با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
لالانی دختر دریاهای دور

دانلود و خرید کتاب لالانی دختر دریاهای دور

۴٫۴ از ۵ نظر
۴٫۴ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب لالانی دختر دریاهای دور  نوشته  ارین انترادا کلی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب لالانی دختر دریاهای دور

کتاب لالانی دختر دریاهای دور نوشته ارین انترادا کلی و ترجمه نیلوفر امن‌زاده است. کتاب لالانی دختر دریاهای دور را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب لالانی دختر دریاهای دور

لالانی یک دختر معمولی مثل همه دخترهاست. او ماجراجو و کنجکاو است و در جزیزه زیبایی زندگی می‌کند که مدتی است دچار خشکسالی شده است. لالانی تلاش می‌کند از مادرش و جزیزه که محل زندگی آنها است محافظت کند. گیاهانی که برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌شد نایاب شده‌اند و لالانی می‌داند که پشت کوه‌ها و دریای پیرامون جزیره رازی وجود دارد. خوشبختی در آن سوی کوه‌ها منتظر آنها است اما ترسی همراه لالانی است. هرکس به سوی این کوه‌ها رفته دیگر برنگشته است تا درباره خوشبختی مردم در آن طرف کوه چیزی بگوید اما لالانی می‌داند که دیر یا زود باید راهی این سفر شود.

خواندن کتاب لالانی دختر دریاهای دور را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 نوجوانان بالای ۱۲ سال مخاطبان این کتاب‌اند.

 درباره ارین انترادا کلی

ارین انترادا کلی، نویسندهٔ پرفروش نیویورک‌تایمز، برندهٔ مدال نیوبری برای کتاب دنیای بی‌کران، سلام شد. اولین رمان کلی، پرواز کن توکا، در فهرست برترین کتاب‌های کِرکِس، مجلهٔ کتابخانهٔ مدارس و ای‌ال‌اس‌سی قرار گرفته و کتاب برگزیدهٔ انجمن کتابداران آسیایی ـ آمریکایی شد.

  کِلی همچنین نویسندهٔ کتاب سرزمین دختران فراموش‌شده، کتاب برگزیدهٔ انجمن کتابداران آسیایی ـ آمریکایی، و کتاب اول تو بازی کن، کتاب پرفروش نیویورک‌تایمز و کتاب برگزیدهٔ کِرکِس و مجلهٔ کتابخانهٔ مدارس است. او در لِیک‌چارلز لوئیزیانا بزرگ شده و حالا در ایالت دِلِوِر زندگی می‌کند.

بخشی از کتاب لالانی دختر دریاهای دور

رفوگرها در جزیرهٔ سانلاگیتا می‌مردند. بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت. علت دقیق بیماری‌شان معلوم نبود، اما خیلی از مردم سانلاگیتا باور داشتند که این مرگ مجازات کارهای بی‌کیفیت و شلخته است.

روستاییان از یک چیز مطمئن بودند: اینکه مرض رفوگرها بعد از فرو رفتن سوزن توی انگشت اتفاق می‌افتد. اما هر سوزنی رفوگرها را مریض نمی‌کرد و اگر شانس می‌آوردی، کمی خون ازت می‌رفت و ماجرا تمام می‌شد. ولی اگر بدشانس بودی... آینده‌ای کوتاه و فاجعه‌بار پیش رویت بود.

اولین علامتش تب بود که معمولاً در عرض بیست و چهار ساعت شروع می‌شد. در قفسهٔ سینه‌ات احساس گرما می‌کردی. گونه‌هایت گل می‌انداخت. فرق سرت عرق می‌کرد. کمی بعد از آن، افکار پنهانی که گوشهٔ ذهنت دفن کرده بودی می‌خزید بیرون و یکهو به خودت می‌آمدی و می‌دیدی مشغول اعترافی و حرف‌هایی می‌زنی که هرگز قصد گفتنشان را نداشتی. یک بار لالانی و ویدا به دیدن پیرزن رفوگری رفته بودند. ویدا دارویی آورده بود که فکر می‌کرد شاید فایده‌ای به حال بیمار داشته باشد. دارو تب زن را پایین آورد، ولی تبِ ذهنش را نتوانست تسکین بدهد. پیرزن همین‌طور که ویدا به شقیقه‌هایش پماد می‌مالید، به دخترها اشاره کرده بود بروند نزدیک‌تر.

پیرزن پچ‌پچ کرد: «وقتی خواهرم مریض شد، من رو می‌فرستاد سهمیه‌هاش رو بگیرم. اون‌قدر ضعیف بود که نمی‌تونست تکون بخوره.» نفسش بدبو بود و لب‌هایش ترک‌خورده. «هر بار ازش دزدی می‌کردم. کانا! من رو ببخش.»

بعد از اعترافات، نوبت باد کردن بود. لُپ‌ها و گلویت مثل یون‌فیش۹ باد می‌کرد. اینجا بود که مطمئن می‌شدی به‌زودی می‌میری؛ معمولاً در عرض ده روز.

طبق افسانه‌ها، فقط یک درمان برای مرض رفوگرها وجود دارد و آن هم در میان گلبرگ‌های گلی معجزه‌آساست. این گل زرد روشن بود و خال‌های سفید داشت، اما فقط بر کوه ایسا می‌رویید؛ یکی از نعمت‌های بی‌شمار در جزیرهٔ شمالی.

حقیقت داشت؟ ویدا می‌گفت این هم قصه‌ای دیگر است. اما هیچ‌کس مطمئن نبود، چون دریانوردانی که به آن‌سوی آب‌ها سفر می‌کردند هرگز برنمی‌گشتند. فقط تکه‌هایی از کشتی‌هایشان برمی‌گشت.

لالانی همین‌طور که سبدش به پاهای لاغر قهوه‌ای‌اش می‌خورد، از میان روستا می‌گذشت. یک روزِ دریانوردیِ دیگر هم در راه بود. این بار سه دریانورد به دریا می‌زدند و کل مردم روستا در ساحل جمع می‌شدند تا با آن‌ها خداحافظی کنند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
♡☆ 나자닌 자라☆♡
۱۴۰۰/۰۵/۱۴

یک روز صبح مثل روح از راه رسید. نه، مثل روح نه، زیرا دختری معمولی بود، از جنس گوشت و خون. وقتی از راه رسید که خورشید تازه داشت آب را لمس می کرد. توی قایق کوچکی پارو می زد...🚣‍♀️🛶 حالا

- بیشتر
کاربر ۳۴۲۴۶۳۲
۱۴۰۰/۰۵/۱۰

عالی بود .

کاربر
۱۴۰۰/۰۵/۱۰

من نسخه ی چاپی این کتابو دارم و واااااقعا عاااشقشم . فوق العادس

Dina
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

موضوع کتاب درمورد دختری به اسم لالانی بود که کاری انجام میده که هیچکس تا به حال نتونسته.. سفرش رو به سمت کوهی به اسم ایسا آغاز میکنه که همه ایمان دارن همه نعمت های خوب و زیبای دنیا اونجا

- بیشتر
🧡🍊پرتقالی😝🍊🧡
۱۴۰۰/۰۵/۱۹

سلام، من این کتاب رچو چاپی ش رو خریدم ولی اصلا جذبم نکرد. خیلی اتفاق های روزمرگی و تکراری بود....و خوب من تا نصف کتاب پیش رفتم و اصلا جذبم نکرد! بنابراین پیشنهاد نمیکنم متاسفانه 😕💗🍜

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۰۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۴۰-۹
تعداد صفحات۳۰۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۴۰-۹