
کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا
معرفی کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا
کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا نوشتهی میلان کوندرا و دیگران، با گردآوری و ترجمهی حمیدرضا زاهدی و علیاصغر شیرزادی، توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این کتاب به معرفی و بررسی زندگی و آثار ده نقاش برجستهی هنر مدرن میپردازد و تلاش کرده است ابعاد متنوع تجربهی مدرنیسم را از خلال زندگی و آثار این هنرمندان برجسته واکاوی کند. نویسندگان با رویکردی تحلیلی و روایتمحور، به سراغ چهرههایی رفتهاند که هرکدام بهنوعی در شکلگیری و تحول هنر نوگرا نقش داشتهاند؛ از مارک شاگال و جورجیا اوکیفه تا فرانسیس بیکن، جوزف بویز، اوروزکو، ساندروچیا و سوزان روتنبرگ. کتاب نهتنها به زندگی شخصی و هنری این نقاشان میپردازد، بلکه زمینههای اجتماعی، سیاسی و فلسفی تأثیرگذار بر آثارشان را نیز بررسی میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا
کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا با تمرکز بر ده هنرمند شاخص قرن بیستم، تصویری چندوجهی از مدرنیسم و تحولات آن در عرصهی نقاشی ارائه داده است. نویسندگان با انتخاب هنرمندانی از جغرافیاها و سبکهای گوناگون، نشان دادهاند که مدرنیسم نهتنها یک جنبش هنری، بلکه بستری برای بروز دیدگاهها و انرژیهای متفاوت بوده است. این کتاب با پرداختن به زندگی و آثار هنرمندانی چون مارک شاگال، جورجیا اوکیفه، فرانسیس بیکن، جوزف بویز، اوروزکو، ساندروچیا و سوزان روتنبرگ، به بررسی چگونگی شکلگیری و دگرگونی هنر مدرن در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی پرداخته است. هر فصل به یکی از این نقاشان اختصاص یافته و ضمن روایت زندگی و مسیر هنری آنها، به تحلیل ویژگیهای سبکی، دغدغهها و نوآوریهایشان نیز پرداخته است. کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا با قلم میلان کوندرا و دیگر نویسندگان، تلاش کرده است تا علاوهبر معرفی آثار، به زمینههای فکری و فلسفی پشت هر اثر نیز توجه کند و مخاطب را با لایههای پنهانتر هنر مدرن آشنا سازد.
خلاصه کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا
کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا با رویکردی تحلیلی، به معرفی و واکاوی زندگی و آثار ده نقاش تأثیرگذار در هنر مدرن میپردازد. هر بخش به یکی از این هنرمندان اختصاص یافته و ضمن روایت زندگی شخصی و هنری آنها، به بررسی زمینههای اجتماعی، فلسفی و هنری تأثیرگذار بر آثارشان میپردازد. برای نمونه، مارک شاگال با ذهنیت شاعرانه و اسطورهای خود، تلاش کرده است عناصر روایی و خیالپردازانه را با نوگرایی در فرم تلفیق کند و فضایی غریب و رنگین در آثارش بیافریند. جورجیا اوکیفه با نگاه جزئینگر و انتزاعی، طبیعت و اشیای پیرامون را بهگونهای متفاوت و نو به تصویر کشیده و در مسیر هنری خود به سمت کمینهگرایی و عرفان حرکت کرده است. فرانسیس بیکن با رویکردی اکسپرسیونیستی، بنبستهای انسان معاصر و دردهای وجودی را در آثارش بازتاب داده و با تلفیق فیگور انسانی و عناصر انتزاعی، به بیان مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته است. جوزف بویز با استفاده از مواد غیرمتعارف و چیدمانهای مفهومی، هنر را از چارچوبهای سنتی رها کرده و به تجربههای زیباشناختی و اجتماعی جدیدی دست یافته است. اوروزکو با نقاشیهای دیواری و نگاه بدبینانه به تحولات اجتماعی، رنج و خودویرانگری انسان را به تصویر کشیده است. ساندروچیا با بهرهگیری از اسطورهها و رنگهای پرانرژی، به بازآفرینی تاریخ نقاشی و پیوند آن با زندگی معاصر پرداخته است. سوزان روتنبرگ نیز با رویکردی استعاری و جستوجوی ارتباط کامل با موضوعاتش، تجربههای زیسته و دغدغههای شخصی را در قالب نقاشیهای پرانرژی و رنگین بیان کرده است. کتاب در مجموع، با روایت زندگی و تحلیل آثار این هنرمندان، تصویری جامع از فرازونشیبهای مدرنیسم و چالشهای آن ارائه داده است.
چرا باید کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا را بخوانیم؟
کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا با گردآوری زندگی و آثار ده هنرمند برجسته، فرصتی فراهم کرده است تا مخاطب با جریانهای اصلی و چهرههای تأثیرگذار هنر مدرن آشنا شود. این کتاب نهتنها به معرفی آثار و سبکهای متنوع نقاشان میپردازد، بلکه زمینههای اجتماعی، فلسفی و تاریخی شکلگیری هر اثر را نیز بررسی کرده است. مطالعهی این کتاب به درک بهتر از تحولات هنر مدرن، شناخت دغدغههای هنرمندان و آشنایی با شیوههای نوآورانهی بیان هنری کمک میکند. همچنین، روایت زندگی شخصی و هنری هر نقاش، الهامبخش نگاهی تازه به رابطهی هنر و زندگی است و میتواند برای علاقهمندان به هنر معاصر، پژوهشگران و دانشجویان هنر، منبعی ارزشمند باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان هنر مدرن، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای هنرهای تجسمی، کسانی که به دنبال شناخت جریانهای نوگرای هنری و زندگی هنرمندان تأثیرگذار قرن بیستم هستند و افرادی که دغدغهی فهم تحولات اجتماعی و فلسفی هنر را دارند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب ده نقاش بزرگ نوگرا
«سال ۱۹۷۲ بود. در پایین شهر پراگ در یک آپارتمان اجارهای، با دختری دیدار کردم. دو روز قبل از آن، پلیس دربارهٔ من از او بازجویی کرده بود. او حالا میخواست بهطور محرمانه با من ملاقات کند (وحشت داشت که پنهانی تحتنظر باشد) تا به من بگوید که از او چه پرسشهایی شده و او چه جوابهایی داده است. دلیل ملاقاتمان این بود که از من بازجویی میشد، پاسخهای من با جوابهای او همخوان از آب درآید. او دختری بسیار جوان بود که تجربهای اندک از جهان و زندگی داشت. بازجویی او را ترسانده و آزار داده بود و پس از سه روز، وحشت و ابهام هنوز اعماق وجودش را میلرزاند. چهرهای مضطرب و کهربایی داشت. در خلال گفتوگویمان، شیر توالت را باز گذاشته بود تا صدای آب-در صورتی که شنودی در کار میبود-صداهای ما را بپوشاند. مدتها بود او را میشناختم. دختری باهوش و پرتحرک بود که بهخوبی میتوانست احساسات خود را مهار کند، عفیفانه لباس میپوشید و همه، کردار و رفتار او را خوشایند و معصومانه میدیدند؛ بهگونهای که هیچ تصور پلشتی دربارهٔ او، به ذهن هیچکس خطور نمیکرد. حالا انگار وحشت مانند چاقویی، ناگهان وجود او را شکافته و همهچیز را بیرون ریخته بود. دهانش گشوده مانده بود. مثل لاشهای بود دریده که از کناره آویزان شده باشد.»
حجم
۵۸۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۴ صفحه
حجم
۵۸۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۴ صفحه