معرفی و دانلود کتاب گوهر شب چراغ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گوهر شب چراغ

کتاب گوهر شب چراغ

برگ‌هایی از زندگی حاج شیخ غلام‌رضا یزدی

نوع کتاب
۴.۶(از ۱۵۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مظفر سالاری
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گوهر شب چراغ

کتاب گوهر شب چراغ نوشتهٔ مظفر سالاری است. انتشارات کتابستان معرفت این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر، برگ‌هایی از زندگی حاج شیخ غلام‌رضا یزدی را به‌صورت داستان‌هایِ کوتاهِ مستند دربر دارد. از وی کراماتی همچون طی‌الارض، تصرف در اشیا، اطلاع از آینده و آگاهی از مافی‌الضمیرِ دیگران نقل شده است. آنچه می‌خوانید داستان است، نه حکایت و خاطره.

درباره کتاب گوهر شب چراغ

کتاب گوهر شب چراغ مجموعه‌داستان‌های مستندی دربارهٔ مردی است که برخی می‌گویند، چشم روزگار کمتر نظیرش را به خود دیده است؛ دربارهٔ «آیت‌الله حاج شیخ غلام‌رضا فقیه خراسانی»؛ یک روحانی و مجتهد که با آنکه اهل سازش با حکومت طاغوت نبود، هرگز گوشهٔ عزلت اختیار نکرد و دست از تبلیغ و تلاش برنداشت.

در این مجموعه تا جای ممکن به محاسن اخلاقی این شخص پرداخته شده و نه کراماتی که به آنها مشهور بوده است؛ زیرا بالاترین کرامت ایشان و هر بزرگی، بزرگواری‌های اخلاقی است. محاسن اخلاقی می‌تواند الگو و سرمشقی برای دیگران شود؛ درحالی‌که کرامات و خرق عادات معمولاً در دایرهٔ دستاوردهای شخصی، محدود و مخفی می‌مانند و بیشتر انسان‌ها را راهی به آن نیست.

ماجراهای کتاب حاضر، جزءنگاری و لحظه‌پردازی شده‌اند و حلقه‌های مفقوده و جاهای خالی آنها را می‌توان با تخیل پر کرد.

مظفر سالاری، داستان‌های این مجموعه جز یکی‌دو تا از آنها را از کتاب «تندیس پارسایی» (نانوشته‌هایی از زندگانی و مکارم اخلاقی حضرت آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی "فقیه خراسانی") نوشتهٔ محمد کاظمینی برگرفته است.

«تکه‌ای از بهشت»، «در راه آباده»، «سهم امام»، «باقلوا و مسکه»، «و من هنوز زنده‌ام»، و «شاگرد محبوب» عنوان برخی از داستان‌های کتاب گوهر شب چراغ هستند.

خواندن کتاب گوهر شب چراغ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران کتاب‌های زندگی‌نامه‌ای پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب گوهر شب چراغ

«ما شیرازی‌ها حاج شیخ را از زمانی که آیت‌الله اصطهباناتی از نجف به شیراز و اصطهبانات بازگشت، می‌شناختیم و به ایشان ارادت داشتیم. آن‌موقع حاج شیخ که شاگرد ایشان بود، استاد را همراهی کرد و مدتی را در شیراز ماند. پس از آنکه آقای اصطهباناتی در دفاع از مشروطه کشته شد، حاج شیخ به احترام استاد شهیدش، پیاده از یزد به شیراز آمد تا تربت ایشان را که کنار حافظیه است، زیارت کند. آخرین باری که در سالخوردگی به شیراز آمد و دو هفته‌ای ماند، آقا سید نورالدین، که از علمای برجسته شهر بود، با اصرار فراوان، امامت مسجد وکیل را به ایشان سپرد. حاج شیخ شب‌ها آنجا نماز می‌خواندند و منبر می‌رفتند. شیرازی‌ها از آن نماز و منبر استقبال پرشوری کردند! هم‌زمان از روستایی نزدیک شهر نیز که زمانی حاج شیخ برای تبلیغ به آنجا رفته بودند، دعوت به منبر شدند. آقا سید نورالدین نظرشان این بود که حتی اگر حاج شیخ با درشکه به آن روستا برود، رفت‌وبرگشتشان چهار ساعت طول می‌کشد. خسته می‌شوند و ممکن است به نماز مسجد وکیل نرسند یا برای سخنرانی حال نداشته باشند. حاج شیخ گفت: «یکی دو روز امتحان می‌کنیم. اگر پیش‌بینی شما درست از آب درآمد، دیگر نمی‌روم.»

من پیشکار آقا سید نورالدین بودم. ایشان مأمورم کرد که هر روز بعدازظهر، درشکه‌ای کرایه کنم و حاج شیخ را به آن روستا ببرم و بیاورم. روز اول، درشکه‌ای کرایه کردم و به دنبال حاج شیخ رفتم. ایشان منزل یکی از آشنایان یزدی‌اش بود. سوار شدیم و رفتیم. به حافظیه که رسیدیم، اشاره کرد درشکه را نگه دارم. پیاده شد و در قبرستانی که آنجا بود، فاتحه‌ای برای مرحوم اصطهباناتی خواند. دوباره سوار شدیم. راه زیاد بود و جادهٔ خاکی‌ای که از بین مزارع و باغ‌ها می‌گذشت، پرپیچ‌وخم بود و پستی‌وبلندی زیادی داشت. سنگ‌های کوچکی که در دل جاده نشسته بود، زیر چرخ می‌رفت و درشکه را تکان می‌داد. حاج شیخ گفت: «صد رحمت به الاغ خودم!»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گوهر شب چراغ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گوهر شب چراغ
عنوان دیگر:برگ‌هایی از زندگی حاج شیخ غلام‌رضا یزدی
موضوع:زندگی‌نامه، داستان ایرانی
نویسنده:مظفر سالاری
انتشارات:انتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۳/۱۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۲.۹۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۷۸۰۸۱۷۹
تعداد صفحه‌ها:۱۴۴ صفحه
قیمت کتاب:۹۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نازنین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۳

اگر از محبت کردن یکطرفه به دیگران خسته شدید و فکر می‌کنید هیچکس قدر مهربونی هاتون رو نمی‌دونه، اگر فکر می‌کنید تو این دنیا همه آدم‌ها بی رحم شدن، اگر فکر می‌کنید توکل به خدا بی معنیه، این کتاب رو...بیشتر

۳
عرفان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

یک کتاب همه چی تموم؛ از اون کتابهایی که حتما باید بخونید تو زندگیتون ... قلم آقای سالاری که مثل همیشه عالی هست.

۰
mahbubeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۳

کتاب های این شکلی رو باید خوند تا دید چطور بعضی ها به عرش می رسند. تمام کتاب رو اشک ریختم و خوندم خدا خیر بده عوامل چاپ و نشر ابن کتاب رو

۰
العبد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۸

عالمی ناشناخته در بین ما، توصیه می کنم حتما این کتاب رو مطالعه کنید هدیه به روح این عالم با تقوا و مردم دوست صلواتی مرحمت بفرمایید

۰
کاربر ۵۹۱۹۸۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

کتابی عالی پیشنهاد میکنم حتما بخوانید من بیشتر کارهای آقای مظفری رو خوندم

۱
Abes315
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۵

بسم الله الرحمن الرحیم همیشه مطالعه احوالات عرفا لذتبخش و تاثیر گذار است. این عارف بزرگ و گمنام عجیب احوالی داشتند. نمیدونم الان در بین ما چند نفر شبیه ایشون وجود داره یا نه!! امیدوارم ما هم به خودمون بیایم و با مطالعه...بیشتر

۰
کتابدوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۹

فوق العاده است محشره👏👏👏 خیلی اثر گذاره از شدت شور عشق به اعمال بی ریا و خاص این مردبزرگ حین خوندن همش اشکم روان بود خداعاقبت ماروهم بخیرکنه ..

۰
مطهره ایلخانی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۷

کتاب را هنوز نخوندم، لطفا در بی نهایت قرار بدهید.

۰
masoomeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۲

پر از حس خوب و زلالی روح ...

۰
محبّ علی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۵

مطالعه زندگی نامه علما و بزرگان دین اسلام، انسان را نسبت به دین‌ژرف نگر می‌کند

۰
...
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۲

کتاب سراسر آرامش هست نصحیت هست زندگی هست و انسانیت اگه دنبال آرامش هستید این کتاب رو بخونید و با این مرد خدا همراه باشید اصلا نمیتونم تصور کنم همچین مرد بزرگی وجود داشته و تا همین هفتاد سال پیش...بیشتر

۰
آماندا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۸

خیلی کتاب با ارزشی بود،قلمی روان داشت و پر محتوا بود♥️ من که لذت بردم از تمام داستانها وسطر به سطرِ کتاب امیدوارم نویسنده ی عزیز قلمشون ماندگار باشه

۰
reyhaneh1
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۴

کتاب خوبی بود، لذت بردم از خواندن آن. خدا رحمت کند شیخ غلامرضا را و برایمان دعا کنند. شادی روحشان صلوات

۰
❤️Bibliophilia,عشق کتاب:))❤️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۲

کتاب فوق‌العاده عالیییییییی بود. حرف نداشت.

۰
فانوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۱

این کتاب رو تو تاقچه خوندم ولی حتماااا نسخه ی چاپیش رو خواهم خرید چون فوق العاده بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ketab1393
۱۰۵
درس می‌خوانم که آدم شوم، دلم نرم شود، تربیت شوم، تسلیم خدا باشم، دست افتاده و گرفتار را بگیرم، نه اینکه درس بخوانم برای درس. درس می‌خوانم که توحیدم کامل شود، نه اینکه درس برایم بشود هدف و بت.»
h.114
۷۸
امام رضا (ع) همه‌جا هست. از دور هم می‌شود محضر آقا سلام داد. آقا زائر زیاد دارد، نوکر کم دارد. من می‌روم نوکری حضرت را بکنم.
Chamran_lover
۶۴
یک روز پرسیدم: «از این‌همه نماز خواندن خسته نمی‌شوید؟» گفت: «اگر از میدان میرچخماق تا فلکه، سکه‌های طلا ریخته باشد و تو مشغول قدم زدن باشی و کیسه‌ای دستت باشد، سعی نمی‌کنی تمام سکه‌های طلای سر راهت را برداری؟» گفتم: «همه را جمع می‌کنم.» گفت: «تنها سرمایهٔ ما، عمر کوتاهمان است. باید از لحظه‌لحظه‌اش برای تقرب به خدا و اندوختن ثواب استفاده کنیم. دنیا جای تلاش است. آخرت را گذاشته‌اند برای استراحت.»
reyhaneh1
۶۴
اگر با خدا معامله کردید، خرابش نکنید. حیله و تقلب در کار نباشد. کسی که با خدا معامله می‌کند باید خیالش راحت باشد که ضرر نمی‌کند.
محبّ علی
۵۳
«تنها سرمایهٔ ما، عمر کوتاهمان است. باید از لحظه‌لحظه‌اش برای تقرب به خدا و اندوختن ثواب استفاده کنیم. دنیا جای تلاش است. آخرت را گذاشته‌اند برای استراحت.»
h.114
۵۰
تازه تو فقیر نیستی. کسی که به سیدالشهدا خدمت می‌کند، ارباب است.
Chamran_lover
۴۷
دکترها تعجب می‌کنند که هنوز زنده‌ام! عمر دست خداست! آن روز دکتر به من گفت: «چون سینه‌ات خون‌ریزی دارد، نباید حرف بزنی.» همان شب، چهار منبر یک‌ساعته رفتم. آن دکتر، سی‌وشش سال است که مرحوم شده و من هنوز زنده‌ام! وقتی ائمه این‌طور هوایم را دارند، چرا من تا جان در بدن دارم و نفس می‌کشم، خدمت نکنم!
Abes315
۴۵
هرکس با خدا معامله کند، بیشتر از آنچه فکر کند، گیرش می‌آید
درخت سَرو
۳۶
دو چیز از شما می‌خواهم: اول، وظیفه‌ام را بشناسم؛ دوم، به وظیفه‌ام عمل کنم.
Abes315
۳۲
فرزند! حرفی نزن که ناشکری باشد! برو در را باز کن. شاید آدم گرفتاری باشد و خدا مقدر کرده که گره کارش را به دست ما باز کند و ثوابی ببریم. شاید همین کار خیر، سبب نجاتمان در آخرت شود. نعمتی است که خدا چنین فرصتی در اختیارمان می‌گذارد.