
کتاب گلدان / بهار و عروسک
۴٫۴
(۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب گلدان / بهار و عروسک
«گلدان» و «بهار و عروسک» دو نمایشنامه است به قلم بهمن فرسی(-۱۳۱۲)، نمایشنامهنویس معاصر ایرانی.
«بهار و عروسک» فقط دو شب، بار اول در بیستوهفتم اردیبهشتماه ۱۳۴۴ در سالن نمایش دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران و بار دوم در یازدهم خردادماه همان سال در تالار فرهنگ (بنا به دعوت انجمن فیلارمونیک تهران) به کارگردانی نویسنده و بازیگری خجسته کیا (زن) ، ایرج گرگین (مرد) و بهمن فرسی (مرد خیابان) روی صحنه رفت.
در بخشی از این نمایشنامه میخوانیم:
(صدای سقوط سکه در دستگاه صفحه پخشکن میآید و ترانه آمریکایی The End پخش میشود. کافه تدریجاً روشن میشود. مرد پشت به مردم روی یک چهارپایۀ بار نشسته است و سیگار دود میکند. وقتی ترانه دارد تمام میشود مرد آرام رو به مردم برمیگردد. پیراهن آستین کوتاه و شلوار تابستانی دارد. کتش دم دستش روی چهارپایۀ دیگری است. دلمشغول و مردد است. لحظهای به تلفن خیره میشود. بعد دست میبرد گوشی تلفن را برمیدارد و شماره میگیرد. تلفن اتاق زن به صدا درمیآید. همراه با صدای زنگ یک شعاع نور فوراً اتاق زن را روشن میکند. تلفن اتاق زن چند بار زنگ میزند. زن از تاریکی آهسته پیش میآید. کتابی در دست دارد و آن را میخواند. وارد اتاقش میشود. کفش راحت خانه، شلوار و بلوز آبی روشن دارد. عصبی و خسته بهنظر میآید. بالای سر تلفن میایستد و بهفکر فرومیرود. تلفن مرتب زنگ میزند.)
زن: (رو به تاریکی) بیا این تلفن رو وردار ببین کیه.
(کسی نمیآید. جوابی نمیآید. تلفن زنگ میزند.)
زن: (به تاریکی با صدایی بلندتر) جوجو!... کجا رفتی؟
(زن مینشیند کنار تلفن. بیتصمیم و بیحوصله. با حرکتی تند گوشی را برمیدارد. ولی چیزی نمیگوید.)
مرد: الو...
(زن یکه میخورد. حالت سخت قیافهاش بههم میریزد. صدا آشناست. باور نمیکند. جواب نمیدهد. گوشی را هم نمیگذارد.)
مرد: الو... الو...
موش: بازی در دو پرده و یک تابلو![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهمن فرسی
صدای شکستنبهمن فرسی
آرامسایشگاهبهمن فرسی
خرده نسیانبهمن فرسی
چوب زیر بغل و دو ضرب در دو مساوی بینهایتبهمن فرسی
مونولیو پنج مونولوگکیوان سررشته
شهر زیباکانر مکفرسن
سوء قصدهایی به زندگی آن زنعلیاکبر علیزاد
پلههای یک نردبانبهمن فرسی
زیبایی شناسی نمایشی ژان ژنهژان ژنه
قصههای درگوشی و رقص روی لیوانامیررضا کوهستانی
تئاتر پست دراماتیک و امر سیاسیکارن یورس
سفرنامه برزخمحمد رضاییراد
شب در رستوران تاکهاسوالاس شان
تار عنکبوت و دو نمایشنامه دیگریوجین اونیل
روز مرگ در داستان هملتبرنار ـ ماری کولتس
پرواز به تاریکیافشین هاشمی
تئاتر مستندکرول مارتین
سایکوسیس ۴:۴۸سارا کین
ریختارهای نمایش ایرانیمهدی حامدسقایان

نظرات کاربران
کاش کتاب شب یک شب دو جناب فرسی رو مجوز میدادن به ما هم میرسید..تو بازار سیاه هم گشتم نبود.دوستان کسی اگه داره اطلاع بده از کجا یافته!
« نخیر خانم! من زندگیم رو از روی کتاب حفظش نکردم که به همه یه جور پسش بدم.! » این جمله از کتاب، تنها گویای یک مفهوم است: عصیان. و « گلدان » و « بهار و عروسک » را میتوان از