کتاب کهکشان نیستی محمدهادی اصفهانی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب کهکشان نیستی

کتاب کهکشان نیستی

معرفی کتاب کهکشان نیستی

کتاب کهکشان نیستی نوشته محمدهادی اصفهانی زندگی‌نامه‌ای داستانی است که با الهام‌گرفتن از روایتی واقعی و ترکیب وقایع تاریخی با رگه‌های داستانی به بیان بخشی از زندگی استاد اخلاق و عارف بزرگ آیت‌الله سید علی قاضی طباطبایی می‌پردازد. آیت‌الله قاضی طباطبایی از علمای بزرگ شیعی است که گنجینه‌ای غنی از دروس اخلاق و تصوف برای آیندگان بر جا گذاشته است. کتاب کهکشان نیستی را نشر فیض فرزان در سال ۱۳۹۹ منتشر کرده است. شما می‌توانید نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب را از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب کهکشان نیستی

کتاب کهکشان نیستی از محمدهادی اصفهانی است که برای اولین بار در سال ۱۳۹۹ منتشر شده و در دسته‌ی زندگی‌نامه قرار می‌گیرد. این کتاب روایتی داستان‌گونه از زندگی واقعی آیت‌الله سید علی قاضی طباطبایی است. قاضی طباطبایی روحانی بلندمرتبه، معلم معنوی و استاد پرآوازه‌ی اخلاق اسلامی و عرفان شیعی است که در طول هشت دهه زندگی خود که بیشتر آن را در حوزه‌ی نجف گذراند، به سلوک عملی، تربیت نفس و همچنین شاگردپروری مشغول بوده است.

کتاب کهکشان نیستی را می‌توان از جمله کتاب‌های پرمخاطب ادبیات عرفانی و اخلاق اسلامی معاصر دانست. محمدهادی اصفهانی در این کتاب در ۷۵ فصل به شرح زندگی و وقایع تاریخی هم‌زمان با زندگی سید قاضی طباطبایی از زمان سفر وی به نجف تا پایان زندگی‌اش پرداخته است.

این کتاب در طاقچه به‌صورت الکترونیکی و با فرمت epub که نسبت به سایر فرمت‌ها با دستگاه‌های الکترونیکی همچون موبایل سازگارتر است، منتشر شده است. در این فرمت امکان تغییر اندازه‌ی قلم، نوع قلم و همچنین تغییرات رنگ پس‌زمینه برای مخاطب فراهم آمده است.

جمله زیبا از کهکشان نیستی

خلاصه کتاب کهکشان نیستی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از کتاب را فاش می‌کند!

روایت کتاب کهکشان نیستی به قلم محمدهادی اصفهانی، از حدود ۲۷ سالگی آیت‌الله قاضی و هجرت او از تبریز به نجف اشرف همراه با همسر و سه دخترش آغاز می‌شود. این سفر سرآغاز مسیری تازه در زندگی علمی و معنوی اوست و نویسنده از همین نقطه، زندگی و سلوک عرفانی این عالم والامقام را تا پایان عمرش روایت می‌کند.

کتاب کهکشان نیستی در ۷۵ فصل تنظیم شده و هر فصل با آیه‌ای از قرآن کریم آغاز می‌شود. در ۷۴ فصل کتاب، هر بخش از زبان یک راوی متفاوت روایت می‌شود و فصل‌ها به ترتیب زمانی از ذی‌الحجه سال ۱۲۸۵ تا ۱۳۶۶ قمری (تقریباً از ۱۲۴۵ تا ۱۳۲۵ شمسی) چیده شده‌اند. راویان داستان گاه همسر و فرزندان آیت‌الله قاضی هستند، گاه شاگردان و دوستان او، گاه دانای کل و حتی در برخی بخش‌ها شخصیت‌هایی عادی از دل جامعه مانند کافه‌دار، شرخر یا مرده‌شور.

در بین روایت‌های کتاب کهکشان نیستی، آیت‌الله قاضی با بسیاری از بزرگان و علمای هم‌دوره‌ی خود هم‌نشین و هم‌کلام شده و در این بین خواننده علاوه بر زندگی پربرکت آیت‌الله قاضی با زندگی عارفان و زندگی علمای آن عصر نیز آشنا می‌شود و از خلال روایت‌ها با سیر فکری و شخصیتی آنان نیز آشنایی پیدا می‌کند. داستان کتاب تنها به دوران حیات آیت‌الله قاضی محدود نمی‌شود و در بخش‌هایی به وقایع و روایت‌هایی پس از وفات او نیز اشاره دارد.

در فصل ۷۵ که آخرین فصل کتاب است، نویسنده مجموعه‌ای از توصیه‌ها، دستورهای اخلاقی و احوالات پراکنده‌ی آیت‌الله قاضی را که در متن کتاب ذکر نشده‌اند، با استناد به منابع دیگر گردآوری کرده است. هرچند کتاب کهکشان نیستی زندگی‌نامه‌ای داستانی‌ـ‌تاریخی است که محمدهادی اصفهانی با الهام‌گرفتن از وقایع تاریخی و به کمک خیال‌پردازی‌های خود آن را نوشته است، اما اصفهانی در پایان کتاب به‌تفصیل به بیان مستندات بخش‌های تاریخی کتاب پرداخته است و در آن برای هر فصل منابع مکتوب، نقل‌های شفاهی و مصاحبه‌های مورد استفاده را ذکر کرده است. این بخش که بیش از ۱۰هزار کلمه را در بر می‌گیرد، نشان‌دهنده‌ی تلاش نویسنده برای حفظ دقت تاریخی و مستندبودن روایت کتاب است.

چرا باید کتاب کهکشان نیستی را بخوانیم؟

  • کتاب کهکشان نیستی تنها روایت زندگی سید قاضی طباطبایی نیست،‌ بلکه دریچه‌ای برای آشنایی با جهان فکری و سلوک معنوی بسیاری دیگر از علما و عارفان مشهور شیعه نیز خواهد بود.
  • مطالعه‌ی این اثر به خواننده کمک می‌کند علاوه بر شناخت زندگی و اندیشه‌های این بزرگان، نگاهی عمیق‌تر به خود، رابطه‌اش با خداوند و شیوه‌ی تعامل با دیگران پیدا کند.
  • در این کتاب دینی، مفاهیمی از زندگی معنوی و اخلاقی مانند فقر و کرامت، عبادت و بندگی، ساده‌زیستی و مقاومت در سختی هم به تصویر کشیده شده است. این مفاهیم در کنار روایت زندگی آیت‌الله قاضی نشان می‌دهند که مسیر رشد معنوی چگونه در دل زندگی روزمره شکل می‌گیرد و چگونه انسان می‌تواند در این مسیر به یقین نزدیک شود.
  • نویسنده در کتاب کهکشان نیستی می‌کوشد جرقه‌ای در ذهن مخاطب ایجاد کند تا پس از پایان کتاب انگیزه‌ای برای ورود به مسیر حقیقت و تقویت برنامه‌ای برای رشد معنوی در وجود او شکل بگیرد.

خواندن کتاب کهکشان نیستی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب کهکشان نیستی را به کسانی پیشنهاد می‌کنیم که:

  • به رمان‌های تاریخی‌ـ‌مذهبی با درون‌مایه‌ی عرفانی علاقه‌مند هستند؛
  • طرفدار زندگی‌نامه‌ی علمای مذهبی و عرفای شیعی‌اند؛
  • به موضوعاتی چون تقویت رابطه انسان و خدا و رهاشدن از نفس علاقه‌مندند؛
  • به‌دنبال خودسازی و تهذیب نفس هستند؛
  • و به‌دنبال الگویی برای تمرین معنویت روزمره‌اند.
کتاب کهکشان نیستی

درباره سید علی قاضی طباطبایی

سید علی قاضی طباطبایی (۱۲۴۵- ۱۳۲۵) عارف بزرگ و استاد اخلاق حوزه‌ی نجف بوده‌ است. او در تبریز به یادگیری علوم مقدماتی پرداخت و سپس در سال ۱۲۷۲ برای بهره‌گیری از آموزه‌های اساتید و بزرگان دین به نجف مهاجرت کرد. پس از اقامت در نجف، سید علی قاضی طباطبایی به کسب علم از محضر اساتیدی چون میرزا حسین خلیلی و آخوند خراسانی پرداخت و سه سال بعد در ۲۷سالگی به مقام اجتهاد دست یافت.

وی از مکتب بزرگانی چون ملا حسینقلی همدانی پیروی کرده‌ و شاگرد بزرگانی چون محمد بهاری و سید احمد کربلایی که خود شاگردان مرحوم ملا حسینقلی همدانی بوده‌اند، بوده است. سید علی قاضی طباطبایی در عمر پربرکت خود در نجف به تعلیم عرفان و اخلاق و تهذیب نفس پرداخت و شاگردانی همچون سید عبدالکریم کشمیری، محمدتقی بهجت، سید عبدالحسین دستغیب و میرزا ابراهیم سیستانی پرورش داده است.

مرحوم سید علی قاضی طباطبایی علاقه‌ی قلبی شدیدی به ابن عربی و مولوی داشته است که این علاقه باعث مخالفت برخی علمای آن زمان با وی گشته است. این مخالفت تا به حدی بود که مخالفان به مقابله با وی پرداخته و سجاده از زیر پای وی می‌کشیدند و او را به مرگ تهدید می‌کردند.

آثار مهمی از مرحوم سید علی قاضی طباطبایی به جا مانده است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به «شرحی ناتمام بر دعای سمات»،‌ «تفسیر قرآن کریم» و «تصحیح و تحقیق الارشاد اثر شیخ مفید» اشاره کرد.

سید علی قاضی طباطبایی در سال ۱۳۲۵ چشم بر جهان بست و در قبرستان وادی‌السلام نجف به خاک سپرده شد. درباره‌ی زندگی مرحوم قاضی طباطبایی بیش از پنجاه کتاب نگاشته و منتشر شده است.

درباره محمدهادی اصفهانی؛ نویسنده کتاب

نویسنده‌ کتاب کهکشان نیستی روحانی جوان محمدهادی اصفهانی است. وی در سال ۱۳۶۶ متولد شده است و اکنون در شهر نجف زندگی می‌کند. کتاب کهکشان نیستی اولین اثر محمدهادی اصفهانی است. وی برای نگارش این کتاب به پژوهشی طولانی‌مدت در زندگی و افکار آیت‌الله سید قاضی طباطبایی مشغول بوده است. اصفهانی علاوه بر نگارش این کتاب، اشعاری نیز سروده است و هم‌اکنون در صفحات خود در فضای مجازی برخی دست‌نوشته‌های خود را منتشر می‌کند.

نظر افراد و مجله‌های مشهور درباره این کتاب

حمیدرضا میررکنی، پژوهشگر فلسفه و علوم انسانی درباره‌ی این کتاب می‌گوید: «کتاب کهکشان نیستی ما را با منطق سیر و سلوک قاضی آشنا می‌کند و عمده‌ی مراقبات را در متن آورده و حتی اگر مطلبی را در متن نیاورده، در پاورقی اشاره کرده و دارای جامعیت است. این کتاب تأکید دارد که قاضی تربیت می‌شود و استاد می‌بیند، محصول تربیت است و به‌عنوان عارف باتربیت رسیده است. این کتاب خواننده را به سیری منطقی در عرفان و رشد قاضی می‌رساند و توانسته به نحو خوبی معترض عرفان‌های کاذب شود. اصولاً خواندن هیچ کتابی را نمی‌توان به همه توصیه کرد و کتاب‌های عرفانی نیز به میزانی قابل استفاده‌اند که خواننده موقعیت خود را بداند. در احادیث، دستورات نافله هست ولی به کسی گفته نشده همه‌ی دستورات را انجام دهد و این مسئله صرف عرفان قاضی نیست و درباره‌ی همه دستورات دین صادق است. اگرچه این اثر منطق سیر قاضی را مطرح کرده ولی این خطر نیز وجود دارد که عده‌ای که هنوز ظرفیت و موقعیت معنوی لازم را ندارند شوری بیابند و احساس کنند فهم خاصی یافته‌اند و وارد فضای سلوک شوند. بنابراین به ناشر توصیه کردم که در متن انتهایی تصریح شود، آیت‌الله قاضی دارای مکتب و استاد و سلسله مراتب بوده است.»

حسام آبنوس،‌ نویسنده‌ی جوان نیز در مورد کتاب کهکشان نیستی می‌نویسد: «کتاب کهکشان نیستی آن چیزی نیست که می‌گوید، ولی حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد، البته برای اهلش!»

نقدهای مطرح بر کتاب کهکشان نیستی

کتاب کهکشان نیستی پس از انتشار با استقبال و توجه از سوی خوانندگان روبه‌رو شد. بسیاری از مخاطبان و علاقه‌مندان به آثار تاریخی‌ـ‌داستانی از نثر روان اثر و شیوه‌ی روایت زندگی‌نامه‌ی علما در قالبی داستانی استقبال کردند و آن را تلاشی قابل توجه برای روایت زندگی و افکار آیت‌الله سیدعلی قاضی طباطبایی دانستند. با این حال در کنار این استقبال، نقدهایی نیز درباره‌ی ساختار و محتوای کتاب مطرح شده است:

  • برخی معتقدند این کتاب برخلاف انتظار از یک زندگی‌نامه‌ی داستانی، بیشتر شبیه یک زندگی‌نامه‌ی مستند با ارجاعات متعدد است و جنبه‌ی داستانی آن در بخش‌هایی کم‌رنگ می‌شود.
  • در بخش‌هایی از کتاب، دستورالعمل‌ها و توصیه‌های سلوکی و عرفانی بسیار پررنگ شده و روایت داستانی را تا حدی به حاشیه برده است.
  • برخی منتقدان می‌گویند تمرکز کتاب عمدتاً بر وجه عرفانی و سلوکی شخصیت آیت‌الله قاضی است و سایر ابعاد زندگی انسانی و اجتماعی او کمتر دیده می‌شود.
  • از نگاه بعضی خوانندگان، نثر و مفاهیم کتاب در برخی فصل‌ها سنگین و دشوار است و همین موضوع ممکن است خواندن آن را برای همه آسان نکند.
  • همچنین به تأکید نویسنده بر پیوند فقه و عرفان در روایت زندگی آیت‌الله قاضی اشاره شده؛ تأکیدی که به باور برخی منتقدان، در بخش‌هایی بیش از حد برجسته شده است.

بخشی از کتاب کهکشان نیستی

«چه مهتابی، ماه چه درخششی داشت! از دریچهٔ اتاقک کاروان‌سرایی در نزدیکی بین‌الحرمین نور مهتاب صورتم را نوازش می‌داد.

هنوز خستهٔ راه بودم. باورم نمی‌شد که کربلا و سیدالشهدا و علمدارش را زیارت کرده باشم. من کجا، کربلا کجا و تبریز کجا!

فردا غروب، پس از ۸۱ روز، از کربلا عازم دیار سلطان نجف می‌شدیم؛ سفری پرفرازونشیب که برای خروج از مرز ایران، مجبور به گذر کردن از مرزهای دولت عثمانی شدیم. طبع شاعری سید علی به دادمان رسید؛ آنجا در مرز شعری سرود و اجازهٔ وارد شدن به دولت عثمانی را صادر کردند.

به سید علی و دخترها نگاه می‌کردم که دوروبرش روی زمین خوابیده بودند. حالِ او را نمی‌فهمیدم؛ خوشحال بود که به مراد دلش می‌رسید، اما چرا غصه داشت؟ چرا مضطرب بود؟ چرا آدم‌ها نمی‌توانند یکپارچه خوشحال باشند؟

مدتی طولانی اشتیاق نجف بی‌تابش کرده بود. در خودش بود و وقت‌وبی‌وقت در حال توسل. هرجا می‌توانست، نمازی می‌خواند و برای رسیدن به مرادش دست به‌سوی آسمان دراز می‌کرد.

حالا که نزدیک به چهارده فرسخی نجف بودیم، باز هم آثار غصه را در چهره‌اش می‌دیدم!

من عازم و همراهش شدم تا در این سفر کنارش باشم. مراقب دخترها بودم تا سید علی به کارهایش برسد. اهل کاروان از او توقع داشتند، سؤال می‌پرسیدند و طلب زیارت دوره و مقتل‌خوانی می‌کردند. کاش کمی به حال خود رهایش می‌کردند؛ همیشه به خلوت که می‌رفت و تنها می‌شد، خودش را جمع‌وجور می‌کرد و انگار دوباره خود را می‌ساخت.

یاد روز خواستگاری افتادم؛ لبخند شیرینش از پیش چشمانم محو نمی‌شد. مردی که نمی‌دانستم در پیچ‌وتاب روحش آتشِ زیر خاکسترِ عشق نهفته است. کم‌کم دلم برای تبریز تنگ شده بود، اما همیشه برق نگاه محبت‌آمیز و نهاد پاک سید علی برای ماندن در کنارش مُجابم می‌کرد. مردها مثل کودکان‌اند باید کنارشان باشی. حتی اگر بنا بود از دنیا و دارایی‌هایم دست بکشم، او را می‌خواستم و در کنارش آرام بودم.

به خود که آمدم، دیدم مادر سه دختر و همسر مردی شده‌ام که اهل علم و عبادت بود.

او چیزی کم نداشت، اهل فکر و ذکر و درس و تقوا بود و از همه مهم‌تر، من را دوست می‌داشت و در محبت کردن کم نمی‌گذاشت. دیگر چه می‌خواستم؟! مهر و محبت مردی که آرزوی دلش نجف بود.»

نظرات کاربران

javad
۱۴۰۱/۱۲/۰۹

قیمتش به عنوان یک کتاب الکترونیکی بالاست، لطفا به بی‌نهایت اضافه‌اش کنید

sajjadquote
۱۴۰۱/۱۲/۰۸

چاپی این کتاب رو خوندم . از اون دست کتاب هایی ست که باید جرعه جرعه خواند و خیلی حیفه بخوای یک باره تمومش کنی . نوشتن زندگی داستانی یکی از شخصیت های مهم شیعی اون هم با قلمی جذاب

- بیشتر
بوک تاب
۱۴۰۱/۱۲/۲۷

محشره. خیلی تاثیرگذار.🌺طاقچه بی نهایت لطفا.... من چاپی اش را هدیه گرفتم و به تشویق دوستم خواندم. یکی دو تا فصل طول میکشه تا راه بیافته. من خیلی دوست داشتم. هرکی خوند و یادش بود، ما را هم دعا کنه.

عاطفه
۱۴۰۱/۱۲/۲۸

ممنون از طاقچه مهربان عالی هست این کتاب خیلی لذت بردم.

majede haeri
۱۴۰۱/۱۲/۰۸

بسیار عالی. خوندنش حسی سرشار از آرامش به انسان میده. هم محتوای خوب داره (خصوصا که یک زندگینامه صرف یا یک سری مطالب نظری عرفانی نیست، بلکه نکات عملی رو هم در سیر و سلوک بیان میکنه)، هم قلم دل‌انگیز،

- بیشتر
𝐑𝐄𝐙𝐀
۱۴۰۱/۱۲/۱۰

این کتاب فوق العاده اس پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونین زندگی یکی از خاص ترین آدم های این کره خاکی که به مقامات عالیه الهی رسید پر درس زندگیه این کتاب بابت گذاشتنش تو طاقچه دمتون گرم

Narges
۱۴۰۱/۱۲/۱۷

این کتاب عالیست. ممنون که این کتاب رو به طاقچه اضافه کردید.

منتظر المهدی
۱۴۰۱/۱۲/۱۴

کتابی به غایت عالی و مفید و جذاب من نسخه چاپی رو دارم دلم نمیاد‌تمومش کنم آروم آروم میخونمش

par
۱۴۰۲/۰۱/۲۵

لطفا بی نهایت

کسی که روحش توی کتابا جا مونده
۱۴۰۲/۰۱/۰۴

این کتاب اونقدر زیباست که با خوندنش انگار جرعه جرعه آرامش رو می‌نوشید و با هر کلمه لبخندی دلی رو لباتون میاد.. علاوه بر اون، سعی کنین وقتی میخونین جاهای نکته دار و جذابش رو علامت بزنید و حتما برا خودتون

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

آدم مگر چه می‌خواهد؟ نانی و آبی و جایی برای خواب! اما گویا آدم‌ها معنای زندگی را نفهمیده بودند. نانِ بیشتر، آبِ بیشتر و جای بیشتر. آدم‌هایی که هر روز از کنار حرم می‌گذشتند، هرکدام برای خود دنیایی ساخته بودند و در آن زندگی می‌کردند.
کاربر ۴۰۶۳۱۸۱
خودت را در ارادهٔ مولایت رها کن. تو طلب نکن و بگذار او برای تو بخواهد. هرآنچه او بخواهد، همان بهترین مشیّت و تقدیر برای توست. قلب امام (ع) آشیانهٔ مشیت الهی است، به آن اعتماد کن.
mandegary
روح، راکبِ بدن و سوار بر آن است. اگر در این دنیا می‌خواهی روح را به مقصد برسانی، باید بدن را تیمار کنی تا زمین‌گیر نشود و تو را از راه بازندارد.
حسینی
گاهی خداوند چهل روز بنده را در سختی و گرفتاری قرار می‌دهد تا یک بار از تهِ دل «یاالله» بگوید و به یاد خدا بیفتد.
zahra
محبت خوب است؛ اما تا آدمش که باشد. زمانی دلی تو را دوست دارد که قد خواسته‌هایش به‌اندازهٔ همین دنیاست و زمانی قلبی دوست‌دار توست که زلال و آسمانی شده است. برای من مبدأ عشق و منشأ تراوش آن مهم بود. هرکسی را به دل راه نداده بودم و منتظر کسی بودم که خداوند او را برایم بخواهد، تا اینکه قضای روزگار دستانم را در دست سید علی گذاشت. با خودم عهد بسته بودم کمک‌کارش باشم. کنارش بمانم، هرچند در راه تصمیماتش آواره شوم. مگر یک زن از مردش جز عشق و پاکی و محبت چه می‌خواهد؟
کاربر ۵۷۳۵۸۳۱
همه‌کس کشیده محمل به جناب کبریایت من و خجلت سجودی که نکرده‌ام برایت نه به خاک در بسودم، نه به سنگش آزمودم به کجا برم سری را که نکرده‌ام فدایت
زینب
-مرحوم قاضی به همه سفارش می‌کردند این ذکر را قرائت کنند: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مِنْ جَمِیعِ ظُلْمِی وَ جَوْرِی وَ إِسْرَافِی عَلَی نَفْسِی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ» (از خداوند که معبودی جز او نیست، برای تمامی ظلم‌ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته‌ام طلب بخشش می‌کنم و به‌سوی او باز می‌گردم).
shokoufeh helma
گفت: «سیدنا، الأمور مرهون بأوقاتها!» درحالی‌که صورتش را به‌سمت حرم مایل می‌کرد، ادامه داد: «این جمله را صاحب این بارگاه فرموده است؛ هرچیزی رهین وقت خود است. هنگامی که وقتش برسد، خودش به‌سراغ انسان می‌آید.»
الف. میم
اگر بی‌مراقبت مشغول به ذکر و فکر بشود، بی‌فایده خواهد بود، اگرچه حال هم بیاورد؛ چراکه آن حال دوام پیدا نخواهد کرد. گول حالی را که ذکر بیاورد، بی‌مراقبه نباید خورد.
کاربر ۵۷۳۵۸۳۱
یاد جلسات شب‌های ماه رمضان در خدمت او می‌افتادم؛ جلساتی که گاه چهار ساعت طول می‌کشید و در ابتدای آن فقط می‌گفت «خودبین نباشیم؛ خدابین باشیم» و باقی جلسه را در سکوت محض برگزار می‌کرد
میثم