
میم الف
۲
اگرچه آدمها با زبانشان دروغ میگویند اما دستهایشان حقیقت را برملا میکند!
ل.صفوی
۲
بعضی آدمها خمیر همهکاره بودند. هر چیزی را میشد در دلشان پنهان کرد. گاهی نان شیرین میشدند و گاهی نان سبزیجات و پنیر ترش. بعضی آدمها اما قالب خودشان را داشتند و هیچوقت نمیشد آنها را تبدیل به چیز دیگری کرد. با خمیر کیک نمیشد پیتزا درست کرد.
ل.صفوی
۱
به سنگهایی که به ترتیب چیده شده بودند چشم دوخت. این آدمها هم روزی دوست داشتن را تجربه کرده بودند و خیلی از آنها شانس این را داشتند که با قلبی پر از عشق به خواب ابدی بروند. به خودش قول داد که خوشحال زندگی کند. هیچ چیزی مهمتر از آن نبود. آدمها شادی را گم کرده بودند و همین باعث میشد که تنها باشند.
میم الف
۱
هیچ چیز به دست نمیآمد مگر وقتی که چیزی از دست میداد. واقعیت دردآور زندگی همین بود.
