
دانلود و خرید کتاب صوتی قرار ما این نبود
معرفی کتاب صوتی قرار ما این نبود
کتاب صوتی قرار ما این نبود نوشتهٔ ناهید طباطبایی و با صدای رویا فلاحی، نیما تارخ، علیرضا ناصحی، نیما منصوریان و اختر اعتمادی است و رادیو گوشه آن را منتشر کرده است. این کتاب اثری دیگر از نویسندهٔ رمان چهلسالگی است.
درباره کتاب صوتی قرار ما این نبود
قرار ما این نبود روایت رویارویی یک خانواده چهارنفره با بیماری آلزایمر پدر است. آقای شفیعی (پدر خانواده) استاد دانشگاه مسلط به زبان انگلیسی و فرانسه، اهل مطالعه و موسیقی در مراحل ابتدایی بیماری آلزایمر است که همسرش متوجه رفتارهای عجیبش میشود. طی داستان، خانم شفیعی و دو فرزندش مهرزاد و مهرداد در مواجهه با بیماری او قرار میگیرند. بیماری روزبهروز پیشرفت میکند و نگهداری و مراقبت برای خانواده سختتر میشود. هرچه فراموشی بیشتر میشود اما خانواده بیشتر همدیگر را بهیاد میآورند: «غمهای بزرگ، آدمها را بههم نزدیک میکند.»
روایت در ابتدا توسط مهرزاد دختر خانواده پیش میرود. اما داستان به نیمه که میرسد چندصدایی میشود.
شنیدن کتاب صوتی قرار ما این نبود را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران داستانهای ایرانی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب صوتی قرار ما این نبود
«مادربزرگ شهره او را «تانیا» صدا میزد. مادرش به او میگفت: «عروسک» و پدرش او را «خرگوش من» مینامید. بچه که بودم فکر میکردم چه قدر وحشتناک است که آدم چهارتا اسم داشته باشد و وقتی دیگر ندیدمش، تا مدتها فکر میکردم کسی او را صدا زده و او به دنبال آن صدا رفته و فکر میکردم به چه اسمی صداش زدهاند که رفته و دیگر نیامده.»

نظرات کاربران
داستان زیبایی بود. اگر تجربه نگهداری از عزیزی را داشته باشید که دچار فراموشی و کهولت سن بوده ، حتما با داستان همزادپنداری می کنید. من با این حکایت هم خندیدم و هم گریه کردم. گویندگی بسیار خوب بود. من
بریده ای از کتاب: غم های بزرگ آدم ها را بهم نزدیک تر می کنند
کتاب پر از اتفاق های روزمره ی معمولیه ولی از خوندنش خسته نمیشید چون قلم روانی داره❤️
کتاب خوبی بود. دردناک. اما قابل تامل. با خوانش هایی بسیار خوب. راوی در فصل ها تغییر میکرد و این، خود، بر جذابیت اثر می افزود. از این نویسنده پیش تر کتابی خوانده بودم و نحوه ساده نویسی در عین
لذت بردم هم نگارش هم خوانش عالی بود
کتاب غم انگیز وواقعی بود یاد ایامی که از مادرم نگهداری میکردم ودوران بیماری پدرم افتادم وکلی گریه کردم 😭😭
عالی رمانی که واقعیت ها را به نمایش می دهد متن خیلی رونی داشت و منی که ۱۲ ساله به راحتی آن راخواندم
خوب بود.
کتاب در مورد استاد دانشگاهیه که آلزایمر میگیره و از زبان دختر و همسر و چند نفر دیگه بیان میشه. اگه تجربه حتی دوری از برخورد با این بیماری داشته باشید، خیلی خوب میشه باهاش همزاد پنداری کرد و اشک
تو یه هفته چهار تا کتاب ایرانی شنیدم که همشون درباره مرگ بود . توی ایران موضوع دیگه ایی برای نوشتن وجود ندارد ؟ داستان روان بود ولی مرگ هم قسمتی از زندگی باید پذیرفت نباید اینقدر درگیرش شد . اخه