معرفی و دانلود کتاب سالی که از آسمان افتادیم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سالی که از آسمان افتادیمsubscriptionAvailable

کتاب سالی که از آسمان افتادیم

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سالی که از آسمان افتادیم

کتاب سالی که از آسمان افتادیم نوشته ایمی سریگ کینگ و ترجمه مهسا خراسانی است. کتاب سالی که از آسمان افتادیم را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب سالی که از آسمان افتادیم 

این کتاب داستان لیبرتی است. او دختر نوجوانی است که خانواده‌اش در حال فروپاشی است. خواهر کوچک و ۹ ساله‌اش هرگز از خانه بیرون نمی‌رود، مادر و پدرش می‌خواهند از هم جدا شوند و افرادی که یک زمانی دوستش بودند حالا اذیتش می‌کنند. 

او دوست دارد تصویر خودش از ستاره‌ها را بکشد اما یک روز اتفاق عجیبی می‌افتد یک شهاب سنگ سقوط می‌کند و حالا مال لیبرتی است. 

خواندن کتاب سالی که از آسمان افتادیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به کودکانی که قصه دوست دارند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب سالی که از آسمان افتادیم

بابا گفت: «من رو مدام می‌بینین. می‌خوام چندتا تخت بخرم؛ بنابراین هروقت دلتون خواست می‌تونین بیاین و پیش من بمونین.» موقع حرف زدن به چشم‌های ما نگاه نمی‌کرد. بیشتر اوقات زُل زده بود به فرش.

مامان گفت: «ازتون می‌خوایم دربارهٔ هرچیزی که ذهنتون رو مشغول کرده با ما حرف بزنین و درمورد احساسی که دارین نگران نباشین. چون هر احساسی که داشته باشین کاملاً طبیعیه.»

نگران احساساتم نبودم. احساساتم به‌ترتیب این‌طوری بودند: آسودگی، سردرگمی و ترس. احتمالاً احساسات دیگری هم داشتم؛ اما این سه‌تا از همه واضح‌تر بودند. جیلی غرق در غم‌وغصه بود. بدنش می‌لرزید. خودم را به او نزدیک کردم و دستم را دور گردنش انداختم.

بابا گفت: «ببینین، همه‌ش تقصیر منه. واقعاً متأسفم. ما تموم تلاشمون رو می‌کنیم تا اوضاع رو درست کنیم و دوباره یه خانواده بشیم.»

این حرف همه‌چیز را تغییر داد. مثلاً احساساتم این‌طوری شد: سردرگمی، ترس و سردرگمیِ بیشتر. لرزش بدن جیلی کمتر شد و چشم‌هایش چنان گشاد شد که انگار فکر می‌کرد خانواده‌مان از هم نپاشیده. اما خودش هم می‌دانست که پاشیده. من هم می‌دانستم. مامان هم می‌دانست. انگار فقط این وسط بابا بود که نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده.

بابا همین‌طوری یک چیزهایی می‌گفت تا وانمود کند اوضاع خیلی هم بد نیست و نگذارد جیلی بزند زیر گریه.

به زندگی من خوش آمدید:

مثال ۱: هر تابستان من و جیلی می‌نشینیم روی صندلی پشت ماشین و بابا هم ما را از اردوی یک‌روزه برمی‌گرداند به خانه. من از بابا خواهش می‌کنم بایستیم و بستنی بخریم. بابا قبول نمی‌کند. من هم دوباره شروع می‌کنم به تماشای درخت‌هایی که از کنارشان می‌گذریم. جیلی شروع می‌کند به گریه. یک چیزی می‌گوید مثل این: «من واقعاً دلم بستنی می‌خواد!» و بابا ماشین را نگه می‌دارد و بستنی می‌خرد.

مثال ۲: تعطیلات تابستان سال گذشته. مامان با دوستش پتی رفته پیاده‌روی. از بابا می‌خواهم اجازه بدهد من و جیلی تا دیروقت بیدار بمانیم و یک قسمت از سریال پیشتازان فضا را ببینیم. بابا قبول نمی‌کند. من هم راه می‌افتم تا از پله‌ها بروم بالا و دندان‌هایم را مسواک کنم و بروم توی تختم. جیلی یک‌دفعه می‌زند زیر گریه و چیزی می‌گوید مثل: «اما من واقعاً دلم می‌خواد این سریال رو ببینم! تعطیلات تابستونمونه!» بعد بابا کانال تلویزیون را عوض می‌کند و من را صدا می‌کند تا به طبقهٔ پایین برگردم و پیشتازان فضا را تماشا کنم. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سالی که از آسمان افتادیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسالی که از آسمان افتادیم
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهایمی سریگ کینگ
مترجممهسا خراسانی
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۳.۳۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۶۲-۹۸۵-۰
تعداد صفحه‌ها۲۸۰ صفحه
قیمت کتاب۲۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

☆عاشق کتاب♡
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۳

خیلی کتاب قشنگی بود برای کسایی که هم عاشق نجوم هسن هم دچار طلاق خانوادگی شدن خیلی خوبه چون اون هارو درک میکنه💫

۰
کتابخانه‌ی‌بنفش
۱۴۰۲/۰۵/۰۸

با خوندن این کتاب تو داستانش غرق می شید💕💟 پیشنهاد میکنم کسانی که پدر و مادشون به هر دلیلی جدا شدن این کتاب رو بخونن بهشون کمک میکنه با اوضاع کنار بیان و حالشون بهتر شه🍓🍒

۰
Hana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۶

اگر می‌خواهید با روحیات و شرح اتفاقات درونی یک کودک طلاق یا یک نوجوان طلاق آشنا بشین بخونیدش و قابل توجه اینکه بعد از خوندن این کتاب بیشتر به آسمون شب فکر میکنم و برام جالب تر شده.

۰
arv
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۲

این کتاب فوق العاده بود

۰
Ariana☀️⛵️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۸

وای اولش داشتم فکر میکردم چه اشتباهی کردم این کتابو گرفتم همش تنها چیزی که داره میگه هست : ستاره ستاره و ستاره🥲 ولی جلوتر که رسیدم کتاب یهو از این رو به رو شد🤯 یهو خیلی باحال شد و...بیشتر

۴
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۴

«زندگی لیبرتی حال دگر گونی دارد ، همه چیز بر علیه اوست . مادر و پدرش میخواهند ازهم جدا شوند. خواهر نه ساله اش خودش را در خانه حبس کرده و به مدرسه نمیرود. وبدتر از این ها ، دوستانش...بیشتر

۰
t
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۳۰

عالی بود واقعا حس می کنم بعضی کتابا ادمو میفهمن پیشنهاد میکنم خوب های بد بد های خوب و پاستیل های بنفش و محا فظان حیاط وحش را هم حتما بخو نید من که خیلی خوب تونستم باهاش ارتباط بر قرار...بیشتر

۰
نرگس کاهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۲

بهترین کتاب برای کودک نوجوان عالیه و حرف هاش خیلی وازه

۰
k
۱۴۰۱/۰۱/۰۷

فوقعالعاده بود من که خیلی دوستش داشتم

۰
امیرحسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۹

این کتاب ژانر رئال هستش و داستان جذابی دار و از نظر من دیدگاه جالبی داره و حس خوبی از خوندنش بهم دست میده. نویسنده این کتاب خانم ایمی سریگ کینگ(A.S.KING)که نویسنده کتاب من و ماروین گاردنز هستش که اونم...بیشتر

۰
saba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۳

این کتاب درمورد جیلی و لیبریتی هست. دو تا خواهر که مادر پدرشون بخاطر مشکلاتی از هم جدا میشن. این کتاب کامل کامل حس و حال بچه هایی که مادر و پدرشون جدا شدن رو منتقل میکنه به آدم و...بیشتر

۰
R.R
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۸

داستانش رو دوست داشتم.قشنگ بود و در عین حال غمگین هم بود . پیشنهاد میکنم بخونیدش

۲
کاربر 6149568
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۹

خیلی کتاب قشنگی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونینش

۰
انا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۰

راستش کتاب تازه شروع کردم اما نظر دوستان خوندم و علاقمند شدم بخونمش اما قبل خوندنش خواستم از طاقچه تشکر کنم درسته از بخش بی نهایت دارم استفاده میکنم اما متوجه قرار دادن تخفیفات و کتابهای رایگان شدم برای مردم...بیشتر

۰
راوی امید 🌠
۱۴۰۴/۰۳/۲۹

هر تصمیمی توی زندگی، عواقب خودش رو داره. اما بعضی از تصمیم‌ها فقط زندگی کسی که اون تصمیم رو می‌گیره تغییر نمی‌دن؛ بلکه زندگی آدم‌های بی‌گناه دیگه‌ای رو هم زیر و رو می‌کنن. طلاق یکی از همین تصمیم‌هاست. چیزی که...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

میم‌ بانو
۱۱۹
وقتی یک‌باره حس می‌کنید از همهٔ عالم و آدم متنفرید کار دیگری به‌جز خوابیدن از دستتان برنمی‌آید.
m
۲۱
گاهی باورم نمی‌شود می‌توانم به آسمان نگاه کنم و این چیزها را ببینم. سیاره‌ها. شهاب‌ها. ستاره‌ها. همهٔ آن‌ها واقعاً جادویی هستند.
امیرحسن
۱۸
با داشتن تلسکوپی بزرگ، الزاماً ستاره‌شناسی بزرگ نخواهید شد. ـ مکس ارنست
یاس
۱۲
چون او از این کار خوشش نمی‌آید، دلیل نمی‌شود من انجامش ندهم.
daisy
۱۲
مردم فکر می‌کنند افسردگی همیشه به یک شکل است؛ یعنی معمولاً به شکل غصه است. به‌نظرم کسانی که اطلاعات کافی دربارهٔ افسردگی ندارند فکر می‌کنند افسرده‌ها تمام مدت راه می‌روند و گریه می‌کنند یا به همه‌چیز بدبین هستند. اما افسردگی را نمی‌توان به این راحتی توصیف کرد. برای هرکس متفاوت است. بابا می‌گوید از درون حس می‌کند آدم دیگری شده که عجیب است. اما ازآنجاکه دوازده سال است می‌شناسمش باید بگویم از بیرون هم همین‌طور به‌نظر می‌رسد
Tiana
۱۱
نمی‌دانم اگر آدم‌فضایی‌ها بیایند اینجا دربارهٔ آدم‌ها چه فکری خواهند کرد. انسان‌ها عجیب‌غریب‌اند. به‌نظرم ما مشکل داریم. به‌هرحال، من بیشتر به ستاره‌ها اهمیت می‌دهم تا آدم‌ها. تا اینجا که آدم‌ها به‌جز اینکه موی دماغم شوند، کار دیگری برای من نکرده‌اند.
scarlet holmes
۹
هر اتفاقی بیفتد جهان به راهش ادامه می‌دهد و ستاره‌ها همان‌جایی خواهند بود که سال گذشته بودند. هیچ‌چیز روی کرهٔ زمین این‌طوری نیست. هیچ‌چیز به این اندازه قابل‌اعتماد نیست. هیچ‌چیز دیگر نمی‌تواند باعث شود مثل ستاره‌ها کوچک باشید یا مثل آن‌ها بزرگ.
کتابخانه‌ی‌بنفش
۸
افسردگی همیشه به یک شکل است؛ یعنی معمولاً به شکل غصه است. به‌نظرم کسانی که اطلاعات کافی دربارهٔ افسردگی ندارند فکر می‌کنند افسرده‌ها تمام مدت راه می‌روند و گریه می‌کنند یا به همه‌چیز بدبین هستند. اما افسردگی را نمی‌توان به این راحتی توصیف کرد. برای هرکس متفاوت است
Tiana
۷
ستارهٔ قطبی همیشه رو به شمال است. این یکی از چند چیزی است که می‌توانم روی آن حساب کنم. هرشب به آسمان می‌رود و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد. اگر آدم‌ها بیشتر شبیه ستارهٔ قطبی بودند، شاید اوضاع تا این حد پیچیده نمی‌شد.
sarahhmyl
۶
بعد می‌زنم زیر گریه، چون حمام جای امنی برای گریه کردن است و دلیلش هم این است که همه‌چیز در حمام خیس است و کلی هم وقت دارم