
دانلود و خرید کتاب صوتی قرار بی قرار؛ شهید مصطفی صدرزاده (مدافعان حرم ۵)
معرفی کتاب صوتی قرار بی قرار؛ شهید مصطفی صدرزاده (مدافعان حرم ۵)
کتاب صوتی مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده نوشتهی فاطمهسادات افقه روایتی مفصل و احساسی از زندگی و شهادت یکی از فرماندهان لشکر فاطمیون است که در سوریه به شهادت رسیده است. نویسنده که نسبت خانوادگی نزدیک با شهید دارد، از دل خاطرات کودکی، نوجوانی، جوانی و سالهای حضور او در جبهه مقاومت، تصویری پرجزئیات از مصطفی صدرزاده ارائه کرده است؛ تصویری که هم بُعد خانوادگی و عاطفی او را نشان میدهد و هم بُعد اعتقادی، اجتماعی و جهادیاش را. این کتاب صوتی با گویندگی مهدی امینیمقدم و رویا فلاحی منتشر شده و فضای آن ترکیبی از روایتهای صمیمی خانوادگی، خاطرات همرزمان، و توصیف لحظههای پرتنش جنگ در سوریه است. شنونده در خلال این روایتها با کودکی پرشر و شور مصطفی در اهواز، مهاجرت خانواده به شمال و سپس شهریار، ورود او به بسیج و حوزه علمیه، شکلگیری هیئتها و فعالیتهای فرهنگی، و درنهایت مسیر پیوستنش به مدافعان حرم آشنا میشود. اداره کل هنرهای نمایشی و رادیو نمایش در کنار انتشارات روایت فتح در تولید این نسخه صوتی نقش داشتهاند و نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی، لحن روایت بیش از آنکه رسمی و گزارشی باشد، شبیه گفتوگوی نزدیک اعضای خانواده و دوستان با شنونده است؛ گفتوگویی که از روز تولد شهید در ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ آغاز میشود و تا لحظههای بعد از شهادت و مراسم تشییع و دلتنگیهای پس از آن ادامه پیدا میکند.
درباره کتاب قرار بی قرار؛ شهید مصطفی صدرزاده (مدافعان حرم ۵)
کتاب مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده از همان سطرهای آغازین با مقدمهی ناشر و سپس مقدمهی نویسنده، تکلیف خود را روشن کرده است: قرار است روایت یک زندگی باشد که از «روز معراج» و لحظهی وداع خانواده با پیکر شهید شروع شده و بعد به عقب برگردد و تمام فرازونشیبهای زندگی او را مرور کند. فاطمهسادات افقه در این کتاب صوتی، ساختار خطی کلاسیک را کنار گذاشته و با رفتوبرگشتهای زمانی، هم روزهای کودکی مصطفی در اهواز و خانهی بالای نانوایی را زنده کرده است و هم مهاجرت خانواده به شمال و بندپی، و بعد شهریار و شکلگیری هویت مذهبی و اجتماعی او را. روایت، فصلبندی رسمی با شمارهگذاری خشک ندارد اما بهوضوح به چند محور اصلی تقسیم شده است: کودکی و شیطنتها و حساسیت عجیب او به جان موجودات زنده، سالهای نوجوانی و جذبشدن به بسیج و ساخت مسجد امیرالمؤمنین علیهالسلام، دورهی حوزه علمیه و کار و ازدواج، و درنهایت فصلهای مفصل مربوط به رفتن به سوریه، مجروحیتها، فرماندهی در فاطمیون و شهادت. در ادامهی کتاب مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده، زاویه دید بین چند نفر جابهجا میشود: مادر شهید، پدر، خواهر، همسر و گاهی دوستان و همرزمان. هر کدام بخشی از پازل شخصیت او را کامل کردهاند؛ از ماجرای نذر مادر در تاسوعای کودکی مصطفی و تصادف موتوری، تا علاقهی او به پرچم و راهانداختن دستهی عزاداری بچهمحلها، تا راهاندازی هیئت حضرت ابوالفضل علیهالسلام و حتی گاوداری کوچک و استخر و کلاس شنا و جلسات اخلاق در کنار آن. بخشهای پایانی کتاب صوتی بیشتر بر سالهای حضور در سوریه، نحوهی پیوستن به فاطمیون با نام مستعار سیدابراهیم، یادگیری لهجه افغانستانی، مجروحیتهای پیاپی، دغدغهی شهرکهای شیعهنشین محاصرهشده، و سرانجام روزهای تاسوعا و عاشورایی که خبر شهادت او به خانواده میرسد تمرکز دارد. در خلال این بخشها، شنونده با جزئیات مراسم معراج شهید، تشییع، خاکسپاری در بهشت رضوان و دلتنگیهای بعد از شهادت همراه میشود و در کنار آن، خاطرات ریز و درشت خانوادگی، از بازیهای کودکی تا بحثهای اعتقادی و شوخیهای برادرانه، مثل نخ نامرئی همهی فصلها را به هم وصل کرده است.
خلاصه داستان قرار بی قرار؛ شهید مصطفی صدرزاده (مدافعان حرم ۵)
مضمون مرکزی کتاب مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده، روایت شکلگیری یک شخصیت است؛ از کودکی تا شهادت. نویسنده با تکیه بر خاطرات نزدیکترین افراد خانواده نشان داده است که چگونه پسربچهای پرانرژی، لجباز، مهربان و گاهی خطرپذیر، بهتدریج در بستر خانوادهای مذهبی، فضای جنگ و دفاع مقدس، مهاجرتها و آشنایی با بسیج و روحانیت، به انسانی تبدیل شده که دغدغهی اصلیاش «دفاع از دین و حرم» است. در بخشهای ابتدایی، شنونده با کودکی مصطفی در اهواز آشنا میشود: شیطنتهایی مثل آتشزدن فرش آشپزخانه برای اثبات حرفش، گمکردن خودش در بازار برای گرفتن اسباببازی، حساسیت عجیبش به جان حشرات و حیوانات، نذر مادر در تاسوعای کودکیاش، و علاقهی زودهنگامش به عزاداری و پرچم. سپس مهاجرت خانواده به شمال و بعد شهریار روایت شده است؛ جایی که مصطفی در مسجد و پایگاه بسیج، زیر نظر افرادی مثل حاجآقا نصیری و حاجآقا بهرامی، کمکم مسئولیت میگیرد، در ساخت مسجد امیرالمؤمنین علیهالسلام آجر جابهجا میکند، هیئت حضرت ابوالفضل علیهالسلام را راه میاندازد و بچههای محل را با خودش اردو و هیئت میبرد. کتاب صوتی در ادامه به دورهی جوانی میرسد: رهاکردن دبیرستان برای رفتن به حوزه، حضور در زلزله بم، کارهای اقتصادی مثل گاوداری و عمدهفروشی برنج و چای، راهاندازی استخر و استفاده از آن برای کار فرهنگی، و ازدواج با سمیه خانم که خودش هم اهل فعالیت مذهبی و بسیجی است. در این بخشها، شرطهای مصطفی برای ازدواج، حساسیتش روی مهریه، تأکیدش بر حضور همسر در هیئت چهارشنبهها و ارادت مشترکشان به رهبری و اهلبیت علیهالسلام برجسته شده است. بخش مهمی از کتاب به سالهای شکلگیری بحران در عراق و سوریه و ظهور داعش اختصاص دارد. مصطفی که سالها آرزوی حضور در جبههای شبیه دفاع مقدس را داشته، با دیدن محاصرهی شهرکهای شیعهنشین و تهدید حرم حضرت زینب سلاماللهعلیها، تصمیم میگیرد به سوریه برود. او با گذرنامه افغانستانی و نام مستعار سیدابراهیم به فاطمیون میپیوندد، لهجه افغانستانی را یاد میگیرد، بهسرعت بهعنوان نیروی دورهدیده شناخته میشود و از تکتیراندازی تا فرماندهی نیروها پیش میرود. روایت مجروحیتهای پیاپی، بازگشتهای کوتاه به خانه، دلتنگی همسر و فرزندان، و درعینحال اصرار او بر ادامهی حضور در خط مقدم، بخش پررنگ دیگری از کتاب است. در فصلهای پایانی، کتاب صوتی به روزهای منتهی به شهادت میرسد: تاسوعا و عاشورایی که مادر و خواهر و همسر، همگی بیقرارند، خبرهای ضدونقیض از مجروحیت و آیسییو، و درنهایت اعلام شهادت. سپس مراسم معراج، تشییع در دانشگاه و مسجد امیرالمؤمنین علیهالسلام، خاکسپاری در بهشت رضوان و روایت دلتنگیهای بعد از آن، از زبان مادر، پدر، خواهر و همسر، تصویر میشود. در تمام این مسیر، کتاب بر دو محور تأکید کرده است: یکی «وفای به عهد»ی که مصطفی از کودکی تا شهادت بر آن پافشاری کرده و دیگری «قرار نداشتن» او در زندگی عادی، تا زمانی که به آنچه شهادت مینامد برسد.
چرا باید کتاب قرار بی قرار؛ شهید مصطفی صدرزاده (مدافعان حرم ۵) را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده فرصتی است برای مواجهه نزدیک با زندگی یک شهید مدافع حرم، نه در قالب چند سطر زندگینامهی رسمی، بلکه در قالب روایتهای طولانی، جزئی و گاهی بسیار شخصی. این کتاب نشان داده است که پشت عنوانهایی مثل «فرمانده فاطمیون» یا «مدافع حرم»، انسانی با کودکی پر از بازی و دعوا و خنده، با ترسها و تردیدها، با دغدغهی نان و کار و خانواده، و با روابط پیچیدهی عاطفی با پدر و مادر و خواهر و همسر ایستاده است. این کتاب صوتی برای کسانی که میخواهند بدانند یک جوان مذهبی چگونه از دل زندگی روزمرهی شهری، از مدرسه و حوزه و بسیج و کار اقتصادی، به نقطهای میرسد که دفاع از حرم را «وظیفه شرعی» خود میداند، تصویر روشنی ارائه کرده است. شنونده در خلال خاطرات، با منطق درونی تصمیمهای مصطفی آشنا میشود؛ از حساسیتش به بیحجابی و روزهخواری علنی، تا ترس همیشگیاش از تکرار عاشورا در زمانهی خودش و置 خالیکردن میدان. ویژگی دیگر این کتاب صوتی، حجم زیاد جزئیات روزمره است: از ماجرای نذر تاسوعای کودکی، تا خرید طبل و زنجیر با پول عیدی، تا نجات تولهسگها در زمستان، تا شوخیهایش با خواهر و ماجرای ماهی نیمپز، تا بحثهایش درباره مهریه و شرطهای ازدواج، تا نحوهی برخوردش با جوانی که قمار میکرد یا طلبهای که در خیابان مورد آزار قرار گرفته بود. این جزئیات کمک کرده است شنونده شهید را نهفقط در لحظهی شهادت، بلکه در تمام طول زندگیاش ببیند. همچنین کتاب مدافعان حرم ۰۵؛ قرار بیقرار؛ شهید مصطفی صدرزاده، تصویری از فضای اجتماعی و مذهبی چند شهر ایران، از اهواز تا شمال و شهریار، و نیز گوشههایی از وضعیت میدانی سوریه و شهرکهای محاصرهشده ارائه کرده است؛ تصویری که از دل روایتهای خانوادگی بیرون آمده و به همین دلیل، همزمان هم صمیمی است و هم تلخ. برای کسانی که میخواهند نسبت عاطفی و فکری خانوادههای ایرانی با جنگ سوریه و مدافعان حرم را بهتر بفهمند، این کتاب صوتی منبعی پرجزئیات و زنده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگی و خاطرات شهدا، بهویژه مدافعان حرم، علاقه دارند و میخواهند فراتر از روایتهای کوتاه و رسمی، با جزئیات زندگی خانوادگی و شخصی آنان آشنا شوند. به مخاطبانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت فضای فکری و عاطفی نسل جوان مذهبی، بسیج، هیئتها و خانوادههای درگیر با جنگ سوریه را دارند. به دانشجویان و پژوهشگران حوزههای تاریخ شفاهی جنگ، مطالعات فرهنگی مقاومت و جامعهشناسی دینی نیز پیشنهاد میشود که برای دسترسی به یک متن سرشار از خاطرات میدانی و خانوادگی، این کتاب صوتی را در فهرست شنیدنیهای خود قرار دهند.
زمان
۹ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۵۴۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۹ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۵۴۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد
نظرات کاربران
حتی بعد از شهادت دست از دعوت و تبلیغ برنداشتی.... به حق امیرالمونین با امام حسین باشی که نجاتم دادی