خالد حسینی
بیوگرافی خالد حسینی
نام خالد حسینی (Khaled Hosseini) برای ایرانیان و بسیاری از ملتها آشناست؛ نویسنده و فعال اجتماعی که توجه جهان را به سوی زندگی مردم افغانستان جلب کرد و انگار برای نخستین بار، دنیا این کشور را از دریچهی دیگری بجز اخبار و رسانه دید. او که تاکنون چهار اثر منتشر کرده کارش را با کتاب بادبادک باز آغاز کرد. حتی برای ما که همسایهی یکدیگریم و حوزهی تمدنی یکسانی داریم کتابهای خالد حسینی حرفهای تازهای برای گفتن دارد؛ روایتهایی ملموس و عمیق از زیستی انسانی که پسزمینههای سیاسی اجتماعی آن میتواند برای همهی ما آشنا باشد.
خالد حسینی متولد سال ۱۹۶۵ در کابل است. او بزرگترین فرزند، از پنج فرزند خانوادهی خود بود. خانوادهای که در محلهی مرفه وزیراکبرخان زندگی میکرد و خالد میتوانست در سالهای اولیهی زندگیاش شاهد افغانستانی باشد که در دهههای بعدی با حضور طالبان و دیگر کشمکشهای سیاسی، شکل دیگری به خود گرفت. پدرش برای وزارت امور خارجه کار میکرد و مادرش معلم زبان و ادبیات فارسی و همچنین تاریخ بود. در چنین فضایی خالد با گنجینهای غنی از اشعار کلاسیک پارسی آشنا شد. بهواسطهی شغل پدرش از اوایل دههی ۷۰ میلادی، مهاجرت آنان به کشورهای دیگر آغاز شد.
اولین مهاجرت خالد به ایران، تهران بود و او توانست دسترسی وسیعتری به کتب ترجمهشده داشته باشد و بیشتر وارد دنیای ادبیات جهان شد. در سال ۱۹۷۶ او و خانوادهاش به پاریس، فرانسه رفتند. دومین مهاجرتی که نمیدانست تا ۲۷ سال پس از آن دیگر هرگز وطنش را نخواهد دید. همزمان با انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، ارتش شوروی وارد خاک افغانستان شد و با همکاری حزب کمونیست این کشور، قدرت را در دست گرفت. این درگیری موجب مهاجرت اجباری پنج میلیون شهروند افغانستانی شد. در این مقطع، دیگر بازگشت برای خالد و خانوادهاش امکانپذیر نبود. آنها برای پناهندگی در آمریکا درخواست دادند و اینگونه سومین مهاجرتشان آغاز شد.
در سال ۱۹۸۰، خالد در کالیفرنیای آمریکا بود؛ کشوری که در آن درس خواند، طبابت کرد، تشکیل خانواده داد، رمانهایش را به انتشار رساند و سازمان خیریهاش را تأسیس کرد.
زندگی خانوادگی خالد حسینی
اگرچه در ابتدا زندگی در آمریکا برای خالد و خانوادهاش سخت بود، اما با گذشت زمان آنها توانستند موقعیت بهتری پیدا کنند. خالد که در ابتدا از زبان انگلیسی هیچ نمیدانست، بعدتر با خواندن خوشههای خشم از جان اشتاین بک، دوباره شوق نوشتن پیدا کرد و برای نخستین بار داستانهایش را به انگلیسی نوشت. او به عزم کمک به خانواده و ساختن زندگی بهتر، به دانشگاه سانتا کلارا رفت و زیستشناسی خواند و پس از آن مدرک پزشکیاش را از دانشگاه سندیگو، کالیفرنیا دریافت کرد.
در همین دوران با رؤیا حسینی ازدواج کرد و آنها اکنون دو فرزند دارند. خالد در فرصتهای استراحتش، داستانهای کوتاهی مینوشت که هستهی اصلی مضامین آنها با سرزمینش افغانستان پیوند خورده بود. در سال ۱۹۹۸ طالبان با در دست گرفتن قدرت در افغانستان برای نخستین بار، این کشور را به ورطهای دیگر کشاند. در سال ۲۰۰۱ یعنی پس از گذشت سه سال از حضور طالبان، رؤیا حسینی و پدرش، خالد را تشویق کردند که یکی از داستانهای خود را بهصورت رمان درآورد. از همین نقطه بود که خالد کار بر روی نخستین رمانش، بادبادکباز را آغاز کرد. کتابی که مسیر زندگی او و دیدگاه هزاران نفر را تغییر داد.
فعالیتهای بشردوستانهی او
سه سال پس از انتشار نخستین رمان خالد حسینی، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به او پیشنهاد داد که بهعنوان فرستادهی ویژهاش خدمت کند و کمکهای این سازمان را به آوارگان جنگی در سراسر جهان برساند. او در سال ۲۰۰۶ به شرق چاد سفر کرد و با پناهندگان دارفور (Darfur) ملاقات داشت. در سال ۲۰۰۷ نیز به افغانستان رفت تا با پناهندگانی ملاقات کند که از ایران و پاکستان به کشورشان بازمیگشتند. اما این نخستین باری نبود که خالد به افغانستان بازمیگشت.
او هنگام انتشار کتابش در ۲۰۰۳، پس از ۲۷ سال به افغانستان بازگشت و بهشدت تحت تأثیر ویرانی جنگ قرار گرفت. گویی کشوری که میشناخت دیگر وجود نداشت. از همان زمان دغدغهی کمکرسانی در ذهن خالد حسینی شکل گرفت و در نهایت پس از بازگشت از افغانستان در ۲۰۰۷، مؤسسهی خالد حسینی را به همراه همسرش تأسیس کرد. جایی که برای پناهندگان، کودکان، زنان و افراد آسیبپذیر افغانستان کمکهای مالی جمعآوری میشود تا حداقلیترین امکانات همچون سرپناه و آموزش برای آنها فراهم شود.
زندگی حرفهای و فعالیتهای خالد حسینی
پس از آن که در سال ۲۰۰۱ خالد حسینی تصمیم گرفت داستان کوتاهش را به رمان بدل کند، به مدت یکسالونیم هر روز چهار صبح از خواب برمیخواست تا پیش از ویزیت بیمارانش بر روی رمان کار کند. در این حین نیروهای نظامی ایالات متحده و کشورهای متحدش وارد افغانستان شدند و او تصمیم گرفت پروژه را کنار بگذارد. اما با پیشروی نیروهای غربی و شکست طالبان، خالد احساس کرد روایتش بیش از هر زمان دیگری برای مردم دنیا حائز اهمیت خواهد بود. در زمانی که نگاه مردم دنیا به اخبار جنگ دوخته شده بود، داستان دو پسر افغانستانی شکل گرفت که سرنوشتشان بر روی بسیاری اثر گذاشت. پس از تمامشدن رمان در سال ۲۰۰۳، انتشارات ریورهد بوکز (Riverhead Books) که یکی از زیرمجموعههای گروه پنگوئن (Penguin Group) است، کتاب را منتشر کرد. پس از انتشار کتاب با جلد شومیز (جلد کاغذی) توجه بسیاری در سراسر جهان به آن جلب شد.
در همین سال بود که خالد به افغانستان بازگشت، اما فقط ویرانی جنگ توجه او را جلب نکرد. او متوجه شد با وجود تمامی سختیها، مهربانی و فرهنگ مهماننوازی در افغانستان همچنان پابرجاست و در همین حین جرقهی کتاب بعدی در ذهن او به وجود آمد. او این بار به وضعیت زنان افغانستان توجه کرد که چطور زندگیشان پیش از حملهی شوروی و حین جنگ داخلی و همچنین حملهی طالبان دستخوش تغییر شده بود. رمان هزار خورشید تابان، کتاب دوم او در سال ۲۰۰۷ توسط ریورهد ترید (Riverhead Trade) منتشر شد در حالی که یک سال پیش از آن، حسینی بهطور کامل از کار طبابت کناره گرفت و خود را وقف فعالیتهای بشردوستانه و نوشتن کرد. او نام این کتاب را از یکی از ابیات صائب تبریزی وام گرفته و این رمان نیز همچون بادبادکباز با استقبال گستردهای مواجه شد.
رمان بعدی خالد حسینی در سال ۲۰۱۳ با نام ندای کوهستان توسط ریورهد ترید منتشر شد. حسینی این بار بر بیش از دو رمان پیشین خود بر زندگی شخصیاش متمرکز شد و رمانی خلق کرد که حول محور خانواده و مهاجرت اجباری پیش میرود؛ موفقیتی دیگر همراه با تحسین بیشازپیش منتقدان. سال ۲۰۱۵ تصویر کودک سوری که بدنش در دریا به سواحل ترکیه رسید جهان را تکان داد. خالد حسینی که با مهاجرت اجباری آشنا بود، تحت تأثیر این رویداد نوشتن اثر بعدیاش، دعای دریا را آغاز کرد. این کتاب در سال ۲۰۱۸ توسط ریورهد بوکز منتشر شد و سود حاصل از فروش آن به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و مؤسسهی خالد حسینی میرسد.
شیوه نگارش و مضامین آثار خالد حسینی
شیوهی نگارش خالد حسینی بهگونهای است که عموم مردم با آن ارتباط برقرار میکنند، چرا که او از پیچیدگیهای زبانی اجتناب میکند و ساده مینویسد. در واقع، خالد تمرکزش را بر عمق احساسی داستان میگذارد و در آنجاست که بر مخاطب اثر میگذارد. اگرچه او ساده و مستقیم مینویسد، اما تصویرسازیهایش چنان زنده است که راوی هر کجا باشد، خواننده نیز با او سفر میکند. به همین علت نیز مردم با چهرهی دیگری از افغانستان در کتابهای حسینی مواجه میشوند. اما این شیوهی او با وجود اثرگذاری، بدون نقد نیز نمانده و برخی معتقدند او برای جذب مخاطب از احساسات بهره میگیرد.
از سوی دیگر، بسیاری نثر او را شاعرانه نیز میدانند. این شاعرانگیِ ساده در پیوند با احساسات عمیق شخصیتهای اصلی، همدلی زیادی در مخاطب ایجاد میکند؛ او احساساتی را با واژههایش تصویر میکند که میان نوع انسان فارغ از ملیت و نژاد مشترک است: رنج، عشق، رستگاری، گناه و تابآوری. بستر داستانهای حسینی را تاریخ سیاسی اجتماعی افغانستان میسازد، اما او بیش از آنکه بر مضامین سیاسی تأکید ورزد، توجهش را بر زندگی شخصی افرادی میگذارد که از این بستر متأثرند. شاید به همین علت نیز برخی منتقدان او را به سادهسازی تاریخ پیچیدهی افغانستان متهم میکنند.
او از واقعیتهای خشن جامعه سخن میگوید و در عین حال از نمادها نیز در کتابهایش بهره میگیرد، نمادهایی که برای خوانندگان ملموس و قابل درک است. در نهایت با رمانهای خالد حسینی میتوانیم در سیر درونی شخصیتها همراه باشیم. شخصیتهایی که براساس زندگی روزمرهی جهان امروز و خصوصاً افغانستان بنا شدهاند و ما میتوانستیم جای آنها باشیم.
جوایز و افتخارات او
تاکنون بیش از ۵۵ میلیون نسخه از کتابهای خالد حسینی در ۷۰ کشور به فروش رفته است. او که با خواندن خوشههای خشم، نوشتن داستانهای انگلیسیاش را آغاز کرد، در سال ۲۰۱۴ برندهی جایزهی جان اشتاین بک شد که مختص نویسندگانی با دغدغههای اجتماعی است. برخی از جوایز و افتخارات او در ادامه خواهد آمد:
کتاب بادبادکباز
- حضور در پرفروشترینهای نیویورک تایمز به مدت بیش از دو سال پس از انتشار
- بازگشت به پرفروشترینهای نیویورک تایمز پنج سال پس از چاپ
- فروش بیش از ۱۲ میلیون نسخه در سراسر جهان
- ترجمه به بیش از ۴۰ زبان در دنیا
- برندهی جایزهی Exclusive Books Boeker Prize در سال ۲۰۰۴
کتاب هزار خورشید تابان
- حضور در پرفروشترینهای نیویورک تایمز به مدت بیش از دو سال پس از انتشار
- دریافت مدال نقرهای از سوی California Book Award در بخش داستانی در سال ۲۰۰۷
- برندهی جایزهی British Book Award در سال ۲۰۰۸
- برندهی جایزهی Book Sense Book of the Year Award در سال ۲۰۰۸
کتاب ندای کوهستان
- برندهی جایزهی Goodreads Choice Award در بخش داستان در سال ۲۰۱۳
- حضور در پرفروشترینهای نیویورک تایمز پس از انتشار
- ترجمه به بیش از ۷۰ زبان در سراسر دنیا
نظر مجلههای معتبر دربارهی خالد حسینی و آثارش
- بخش کتاب واشنگتن پست دربارهی کتاب بادبادکباز نوشت: «نخستین رمان حسینی فراتر از صرفاً یک نوشتهی خوب است. این اثر داستانی است که به شکلی شگفتانگیز تصویر شده و دیدگاهی از افغانستان ارائه میکند که بیشتر آمریکاییها هرگز ندیدهاند و همچنین وجهی از انسانیت را به تصویر میکشد که بهندرت آشکار میشود».
- نیوزویک دربارهی هزار خورشید تابان نوشت: «داستانی تأثیرگذار که به رنجها و امیدهای گروهی دیگر از بیگناهانِ گرفتار در جنگ صدا میبخشد... داستانی مسحورکننده... روایت افسونگرانهی خالد حسینی با ظرافت، جزئیات زندگی در جهانی را به تصویر میکشد که در آن بقا نوعی مبارزه است. او این داستان انسانی را ماهرانه در بستر گستردهی تاریخ معاصر جای میدهد».
- نیویورک تایمز دربارهی ندای کوهستان نوشت: «روایتی تأثیرگذار دربارهی فداکاری، خیانت و قدرت خانواده... خالد حسینی نشان میدهد انسانها چهقدر آسان بهجای محافظت از نزدیکانشان، با آنها با خشونت رفتار میکنند یا آنها را رها میکنند. اما دستاورد نهایی او نشاندادن قدرت و پایداری خانواده است».
اقتباسها از آثار او
در سال ۲۰۰۷، مارک فوستر با اقتباس از کتاب بادبادک باز فیلمی ساخت که در کاشغر چین فیلمبرداری شد و در آن بازیگران به زبان فارسی دری سخن میگویند. این فیلم نامزد بهترین فیلم خارجی زبان در گلدن گلوب و آکادمی اسکار شد اما جایزهای دریافت نکرد. به دلیل مضمون کتاب و حساسیتی که در افغانستان ایجاد کرده بود، اکران فیلم به زمانی موکول شد که بازیگران آن از افغانستان به محل امنی منتقل شدند.
در سال ۲۰۲۲ نیز متیو اسپانگلر با اقتباس از همین کتاب تئاتری را در برادوی به روی صحنه برد.
معرفی کتابهای خالد حسینی
خالد حسینی تاکنون چهار اثر منتشر کرده که در ادامه خواهد آمد:
- کتاب بادبادک باز: این رمان دربارهی دوستی میان پسری ثروتمند با پسر خدمتکارِ پدرش است و این رابطه در حالی شکل میگیرد که کشور فرو میپاشد. لحظات تکاندهندهی این رمان زیادند و مضامین زیادی مثل بهای خیانت و امکان رستگاری در آن واکاوی میشود.
- کتاب هزار خورشید تابان: دو زن از دو نسل متفاوت و با برداشتهایی متفاوت نسبت به عشق و خانواده، به واسطهی جنگ در کنار یکدیگر قرار میگیرند. پیوند میان آنها در پسزمینهی زنستیزانهی طالبان در افغانستان داستانی نفسگیر و غیرقابل پیشبینی است.
- کتاب ندای کوهستان: این کتاب حول محور خانواده شکل گرفته. داستان دربارهی تمام نزدیکان ماست که در عین احترام و فداکاری، از آنها زخم میخوریم و خیانت میبینیم. شخصیتهای این داستان از کابل سفرشان را آغاز میکنند و روایت پیچیدهی آنها تا جزیرهی تینوس ادامه مییابد.
- کتاب دعای دریا: این کتاب مصور، با وجود کوتاهبودنش بسیار قدرتمند است. این کتاب نامهی پدری به پسرش در شب پیش از مهاجرت اجباریشان در دریا است و برخلاف داستانهای پیشین، روایت پیشا جنگ آن در سوریه میگذرد.
همۀ کتابهای خالد حسینی
بهترتیب حروف الفبا | الکترونیکی و صوتی


