با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چاوان

دانلود و خرید کتاب چاوان

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چاوان  نوشته  نیلوفر قنبری (سها)  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب چاوان

کتاب چاوان نوشته نیلوفر قنبری(سها) است. کتاب چاوان داستان یک خیرخواهی ساده است که اتفاقت عجیب و غیرقابل پیش‌بینی‌ای را به دنبال دارد.

درباره کتاب چاوان

بهادر تا به حال به تهران سفر نکرده است، او برای فروختن زیرخاکی گران‌قیمت که پیدا کرده است راهی تهران می‌شود. اما به محض ورود به شهر تمام دار و ندارش را می‌دزدند. او نیمه شب آشفته او سر از حرم شاه عبدالعظیم در می‌آورد و با تن بی‌هوش یک زن مواجه می‌شود.

بهادر، سپیده مجد را بدون این‌که بداند او واقعا کیست، به بیمارستان می‌رساند این کار اولین قدم او برای تغییر سرنوشتش است چون سپیده مجد تک دختر یک سرمایه‌دار است که تحت تعقیب پلیس و عده‌ زیادی افراد دیگر است. بهادر هیچ نمی‌داند که این آشنایی شروع چه حوادث دیگری است و قدم در راه پرخطری می‌گذارد.

خواندن کتاب چاوان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب چاوان

خاكستر سیگارش را در جاسیگاری كوچک و بی‌قواره‌اش می‌تکاند و پُیک عمیقی دیگری می‌زند و دود غلیظ مارلبروی مورد علاقه‌اش را با ولع به ریه هیای بی‌نوایش سرازیر می‌كند. نگاه مستش، از میان دودِ سفید به عقربه‌های ساعت شماته دارِ روی كنسول میفتد. وحشتزده، پک دیگری می‌زند كه این بار گلویش به سوزش می‌افتد و سرفه امانش را می‌بُرد. چرا گذاشت دقایق را نفهمیده بود؟

! " لعنتی"ای می‌گوید و ناراحت از برهم خوردنِ اوقات خوشی كه در بی‌خبری می‌گذشت، گیج و منگ دور خودش می‌چرخد و دست آخر به طرف پنجره‌ی اتاق می‌رود و آن را تا انتها باز می‌كند. به طرف میز توالت كنجِ دیوار اتاق درندشتش خییز برمی‌دارد و سخاوتمندانه عطرهای خوشبو و محبوبِ یزدان را در همه جای اتاق پخش می‌كند. كج خندی از سرِ بدجنسی كنجِ لبانش می‌نشیند. به سرعت برق و باد، لباس‌هایش را با بلوز و شلواری راحتی عوض می‌كنید و پیراهن بلند آغشته به بوی سیگارش را روانه‌ی كیسه‌ی پلاستیکی و بعد كنجِ كمد دیواری‌اش می‌كند تا سرِ فرصت به دور از چشم خدمتکارها آنها را بشوید. در حالی كه آدامسِ دارچینی را می‌جود، كمی هم به موها و صورت آشفته‌اش می‌رسد. آدامسِ جویده را روانه‌ی سطل آشغال كوچک پایینِ تختِ استیل و خوش طرحش می‌كند و آدامس دیگری به دهان می‌گذارد صدای تَقه به در و متعاقب آن صدای فیروزه خیالش را آسوده می‌كند كه زود دست جنبانده و مدارک جرمش را جمع كرده

 - خانوم؟ آقا برگشتن! بیدارین؟

" باشه، آمدم" بلندی می‌گوید و با نگاهی دیگر به خود و اتاق درهم و برهمش از اتاق بیرون می‌رود. فیروزه دارد كت و كیف یزدان را می‌گیرد و یزدان در حال خوش و بش با اوست. سلامی از سرِ اكراه می‌دهد كه با دیدنش لبخنید روی لب‌های یزدان می‌خشکد

 - سلام عزیزم، خسته نباشی.

یزدان پوزخندزنان نگاهی به لب‌های گلبهی او می‌ندازد و به سردی یخ لب میزند

- سلام، ممنون.

سپیده حس می‌كند این پوزخند از نگاهِ تیزبینِ فیروزه دور نمی‌ماند . نفیرتش را پشتِ لبخندش پنهان می‌كند و به گردنِ یزدان می‌آویزد و در حالیكه با چشم و ابرو به فیروزه اشاره می‌كند برود پی كارش، عشوه می‌ریزد

- یه كم بغل بده... دلم تنگه.

فیروزه كه در پیچِ راهروی طویلِ منتهی به طبقه‌ی پایین از دیدش محو می‌شیود، كنار می‌كشد و میتوپد: -

صد دفعه نگفتم جلوی فیروزه و خدمتکارا با من عین آدم رفتار كن؟! می‌دونی اگه به گوش مامان برسه...

یزدان كلافه از این حرف‌های تکراری، روی مبل می‌نشیند و تلویزیون آویخته به دیوار را روشن می‌كند

 - دارم حرف می‌زنما؟!

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
zohre
۱۴۰۰/۰۶/۱۱

واقعا کتاب خوب و عالیه ازون کتابا که شروع کنی به خوندن دیگه زمین نمیذاری

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۸۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۳۱-۰
تعداد صفحات۷۸۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۳۱-۰