با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم

دانلود و خرید کتاب صوتی تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم

۲٫۷ از ۳ نظر
۲٫۷ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم  نوشته  کری لانزدیل  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم

کتاب صوتی تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم نوشته کری لانزل است که با ترجمه سارا نجم‌ابادی و صدای امید تقوی منتشر شده است. کتاب صوتی تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم ادامه کتاب مشهور چیزهایی که نگه داشتیم است.

درباره کتاب تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم

دوناتو بعد از مدت‌ها برگشته است. او از یک مشکل رها شده است. چیزی که باعث شده شش سال و نیم هیچکس از او خبر نداشته باشد. دوناتو، مدیر مالی شرکت موفق دوناتو است، کمی پیش از مراسم عروسی‌اش برای پیدا کردم برادرش که متهم به پولشویی است عازم مکزیک می‌شود. اما این سفر برای او ناتمام می‌ماند چون او در دریا گم می‌شود و بعد از مدتی اعلام می‌کنند که مرده است.

این کتاب روایت دوناتو است در زمان حال و گذشته. داستانی که دو خط زمانی را دنبال می‌کند. داستان عشق به آدم‌هایی که دوستشان داریم. 

شنیدن کتاب تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم

گوش‌های جیمز صدا را به درون می‌کشد و منقبض می‌شود. صدا گوشش را می‌آزارد. مشتش را دور حلقه محکم تر می‌فشارد و الماس در کف دستش فرو می‌رود. خیلی دلش می‌خواست با مشت به صورت توماس بکوبد و ارتعاش صدای مشمئزکننده ی خُرد شدن غضروف هایش را در بازوهایش حس کند. چیزی نمانده است این حس او را از پا در بیاورد.

خودت را جمع و جور کن، جیمز.

نگاه توماس به نگاه عصبانی او برخورد می‌کند و یک ابرویش را طوری بالا می‌دهد انگار می‌خواهد به جیمز بگوید اگر جرات داری مخالفت کن.

جیمز می‌پرسد: « تو از کجا می‌دانی؟ » به سمت پنجره برمی‌گردد. « تو پنج سال است او را ندیده ای. »

صدای ضربات متوقف می‌شود. « پنج سال است با او صحبت نکرده ام. »

دسامبر گذشته، زمانی که جیمز از توماس یک دنیا سوال درباره‌ی ایمی پرسیده بود، توماس جوابی نداشت بدهد. ایمی به محض اینکه به امریکا برگشته بود برای توماس پرونده تشکیل داده و دادگاه هم دستور قرار منع موقت را صادر کرده بود. ایمی دیگر نمی‌خواست توماس یا هر کس دیگری از خانواده‌ی دوناتو جایی در زندگی‌اش داشته باشند، برای همین بعد از انقضای قرار منع موقت یکی دو ایمیل بینشان رد و بدل شده و بعد توماس او را به حال خود گذاشته بود.

جیمز ایمی را ملامت نمی‌کرد. خود او هم اگر آنقدر برای بازیابی و بازسازی زندگی‌اش به کمک برادرش متکی نبود، با او قطع رابطه می‌کرد. حتی به این فکر کرده بود که از او برای نقض حقوق بشر شکایت کند. اما شرمندگی خودش و احترامی که برای مادرش قائل بود جلویش را گرفته بود. سه پسر کلیر دوناتو همان موقع هم به اندازه ی کافی به خانواده‌شان گند زده بودند. در ضمن، آنچه بر سر جیمز آمده بود حقش بود. به خاطر اشتباهات خودش بود که سر از آنجا در آورده، رها شده و عملاً فراموش شده بود.

توماس به زمزمه می‌گوید: « در این مدت ایمی را دیده ام. »

جیمز حلقه را در انگشت کوچکش می‌غلتاند. ساعدش را روی پنجره می‌گذارد و با یک انگشت بر شیشه ضربه می‌زند و فکر می‌کند که آیا حق با توماس است یا نه؟ آیا ایمی به دیدن او می‌آید؟

چرخ‌های صندلی بر روی فرش پرگره‌ روی زمین کشیده می‌شود و صدای خش خش متمایز پارچه‌ی گرانقیمت دست دوز هوا را مشوش می‌کند. توماس می‌آید و جلوی پنجره کنار او می‌ایستد.

«لوس گاتوس شهر کوچکی است. تقریبا هر روز از جلوی کافه ی ایمی رد می‌شوم. سخت است او یا ایان را نبینم. یا دخترشان را»

جیمز پیشانی‌اش را بر دستی که روی پنجره گذاشته است قرار می‌دهد تا سنگینی‌اش را روی آن بیندازد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
آرش رهسپار
۱۴۰۰/۰۶/۰۳

من نمونه رو گوش دادم فکر میکنم رمان جالبی باشه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۱۴ ساعت و ۰۲ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۱۵۹٫۰ مگابایت
زمان۱۴ ساعت و ۰۲ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۱۵۹٫۰ مگابایت