معرفی و دانلود کتاب گناهکار (جلد دوم) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گناهکار (جلد دوم)

کتاب گناهکار (جلد دوم)

نوع کتاب
۴.۲(از ۵۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فرشته تات شهدوست
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گناهکار (جلد دوم)

کتاب گناهکار (جلد دوم) نوشتهٔ فرشته تات شهدوست است. انتشارات آراسبان این رمان معاصر ایرانی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب گناهکار (جلد دوم)

کتاب گناهکار (جلد دوم) حاوی یک رمان معاصر و ایرانی است که ۵۴ فصل دارد. این رمان داستانی از خشم، غرور، تعصب و گناه را در هم آمیخته و به تصویر کشیده است. گناه مدام در ذهن «آرشام» چرخ می‌زند و او بی‌توجه در پی به انجام‌رساندن برنامه‌های خود پیش می‌رود و نمی‌داند که سایهٔ سنگین گناه قرار است چه بلایی بر سرش آورد. این گناهکار خود را با حس انتقام و نیروی عشق روبه‌رو می‌بیند. چه کسی می‌تواند در برابر عشق قد علم کند؛ عشقی که قوی‌ترین انسان‌ها را نیز به زانو درآورده است؟ آرشام تمام زندگی‌اش را در رؤیای انتقام سپری کرده و سال‌ها است که شوق شرورانهٔ انتقام، تنها انگیزهٔ او برای حرکت‌کردن و جلورفتن است. او فکر همه‌جایش را کرده و با جسارت و ریزبه‌ریز نقشهٔ انتقامش را طراحی کرده است، اما یک چیز از دست و ذهن او خارج است و آن حضور «دلارام» است؛ دلارامی که قرار است خط بطلانی بر تمام معادلات آرشام باشد. هرچقدر آرشام سرد و مغرور و بی‌احساس است و عشق و احساس را امری دست‌وپا گیر می‌داند، دلارام گرم و شیرین و احساساتی است. این دو نقطهٔ مقابل همند که یک‌جا به هم برمی‌خورند؛ جایی که عشق جرقه می‌زند و گرم و سرد وجود آن‌ها را با هم ترکیب می‌کند. آیا یک جرقه می‌تواند برای این «گناهکار» که به قلم فرشته تات شهدوست خلق شده، کافی باشد و او را رستگار کند یا اوضاع باید به نحو دیگری رقم بخورد؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب گناهکار (جلد دوم) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب گناهکار (جلد دوم)

«نه درست نیست! آره می‌دونم که حقیقت نداره، اون خیلی کمکم کرده و موقعیتایی براش جور می‌شد که خیلی راحت می‌تونست ازم سواستفاده کنه، ولی نکرد! پس اون حرفا... قبل از اون می‌گفتم جزو نقشه است، اما سیلی ای که به صورتم زد هنوزم حسش می‌کنم. جدی زد، اینو دیگه مطمئنم! اگه گفت یه بازیه پس چرا نقش بازی نمی‌کرد؟ چرا این قدر جدی بود؟ حرفای آرشام، شوکی که از دیدن شایان اونم تنها توی اتاق بهم دست داده بود باعث شد نفهمم داره چم می‌شه و از حال برم. وقتی چشم باز کردم که دیدم روی تخت توی اتاقمم و ارسلان کنارم روی تخت نشسته. بهم گفت چیزی نشده، پس یعنی شایان به هدفش نرسید. با وجود این اتفاقا نمی‌دونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ اون از آرشام و حرکتش و این از شایان که...

آرشام می‌خواست باهام حرف بزنه، اینجا نمی‌شد. به بهونهٔ دستشویی از اتاق زدم بیرون و درو بستم و قفل کردم. بغضمو قورت دادم؛ عجب شب گندی، پس چرا تموم نمی‌شه؟!

- دلارام

- می‌شنوم.

- کجایی؟

- تو دستشویی. شیر آبو باز کردم صدا بیرون نره.

- باشه، چون فرصت کمه سریع حرفمو می‌زنم. ببین تموم حرفایی که امشب بهت زدم...

منتظر بودم بگه؛ سر تا پام می‌لرزید و استرس داشتم.

- دلارام تو باور کردی؟

صدام می‌لرزید.

- نکنم؟

- چرا باید باور کنی؟ وقتی قبلش بهت گفته بودم تمومش یه بازیه؟ گفتم باور نکن، نگفتم؟

خواستم لبخند بزنم، ولی از روی درد بود و به لبخند شباهتی نداشت.

- پس اون سیلی... اون واقعی بود، آرشام نگو نبود!

- واقعی بود چون باید این کار رو می‌کردم. الان نمی‌تونم چیزی رو برات توضیح بدم، ولی فرصتش که پیش بیاد همه چیزو می‌گم. فقط خواستم اینو بدونی که ...

- که چی؟

جوابمو نداد و به جاش با لحن جدی گفت: فردا به هیچ وجه با ارسلان بیرون نمی‌ری، شنیدی چی گفتم؟

حرصم گرفت: دیگه حاضر نیستم یه لحظه هم این ویلا رو تحمل کنم. همش می‌ترسم یه اتفاقی بیفته!

- دیگه اتفاقی نمیفته. شایان همیشه این قدر سرحال نیست. ارسلان بدتر از شایانه و بهتره خام حرفاش نشی؛ اون حامی تو نیست!

- هر چی که هست امشب جون منو نجات داد و اگه اون نبود...

تو گوشم داد زد: همینی که گفتم! حق نداری باهاش جایی بری.

- ولی من فردا باهاش می‌رم. دلم می‌خواد نفس بکشم؛ اینجا دارم خفه می‌شم. مثل یه ماهی که از آب افتاده بیرون دارم جون می‌کنم. من می‌رم، حالا هر چی هم می‌خواد بشه بذار بشه!

- دلارام تو ...

شنود رو خاموش کردم

اعصابم خرد بود و سرم داشت منفجر می‌شد. دستمو زیر شیر مشت کردم و آب سردو به صورتم پاشیدم. توی آینه نگاه کردم، رنگم پریده بود و زیر گردنم یکی دو جاش به کبودی می‌زد. آروم لمسشون کردم؛ وای از دست آرشام!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گناهکار (جلد دوم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گناهکار (جلد دوم)
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:فرشته تات شهدوست
انتشارات:انتشارات آراسبان
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۸/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۹.۵۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۷۸۷۰۹۳۰
تعداد صفحه‌ها:۵۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه گناهکار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

zahra,23566
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۱

گناهکار اولین رمانی بود ک از خانم شهدوست عزیز خوندم توصیه میکنم حتما این رمان جذاب و بخونید و ازدست ندید لطفا رمان مه حبین از همین نویسنده رو در طاقچه قرار بدین ممنون

۰
الهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۳

سلام خسته نباشید باید بگم این رمان پتانسیل اینو داره که یه سریال خفن و همه چی تموم بشه😍❤️من بعد نه سال دوباره خوندمش وکلی لذت بردم مرسی خانم شهدوست عزیز🥰❤️

۰
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۷

با سلام و خسته نباشی به نویسنده محترم نمی دانم چرا کتابی که در یک جلد میشه نوشت را دو جلدی می کنید . در ضمن در مورد دلارام و آرشام کمی غلو شده بود و غیر واقعی بود. در هر...بیشتر

۰
B.A
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۱

خیلی رمان قشنگی بود

۰
کاربر 7500543
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۵

خفن ترین رمانیه که تاحالا خوندم عالی ترینه

۰
کاربر 5902233
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۷

از هر نظر عالی

۰
گل سرخ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۳

این رمان رو چندسال پیش خوندم جز اولین رمان هایی بود که خوندم و از اونجا بود که عاشق رمان خوندن شدم

۰
کاربر 2894643
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۰

حرف نداره💞💫💫

۰
کاربر 10331559
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۶

من عاشق رمان خوندم خیلیم رمان خوندم تا حالا همشون ب نوبه ی خودشون عالی بودن ولی رمان گناهکار فوق العاده ترین رمانی بود ک تو عمرم خوندم بی نظیرررر محشرررر جذاب اصلا هرچی تعریف کنم انگار کم گفتم باید...بیشتر

۰
کاربر 7002591
۱۴۰۲/۱۲/۱۲

قشنگ بود🙏🏽❤️

۰
Zahra. H
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۳

تغییر آدم ها به واسطه عشق از ابتدای داستان تا انتها روند جالبی داره

۰
کاربر ۷۸۵۴۱۱۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۶

بنظرم خیلی جذاب بود و در عین عشق و علاقه و غرور وجذابیت طرفین نشون میده خدا هست و همه ما برای رقم زدم یک راه و رسالتی اومدیم و در کنار هم قرار گرفتیم و میتونیم رشد پیدا بکنیم...بیشتر

۰
کاربر 10226746
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۵

سلام میشه لطفا یه رمان شبیه گناهکار بهم معرفی کنید؟

۰
کاربر 6170949
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۵

برای من شیرینه

۰
کاربر 8721766
۱۴۰۳/۰۴/۱۷

بسیار عالی بود من که ده باره تا نزدیک سکته رفتم ولی خیلی خوب گلشنم هستم از چابهار

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۲
برای رسیدن به خوشبختی باید بهاش رو هم پرداخت. خوشبختی حقیقی آسون به دست نمیاد
کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۲
از حالا به بعد قلم سیاه تقدیر رو میندازیم تو دورترین گوشه از خاطراتمون و با قلمی خط به خط سرنوشتمون رو می‌نویسیم که مرکبی از عشق باشه و صفحه‌ای از برگ برگ سفید زندگی!
کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۱
نمی‌خوام واسهٔ خوشبختیم پول رو تضمین کنم. با محبت، گذشت، وفاداری و از همه مهم تر با عشق می‌شه یه زندگی مستحکم رو تضمین کرد. مهر من همینه.
کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۱
عشق چشم آدمو کور می‌کنه. آدم عاشق همیشه کوره.
کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۱
همیشه آرزوی اینو داشتم که سراسر زندگیم با تموم اتفاقات تلخ و شومش فقط و فقط یه خواب باشه. تا اون موقع امید داشته باشم با یه تلنگر می‌تونم بیدار شم و ببینم که تموم اون اتفاقات بد یه کابوس بوده. ولی از واقعیت های زندگی نمی‌شه فرار کرد. باید تحملشون کرد. نمی‌تونی روی زخمای دلت مرهمی بذاری، چون توی اون مرحله‌ای از زندگی قرار داری که کسی نیست مرهم دلت باشه. همه رفتن و تنهات گذاشتن.
کاربر ۸۶۶۰۱۵۳
۱
باید بمونی و بسوزی و بسازی. من موندم و سوختم، ولی نتونستم بسازم. خواستم که بجنگم، خواستم بر خلاف رودخونه شنا کنم و خودم رو به جایی برسونم که از اونجا پرت شدم؛ ولی یه همچین چیزی هیچ وقت امکان پذیر نیست. اینکه بخوای زمان رو به عقب برگردونی. ای کاش می‌شد با علم به تموم اتفاقات بر می‌گشتم و جلوی اون حوادث رو می‌گرفتم. همهٔ زندگی من یه کابوسه، یه خواب! یا یه روزی بیدار می‌شم و یا به خواب ابدی فرو می‌رم و بازگشتی برام نمی‌مونه. انتخاب دست من نیست، تقدیرم رقم خورده. درست از وقتی که پا به این دنیا گذاشتم.