معرفی و دانلود کتاب صد آساناک + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صد آساناکsubscriptionAvailable

کتاب صد آساناک

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
رسول یونان
انتشارات: 
نشر مشکی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صد آساناک

«صد آساناک» دربردارنده صد تا از سروده‌های ترکی قشقایی به گردآوری و برگردان رسول یونان(-۱۳۴۸) است. در یکی از سروده‌های این کتاب می‌خوانیم: خنجر به کمر می‌بندم و داغ می‌گذارم بر دل دشمنان. اما وقتی تو به یادم می‌آیی گریه می‌کنم چون کودک!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صد آساناک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابصد آساناک
موضوعادبیات عامیانه و محلی
نویسندهرسول یونان
انتشاراتنشر مشکی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۱۰/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۹ مگابایت
شابک-۹۷۸-۹۶۴-۸۷۶۵-۳۳-۵
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

AλI
۱۴۰۲/۰۲/۲۸

برخی از اشعار بومی وقتی به فارسی تبدیل می‌شن، اون حس و معناشون کم‌رنگ می‌شه! امّا درکل زیبا بود، ممنون. فقط امیدوارم نویسندگان عادت کنند که برای جملاتی که گویش خاصی دارن، اِعراب‌گذاری رو (تمام‌وکمال!) رعایت کنند! این به خوانندگان کمک...بیشتر

۰
nia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۹

کتاب شعر:صد آساناک تعداد صفحات:۱۲۰صفحه نوع ادبی:شعر نو ادبیات:(ترکی_قشقایی) موضوع شعر ها:عاشقانه، امتیاز کلی⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️ تک به تک شعر ها آدم رو به حس و حالِ قومِ قشقایی میبره؛خیلی فضایِ دلنشینی داره و آدم رو برای دقایقی از دنیایِ واقعی فاصله میده؛پیشنهاد میکنم(((:

۰

بریده‌هایی از کتاب

nia
۴۲
خواب بودم بیدار شدم و درد و اندوه مرا احاطه کرد. اگر سنگ بودم ذوب می‌شدم خاک بودم که دوام آوردم.
msadeq
۷
ای پرنده‌ی مغموم! که از آسمان می‌گذری امشب در این‌جا فرود ‌آی! روی سینه‌ام استراحت کن و سحرگاه دوباره پرواز کن!
Moongirl
۵
این‌جا بوی یار پیچیده بوی به و انار بگذار دور سرت بگردم تو بوی یار می‌دهی!
Maryam
۴
بلند و بلند بخوان! بخوان! بلند بخوان ای خروس! یار من خوابیده شاید بتوانی او را بیدار کنی!
کاربر حسن ملائی شاعر
۳
ای کوه سنگی! ای کوه بزرگ! که هیچ‌کس نتوانست از تو عبور کند خواب ماندی! و آهوی‌ات فرار کرد و رفت.
مهرنوش
۳
نه تو ‫از جاده‌ها خسته شدی ‫و نه من ‫از انتظار کشیدن.
nia
۲
قلب من از غم و اندوه مثل اناری بر شاخه پوسید.
مهرنوش
۲
خواب بودم ‫بیدار شدم ‫و درد و اندوه ‫مرا احاطه کرد. ‫اگر سنگ بودم ‫ذوب می‌شدم ‫خاک بودم که دوام آوردم.
کاربر حسن ملائی شاعر
۱
ای دُرنای آبی که از آسمان می‌گذری! ای از تمام پرنده‌ها پرنده‌تر! مرا بر بال‌ات سوارکن و ببر مرا به نزد یار ببر!
nia
۱
نگاه کن! باز چه‌گونه از آسمان ـ از راه دور به غاز طلایی نگاه می‌کند کمی امیدوار باش بلبل! زمستان خواهد گذشت و بهارخواهد آمد.