با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سالی که از آسمان افتادیم

دانلود و خرید کتاب سالی که از آسمان افتادیم

۵٫۰ از ۵ نظر
۵٫۰ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سالی که از آسمان افتادیم  نوشته  ایمی سریگ کینگ  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب سالی که از آسمان افتادیم

کتاب سالی که از آسمان افتادیم نوشته ایمی سریگ کینگ و ترجمه مهسا خراسانی است. کتاب سالی که از آسمان افتادیم را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب سالی که از آسمان افتادیم 

این کتاب داستان لیبرتی است. او دختر نوجوانی است که خانواده‌اش در حال فروپاشی است. خواهر کوچک و ۹ ساله‌اش هرگز از خانه بیرون نمی‌رود، مادر و پدرش می‌خواهند از هم جدا شوند و افرادی که یک زمانی دوستش بودند حالا اذیتش می‌کنند. 

او دوست دارد تصویر خودش از ستاره‌ها را بکشد اما یک روز اتفاق عجیبی می‌افتد یک شهاب سنگ سقوط می‌کند و حالا مال لیبرتی است. 

خواندن کتاب سالی که از آسمان افتادیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به کودکانی که قصه دوست دارند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب سالی که از آسمان افتادیم

بابا گفت: «من رو مدام می‌بینین. می‌خوام چندتا تخت بخرم؛ بنابراین هروقت دلتون خواست می‌تونین بیاین و پیش من بمونین.» موقع حرف زدن به چشم‌های ما نگاه نمی‌کرد. بیشتر اوقات زُل زده بود به فرش.

مامان گفت: «ازتون می‌خوایم دربارهٔ هرچیزی که ذهنتون رو مشغول کرده با ما حرف بزنین و درمورد احساسی که دارین نگران نباشین. چون هر احساسی که داشته باشین کاملاً طبیعیه.»

نگران احساساتم نبودم. احساساتم به‌ترتیب این‌طوری بودند: آسودگی، سردرگمی و ترس. احتمالاً احساسات دیگری هم داشتم؛ اما این سه‌تا از همه واضح‌تر بودند. جیلی غرق در غم‌وغصه بود. بدنش می‌لرزید. خودم را به او نزدیک کردم و دستم را دور گردنش انداختم.

بابا گفت: «ببینین، همه‌ش تقصیر منه. واقعاً متأسفم. ما تموم تلاشمون رو می‌کنیم تا اوضاع رو درست کنیم و دوباره یه خانواده بشیم.»

این حرف همه‌چیز را تغییر داد. مثلاً احساساتم این‌طوری شد: سردرگمی، ترس و سردرگمیِ بیشتر. لرزش بدن جیلی کمتر شد و چشم‌هایش چنان گشاد شد که انگار فکر می‌کرد خانواده‌مان از هم نپاشیده. اما خودش هم می‌دانست که پاشیده. من هم می‌دانستم. مامان هم می‌دانست. انگار فقط این وسط بابا بود که نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده.

بابا همین‌طوری یک چیزهایی می‌گفت تا وانمود کند اوضاع خیلی هم بد نیست و نگذارد جیلی بزند زیر گریه.

به زندگی من خوش آمدید:

مثال ۱: هر تابستان من و جیلی می‌نشینیم روی صندلی پشت ماشین و بابا هم ما را از اردوی یک‌روزه برمی‌گرداند به خانه. من از بابا خواهش می‌کنم بایستیم و بستنی بخریم. بابا قبول نمی‌کند. من هم دوباره شروع می‌کنم به تماشای درخت‌هایی که از کنارشان می‌گذریم. جیلی شروع می‌کند به گریه. یک چیزی می‌گوید مثل این: «من واقعاً دلم بستنی می‌خواد!» و بابا ماشین را نگه می‌دارد و بستنی می‌خرد.

مثال ۲: تعطیلات تابستان سال گذشته. مامان با دوستش پتی رفته پیاده‌روی. از بابا می‌خواهم اجازه بدهد من و جیلی تا دیروقت بیدار بمانیم و یک قسمت از سریال پیشتازان فضا را ببینیم. بابا قبول نمی‌کند. من هم راه می‌افتم تا از پله‌ها بروم بالا و دندان‌هایم را مسواک کنم و بروم توی تختم. جیلی یک‌دفعه می‌زند زیر گریه و چیزی می‌گوید مثل: «اما من واقعاً دلم می‌خواد این سریال رو ببینم! تعطیلات تابستونمونه!» بعد بابا کانال تلویزیون را عوض می‌کند و من را صدا می‌کند تا به طبقهٔ پایین برگردم و پیشتازان فضا را تماشا کنم. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
arv
۱۴۰۰/۰۵/۰۲

این کتاب فوق العاده بود

(I'm lucky girl♡) Helen
۱۴۰۰/۰۶/۲۸

سلام نمیخوام زیاد بد بگم کلی کسل کننده بود و کمی هم گیج کننده ... کتاب "آوای پیانو زیر چتر های رنگی" شبیه این بود و زیبا تر ... فقط فرق این دو کتاب این بود که پدر کتاب آوای پیانو

- بیشتر
كتاب خور
۱۴۰۰/۰۶/۱۴

کتاب درباره دختریه که پدر و مادرش از هم طلاق گرفتن. نسبت به کتابای رئالی که خوندم یه ذره حوصله سربر بود ولی در کل بد نبود.

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۶۲-۹۸۵-۰
تعداد صفحات۲۸۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۶۲-۹۸۵-۰