
کتاب عملیات شکر قهوهای
۳٫۹
(۳۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب عملیات شکر قهوهای
«عملیات شکر قهوهای» نوشته آروپ کوپار دوتا(-۱۹۴۸) نویسنده هندی است. او تاکنون ۱۷ عنوان رمان ماجراجویانه کودکان و نوجوانان نوشته است. این کتاب نمونهای از این مجموعه است.
در بخشی از رمان میخوانیم:
چهار مرد دور لالاجی حلقه زده بودند و داشتند با صدایی آرام از او سؤالاتی میکردند. حالا دیگر بهطور حتم خواب از سر آقای لالاجی پریده بود. گولو از همانجا حس میکرد که او حسابی ترسیده است. لالاجی با وحشت با سرش به پشت پردهای که امداد علی پشت آن پنهان شده بود، اشاره کرد.
مردان پوزخندی زدند؛ ولی در لبخندشان هیچ اثری از ترحّم وجود نداشت. گولو وقتی به آنها نگاه میکرد، وحشت سر تا پای وجودش را فرا میگرفت. آنها انسانهایی وحشی با صورتهای خشن و سرد و چشمانی خالی از هرگونه احساس بودند. یکی از آنها دست در جیبش کرد و چاقویی بیرون کشید. لبههای چاقو زیر نور چراغها میدرخشید.
آن چهار نفر آهسته آهسته به سمت محفظه راه افتادند. امداد علی در گوشهای از محفظه، مثل یک کودک کز کرده بود. سردستۀ مردان وقتی که پرده را کنار زد و شکارش را دید، قهقههای از موفقیت سر داد و گفت: «بهبه آقای جاسوس!»
بعد غرّشی کرد و در حالی که با چشمان بیروح و سردش به او خیره شده بود، ادامه داد: «کثافت. آشغال.»
امداد چیزی نگفت. دوتا از مردها او را گرفتند و بلند کردند. سردسته گفت: «او را خوب بگردید.»
امداد بهطور ناگهانی لب به سخن گشود و به سردسته گفت: «من چیزی همراهم نیست کاکا. من جاسوس نیستم. دارید اشتباه بزرگی میکنید.»
یکی از مردها پس از اینکه او را خوب بازرسی کرد، گفت: «چیزی ندارد.»
امداد بلند گفت: «فکر میکردی چه شِرو. من که گفتم جاسوس نیستم.»
چیزی در ذهن گولو جرقّه زد. کاکا! شرو! امداد عمدی نام آنها را بلند میگفت تا بتواند آن را به گوش گولو و مأموران پلیس برساند.
موسسه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مهتا عافیتطلب
محافظانجان گریشام
آدم برفییو نسبو
دوقلوهای یخیاس. کی. ترماین
دیگری (جلد دوم)یوکیتو آیاتسوجی
کودک خاموشسارا ای. دنزل
کسی که می شناسیمشاری لاپنا
خون به پا می شوداستیفن کینگ
دیگری (جلد اول)یوکیتو آیاتسوجی
سایهآریا نوری
پس از خاموشیپاتریشیا کورن ول
باشگاه قتل پنجشنبهریچارد آزمن
دختر ساعتسازکیت مورتون
بازی دروغروت ور
من قاتل زنجیره ای نیستمدن ولز
هشت قتل حرفه ایپیتر سوانسون
ماجرای ناپدید شدن استفانی ملرژوئل دیکر
نزدیک خانهکارا هانتر
تازه واردکیگو هیگاشینو
کامینو آیلندجان گریشام

نظرات کاربران
عااااالی بود بزرگترین گناه بشر دزدیه با فروش مخدر زندگی های زیادی دزدیده میشه
نوجوانی که به همراه دوستش تصمیم شجاعانه ای میگیرد و.......
کتابی خیلی جذاب و هیجانی بود و متنش و طرز نوشتار جالب و دلنشینی داشت🤩
خوب بود🌸بعضی جاهاش واقعا غیرقابل پیش بینی بود مثل اونجایی که پارل اتفاقی به سمت دکه رفت و از نزدیک اسم فیلم رو دید یا اونحایی که گولو جلوی سوخیا زبون جوابی کردو پارل را جاسوس معرفی کرد.
اونجوری نوشته معمایی و پلیسی برام چندان جذاب و چالش برانگیز نبود... حوصله سر بر.... بعد متوجه شدم برای رده نوجوان هست... داستان کوتاهیه درباره ی مواد مخدر، "هروئین" فقط برای گذروندن وقتِ... بهتره بگم برای رده سنی نوجوان شاید جذابیت داشته باشه من
خوب بود . ولی یخورده به قول دوستان آخرش مشخص بود . ولی در کل مثل فیلمای ایرونی تموم شد . من مطمئن نیستم که خوبه یا ن. ولی در کل فضاسازی و داستان پردازی خوبی داشت
عالی بود.
کتاب داستانی کاراگاهی داره که همین نقطه قوتشه. خیلی هیجان انگیز بود و باعث می شد ادامه رو دنبال کنی . بهتون پیشنهاد میکنم چون از خوندنش پشیمون نمیشید.
وای دست نویسنده و طاقچه طلا
داستان با این که کوتاه بود ولی کشش خوبی داشت کلا کتاب خوبی بود