معرفی و دانلود کتاب عملیات شکر قهوه‌ای + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عملیات شکر قهوه‌ایsubscriptionAvailable

کتاب عملیات شکر قهوه‌ای

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۸ رأی)
انتشارات: 
نشر پیدایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عملیات شکر قهوه‌ای

«عملیات شکر قهوه‌ای» نوشته آروپ کوپار دوتا(-۱۹۴۸) نویسنده هندی است. او تاکنون ۱۷ عنوان رمان ماجراجویانه کودکان و نوجوانان نوشته است. این کتاب نمونه‌ای از این مجموعه است. در بخشی از رمان می‌خوانیم: چهار مرد دور لالاجی حلقه زده بودند و داشتند با صدایی آرام از او سؤالاتی می‌کردند. حالا دیگر به‌طور حتم خواب از سر آقای لالاجی پریده بود. گولو از همان‌جا حس می‌کرد که او حسابی ترسیده است. لالاجی با وحشت با سرش به پشت پرده‌ای که امداد علی پشت آن پنهان شده بود، اشاره کرد. مردان پوزخندی زدند؛ ولی در لبخندشان هیچ اثری از ترحّم وجود نداشت. گولو وقتی به آنها نگاه می‌کرد، وحشت سر تا پای وجودش را فرا می‌گرفت. آنها انسان‌هایی وحشی با صورت‌های خشن و سرد و چشمانی خالی از هرگونه احساس بودند. یکی از آنها دست در جیبش کرد و چاقویی بیرون کشید. لبه‌های چاقو زیر نور چراغ‌ها می‌درخشید. آن چهار نفر آهسته آهسته به سمت محفظه راه افتادند. امداد علی در گوشه‌ای از محفظه، مثل یک کودک کز کرده بود. سردستۀ مردان وقتی که پرده را کنار زد و شکارش را دید، قهقهه‌ای از موفقیت سر داد و گفت: «به‌به آقای جاسوس!» بعد غرّشی کرد و در حالی که با چشمان بی‌روح و سردش به او خیره شده بود، ادامه داد: «کثافت. آشغال.» امداد چیزی نگفت. دوتا از مردها او را گرفتند و بلند کردند. سردسته گفت: «او را خوب بگردید.» امداد به‌طور ناگهانی لب به سخن گشود و به سردسته گفت: «من چیزی همراهم نیست کاکا. من جاسوس نیستم. دارید اشتباه بزرگی می‌کنید.» یکی از مردها پس از اینکه او را خوب بازرسی کرد، گفت: «چیزی ندارد.» امداد بلند گفت: «فکر می‌کردی چه شِرو. من که گفتم جاسوس نیستم.» چیزی در ذهن گولو جرقّه زد. کاکا!‌ شرو!‌ امداد عمدی نام آنها را بلند می‌گفت تا بتواند آن را به گوش گولو و مأموران پلیس برساند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عملیات شکر قهوه‌ای و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعملیات شکر قهوه‌ای
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهآروپ کومار داتا
مترجممهرداد مهدویان
انتشاراتنشر پیدایش
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۷/۰۳/۳۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۴۹۶۴۸۷‮‬
تعداد صفحه‌ها۱۸۰ صفحه
قیمت کتاب۵۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۷/۳۰

عااااالی بود بزرگترین گناه بشر دزدیه با فروش مخدر زندگی های زیادی دزدیده میشه

۱
S
۱۳۹۶/۰۴/۱۹

نوجوانی که به همراه دوستش تصمیم شجاعانه ای میگیرد و.......

۷
در حال مطالعه.....!
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۵

کتابی خیلی جذاب و هیجانی بود و متنش و طرز نوشتار جالب و دلنشینی داشت🤩

۰
A.Mtq
۱۳۹۶/۰۶/۲۷

خوب بود🌸بعضی جاهاش واقعا غیرقابل پیش بینی بود مثل اونجایی که پارل اتفاقی به سمت دکه رفت و از نزدیک اسم فیلم رو دید یا اونحایی که گولو جلوی سوخیا زبون جوابی کردو پارل را جاسوس معرفی کرد.

۰
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

اونجوری نوشته معمایی و پلیسی برام چندان جذاب و چالش برانگیز نبود... حوصله سر بر.... بعد متوجه شدم برای رده نوجوان هست... داستان کوتاهیه درباره ی مواد مخدر، "هروئین" فقط برای گذروندن وقتِ... بهتره بگم برای رده سنی نوجوان شاید جذابیت داشته باشه من...بیشتر

۰
seyed
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۷

خوب بود . ولی یخورده به قول دوستان آخرش مشخص بود . ولی در کل مثل فیلمای ایرونی تموم شد . من مطمئن نیستم که خوبه یا ن. ولی در کل فضاسازی و داستان پردازی خوبی داشت

۰
عشق یعنی کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۲

عالی بود.

۰
mahkameh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

کتاب داستانی کاراگاهی داره که همین نقطه قوتشه. خیلی هیجان انگیز بود و باعث می شد ادامه رو دنبال کنی . بهتون پیشنهاد میکنم چون از خوندنش پشیمون نمیشید.

۰
کتاب دوست
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

وای دست نویسنده و طاقچه طلا

۹
Melika
۱۳۹۸/۰۵/۲۷

داستان با این که کوتاه بود ولی کشش خوبی داشت کلا کتاب خوبی بود

۰
h mohammadi
۱۳۹۶/۰۸/۲۸

بدون شرح ... عالی عالی !!! 👍😘👌

۰
Shirin Mozaffari
۱۳۹۶/۰۴/۲۷

کاملا قابل پیش بینی بود. عین فیلم هندی ها

۰
mahdi
۱۳۹۶/۰۴/۲۱

زیبا بود

۰
Mahdieh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۲

کتاب و داستان کتاب در رده و دسته جنایی از نظر من جایی نداشت و سطحی بود

۰
Mohammad Bagheri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۱۵

بد نبود، ولی داستان پردازی ساده ای داشت. مناسب گروه سنی نوجوان.

۰

بریده‌هایی از کتاب

بلاتریکس لسترنج
۱۰
من به او هرویین تزریق کردم هه هه. و ذرّه ذره مقدار آن را زیاد کردم تا اینکه شب چهارم او یک معتاد تمام عیار شد. حالا او برای مواد به من احتیاج دارد. او بردۀ من است. من با او درست مثل یک سگ رفتار می‌کنم! پسرها به یاگا نگاهی انداختند. حالا می‌فهمیدند نگاهی که آن موجود بدبخت به اربابش می‌کند، پر از نفرت و کینه است. سوخیا با لحن آمرانه ادامه داد: «قلاّده دور گردن او را می‌بینی کاکا؟ او سگ من است هه! هه! چقدر بامزه! یاگا، کمی برای آقایان پارس کن!» یاگا سرش را تکان داد. حالت سر او به سرعت شبیه یک حیوان شد. صدای زنگدار سوخیا حالا مثل عنکبوت شده بود: «کاری را که می‌گویم بکن یاگا! مثل اینکه جیرۀ امروزت را نمی‌خواهی! ها؟» یاگا تسلیم شد. او روی چهار دست و پا قرار گرفت و مثل سگ پارس کرد.
f_altaha
۹
با وجود اینکه گولو تشنۀ یادگیری بود، از مدرسه بیرون آمد و به‌دنبال کار رفت