میلان کوندرا (متولد ۱ آپریل ۱۹۲۹)، رماننویس، داستاننویس، نمایشنامهنویس، مقالهنویس و شاعر مشهور اهل کشور چک است که در آثارش، کمدی اروتیک را به شکلی بسیار خواندنی با نقد سیاسی و گمانهزنیهای فلسفی ترکیب میکند.
کوندرا که پسر لودویک کوندرا، پیانیست و موسیقیشناس مشهور کنسرت بود، در کودکی، تحت تاثیر همین موضوع موسیقی خواند، اما به تدریج به نویسندگی روی آورد و در سال ۱۹۵۲ تدریس ادبیات را در آکادمی موسیقی و هنرهای دراماتیک پراگ آغاز کرد. او چندین مجموعهشعر را در دههی ۱۹۵۰، از جمله Poslední máj (به معنای آخرین می، در سال ۱۹۵۵) که یک ادای احترام به رهبر مقاومت کمونیست یعنی جولیوس فوچیک بود و همچنین Monology (به معنای مونولوگها، در سال ۱۹۵۷) که یک جلد از اشعار عاشقانه بود، منتشر کرد که به دلیل لحن کنایهآمیز و اروتیک، بعدها توسط مقامات سیاسی چک محکوم شد.
میلان کوندرا در اوایل کار خود به حزب کمونیست علاقهمند شده بود و در همین حزب پستیوبلندیهای بسیاری را از سر گذراند؛ او در سال ۱۹۴۸ به حزب کمونیست پیوست، در سال ۱۹۵۰ از آن اخراج شد، در سال ۹۵۶ مجددا در آن پذیرفته شد و تا سال ۱۹۷۰ عضو این حزب بود. طبق مقالهای که در سال ۲۰۰۸ در یک مجله از کشور چک منتشر شده بود، کوندرا در سال ۱۹۵۰، پس از اخراج از حزب کمونیست، پلیس پراگ را از حضور یک مامور اطلاعاتی غربی مطلع کرد که منجر به دستگیری این مامور و همچنین محکوم شدنش به ۱۴ سال زندان شد. با این حال، کوندرا خود ادعاهای این مقاله را که مبتنی بر کشف گزارش پلیس در مورد دستگیری توسط یک محقق بود، رد کرده است.
پس از نوشتن چند جلد داستان کوتاه و یک نمایشنامهی تکپردهی بسیار موفق به نام Majitelé klíčů (به معنای صاحبان کلیدها، در سال ۱۹۶۲)، اولین رمان کوندرا به نام Žert (به معنای شوخی) در سال ۱۹۶۷ به انتشار رسید. این رمان که یکی از بزرگترین آثار کوندرا محسوب میشود، دارای نگاهی طنزآمیز و متفاوت به زندگی خصوصی و سرنوشت چکهای مختلف در سالهای استالینیسم است. رمان شوخی به چندین زبان ترجمه شد و به شهرت بینالمللی زیادی دست یافت.
دومین رمان میلان کوندرا Život je jinde (به معنای زندگی جای دیگری است، منتشرشده در سال ۱۹۶۹)، دربارهی قهرمانی بختبرگشته و عاشق است که در سال ۱۹۴۸ تحت سلطهی کامل کمونیستها درمیآید. چاپ این کتاب ابتدا در جمهوری چک ممنوع شده بود. کوندرا در سالهای ۱۹۶۷-۱۹۶۸در آزادسازی مختصر اما سرسختانهی چکسلواکی شرکت کرده بود و پس از اشغال این کشور توسط شوروی، از اعتراف به اشتباهات سیاسی خود امتناع ورزید و در نتیجه مورد هجوم مقامات قرار گرفت و نه تنها چاپ تمامی آثار او ممنوع شد، بلکه او را از تدریس نیز اخراج کردند. او همچنین از حزب کمونیست نیز برکنار گشت.
در سال ۱۹۷۵، کوندرا اجازه یافت به همراه همسرش، ویرا هرابانکوا، از چکسلواکی برای تدریس در دانشگاه رن (۱۹۷۵-۱۹۷۸) در فرانسه مهاجرت کند. در سال ۱۹۷۹ دولت چک تابعیت او را سلب نمود. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رمانهای او، از جمله والس خداحافظی که به انگلیسی به مهمانی خداحافظی ترجمه شده است، (منتشرشده در سال ۱۹۷۶)، کتاب خنده و فراموشی (منتشرشده در سال ۱۹۷۹) و کتاب سبکی تحملناپذیر هستی (منتشرشده در سال ۱۹۸۴ که در ایران با نام بار هستی نیز شناخته میشود)، در فرانسه و سایر نقاط خارج از کشور منتشر شدند، اما تا سال ۱۹۸۹ در سرزمین مادری او اجازهی چاپ نداشتند.
میلان کوندرا پس از نوشتن چند اثر سیاسی بحثبرانگیز بود که تصمیم گرفت قلمروی فلسفی را در کتاب سبکی تحملناپذیر هستی بررسی کند. این کتاب مفهوم بازگشت ابدی را که توسط نیچه پیشنهاد شده است، مورد بررسی قرار میدهد که به موجب آن یک رویداد یا موجود منفرد به طور بینهایت در یک جهان بینهایت تکرار میشود.
کتاب خنده و فراموشی، یکی از موفقترین آثار کوندرا، مجموعهای از مراقبههای کنایهآمیز در مورد تمایل دولت مدرن به انکار و محو حافظهی انسانی و حقیقتهای تاریخی است. کتاب جاودانگی (۱۹۹۰) نیز یکی دیگر از کتابهای کوندرا است که به بررسی ماهیت آفرینش هنری میپردازد. کوندرا در کتاب جاودانگی بار دیگر بحثهای فلسفی را در مرکزیت کتاب قرار میدهد تا بحثهای سیاسی. کوندرا با کتاب آهستگی (۱۹۹۴) به زبان فرانسوی شروع به نوشتن کرد و به دنبال آن نیز کتاب هویت را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرد. کتاب جهالت (که در سال ۲۰۰۰ منتشر شده است)، داستانی در مورد مهاجران چک است که به زبان فرانسوی نوشته شده اما اولین بار به زبان اسپانیایی منتشر شده است. کتاب جشن بیمعنایی (منتشرشده در سال ۲۰۱۳) نیز دربارهی گروهی از دوستان پاریسی است.
رمان خنده و فراموشی در هفت بخش با ساختاری درهمتنیده نوشته شده که خود میلان کوندرا آن را به چندصدایی در موسیقی تشبیه کرده است. هر قسمت از این کتاب شامل داستان متفاوتی است و داستانها به ظاهر بیربط هستند. تکرار حوادث، شخصیتها و مضامین، ساختار کتاب خنده و فراموشی را به وجود آورده است. خاطراتی که شخصیتها میخواهند آنها را نگه دارند یا فراموش کنند، موضوعی تکرارشونده در طول کتاب است، مانند خنده که اغلب به همان اندازه طعنهآمیز و شادیآور است.
تفکرات گستردهی کوندرا در کتابهای هنر رمان (۱۹۸۶)، وصایای تحریفشده (۱۹۹۳) پرده (۲۰۰۵) و مواجهه (۲۰۰۹) بیش از پیش دیده میشود.
میلان کوندرا تاکنون برندهی جوایز و عناوین متعددی شده است که از میان آنها میتوان به جایزهی ایالتی جمهوری سوسیالیست چکسلواکی (۱۹۶۴)، جایزهی نویسندگان کنفدراسیون جمهوری سوسیالیست چکسلواکی (۱۹۶۸)، جایزهی بزرگ مدیسی برای بهترین رمان خارجی انتشاریافته در فرانسه (برای رمان زندگی جای دیگری است در سال ۱۹۷۳)، جایزهی ادبی موندلو در ایتالیا برای کتاب جشن بیمعنایی (در سال ۱۹۷۸)، جایزهی آمریکایی کشورهای همسود برای مجموعهی آثار در سال ۱۹۸۱، جایزهی ادبی اروپاییان در سال ۱۹۸۲، جایزهی اورشلیم در سال ۱۹۸۵، جایزهی منتقدین آکادمی فرانسه برای کتاب هنر رمان در سال ۱۹۸۷، جایزهی نلی زاکس در سال ۱۹۸۷، جایزهی ایالتی اتریش برای ادبیات اروپایی در سال ۱۹۸۷، نشان لژیون خارجی فرانسه در سال ۱۹۹۰، جایزهی نخست ادبیات خارجی از روزنامهی انگلیسی ایندیپندنت در سال ۱۹۹۱، جایزهی یاروسلاف سایترت برای رمان جاودانگی در سال ۱۹۹۴، مدال شایستگی چک برای کمک به تجدید دموکراسی در سال ۱۹۹۵ و جایزهی هردر از دانشگاه وین اتریش در سال ۲۰۰۰ اشاره کرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
متاسفانه گویندگی این کتاب به شکل نامطلوبی اتفاق افتاده است. به نحوی که توان ادامه دادن کتاب را از فرد سلب میکند. نحوه بیان کتاب به شکل ناشیانه و غیر حرفه ای انجام شده است و هیچ گونه عمق بخشیدن...بیشتر
صدای گوینده واقعا افتضاح بود
عالی بود
خیلی خوب خوانده شده. ممنون که برای دیالوگها و شخصیتها صداسازی نشده و متن با دقت روخوانی شده. قرائتهایی که به نمایش رادیویی تبدیل میشوند به ذهنیت مخاطب لطمه میزنند.
نسبت به آثار دیگر کوندرا که مطالعه کرده بودم ساختار از هم گسیخته ای داشت و نپسندیدم. ولی تسلط و هنر بیان گوینده، شنیدن کتاب را لذت بخش کرد.
نتونستم بهاش ارتباط برقرار کنم
من کتابهای میلان کوندرا را دوست دارم داستانهاش توام با فلسفه کوندرایی است، خیلی خوب خوانده شده و برای من مثل گوش دادن به یک نمایشنامه رادیویی بود.مرسی از مترجم و آقای شجری کهن
کیفیت صدا و لحن گوبنده غیرقابل قبول و بسیار به دور از ساختار متن.
سلام ،وقت بخیر،در این ایام که در خانه هستیم بهترین گزینه برای ما شنیدن کتابهای صوتی،وخواندن کتابهای غیر صوتی،برای آشنایی با فرهنگ و زندگی افراد،اندیشه های متفاوت در تمام نسل هاست ،برای اینکه یاد بگیریم کنار هم احترام و ارزش...بیشتر
ترجمه ی کتاب جذاب نیست. بعضی کلمات زیاد استفاده شده اند
می خواهم منصف باشم برای همین نمی دانم من نفهمیدم چون این رمان نیازمند تمرکز زیادی بود، یا واقعاً رمان خوبی نبود!!!!! گویندگی هم به نظرم معمولی رو به پایین بود، می توانست حداقل گویندگی به گونه ای باشد که...بیشتر
خوانش خوبی ندارد
کتاب سختی بود، مثل بیشتر کتابهای میلان کوندرا و همانقدر عمیق و جذاب و منحصر به فرد. راوی هم به نظرم کارش رو عالی انجام داده، صدا و خوانش بسیار زیبا بود. سپاس