت ندی.»
دختر‌کتابخون‌:)📖🤍
قیافه‌اش آدم را یاد شیر می‌انداخت، با این تفاوت که خشن و وحشی نبود، غمگین بود.
؟
وقتی کسی که برایت مهم است می‌میرد، مردم حرف‌های احمقانه‌ای تحویلت می‌دهند، مثلاً می‌گویند که خیلی متأسفند، یا اینکه آن آدم الان تو جای بهتری است و این مرا خیلی عصبانی می‌کند. برای همین فقط سرم را تکان دادم.
M
بی‌آنکه نگران عواقب حرفم باشم، گفتم: «هر اتفاقی هم بیفته، برای شما بد نمی‌شه، چون پول دارین. من و آدم‌هایی مثل لوسی هستیم که مردم قبولمون نمی‌کنن، علتش هم وضعیت خونواده‌ایِه که توش متولد شدیم، چیزهایی که دست خودمون نیست و نمی‌تونیم تغییرشون بدیم.»
بلاتریکس لسترنج

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۴۱۹-۹
تعداد صفحات۳۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۴۱۹-۹