جملات زیبای کتاب ماه غمگین، ماه سرخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

بریده‌هایی از کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

نویسنده:رضا جولایی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۱از ۲۱ رأی
۴٫۱
(۲۱)
«رنج اگر معنایی به زندگی انسان ندهد، ویران می‌کند.»
مهجان
این تاوان دانستن است. هر چه بیش‌تر بدانی بیش‌تر رنج می‌کشی.
سپیده اسکندری
نگو که غنچه چرا چاک‌چاک و دل‌خون است که این نمایشی از زخم قلب مجنون است
روژینا
می‌خواهی افسار دستت باشد باید سفت بزنی. دنیا دستِ کسانی است که محکم‌تر می‌زنند.
روژینا
به هیچ قیمتی حاضر نیست پیله‌ای را که به دورِ خود تنیده باز کند، زیرا دیگر امیدی به هیچ‌چیز، به هیچ انسانی ندارد.
Heranosh
«رنج اگر معنایی به زندگی انسان ندهد، ویران می‌کند.»
"غاده"
هربار که شکم زنش بالا می‌آید با خشم به آن نگاه می‌کند؛ انگار موجودی که در آن شکل می‌گیرد می‌خواهد بدون اجازهٔ او پا به این دنیا بگذارد. زن اما برحسب غریزهٔ مادری جورکشِ تکهٔ وجودش می‌شود. مثل شیری که جلوِ بیگانه‌ها می‌ایستد، وقتی کسی بخواهد به همین بچه‌های کج‌وکوله چپ نگاه کند، از جا برمی‌خیزد و آن روی خودش را نشان می‌دهد و کوتاه نمی‌آید، ولو کتک بخورد و لب‌هایش خونی شود.
"غاده"
هوای عجیبی است. انگار باد و توفان در راه است. این چه حس غریبی است که دارم؟ گذشته و حال و آینده در هم می‌روند. دیگر از مُردن نمی‌ترسم. گویی معنای مرگ و زندگی را فهمیده باشم، هر چند نمی‌توانم بیان کنم.
"غاده"
بیایند جانت را بگیرند بهتر از این جان کندنِ هرروزه است.
Anahita
می‌خواهی افسار دستت باشد باید سفت بزنی. دنیا دستِ کسانی است که محکم‌تر می‌زنند.
Helen of Hearts
تمام این سال‌ها با نوشتن زنده مانده‌ام، وگرنه تفاوتی با مُرده‌ها نداشتم.
"غاده"
زندگی‌ام مبدل به دردی شده که روزبه‌روز باید تحمل کنم.
"غاده"
مردم خسته شده‌اند و بی‌اعتنا و قلدرها عاشقِ جماعتِ بی‌اعتنا هستند…
"غاده"
بیخود نیست این پول‌دارها به بهشت و جهنم کاری ندارند. پیشاپیش بهشت را برای خودشان خریده‌اند…
"غاده"
گورپدر همهٔ آدم‌ها، از این گوش بگیر و از آن گوش درکن
"غاده"
«من در غربت می‌سوزم.»
"غاده"
امیدهای واهی گاهی آدم را خوب سرپا نگه می‌دارد
"غاده"
با سرنیزه می‌شود همیشه پیش رفت، اما نمی‌شود بر آن تکیه زد.
Anahita
این‌همه سال نوشتم و سرودم و فریاد کردم. سروصدای بیهوده نبود؟ برای شهرت؟ نان‌وآب؟ که تو را روی سر بگذارند و حلواحلوایت کنند، بعد هم بکوبند بر زمین و حلوایت را بخورند، که راحت شده‌اند از یک موجود که مزاحم حرص زدن و خوردن و خوابیدن و بچه پس انداختن آن‌هاست، نمی‌گذارد مثل خر بیایند و مثل یابو بروند؟
Helen of Hearts
زبان سرخ... بیرق خون است.
روژینا
اما از خودِ دنیا طلب بسیار دارد… آرزوهای برنیامده.
روژینا
مرگ است که به زمان ارزش می‌دهد. زمان را جدی بگیر.
روژینا
سعدیا چون تو عجب نادره‌گفتاری هست… اندوهِ رفتگان.
روژینا
«زاندوه شبانگاهی خود با تو چه گویم؟»
روژینا
برای ایل بختیاری، سلاح در حد شرف و ناموس است
"غاده"
زبان سرخ... بیرق خون است. میرزادهٔ عشقی
زهرآ
اما از خودِ دنیا طلب بسیار دارد… آرزوهای برنیامده.
زهرآ
حالا زندگی‌ام مبدل به دردی شده که روزبه‌روز باید تحمل کنم. اما این‌ها را نمی‌نویسم.
زهرآ
می‌دانم هر کاری را بد انجام داده‌ام. بد زندگی کردم، بد نوشتم، بد عاشق شدم، اما یک کار را ـ فقط یک کار را ــ خوب انجام داده‌ام: با قلدرها خوب جنگیدم، هر چند زمان و زندگی‌ام از دست رفت.
زهرآ
و تنهایی. برای همین سردم شده، اما عرق می‌ریزم، یخ زده‌ام. اضطراب در من نمی‌خشکد…
زهرآ

حجم

۱۶۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۱۶۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۱۲۳,۰۰۰
۶۱,۵۰۰
۵۰%
تومان