با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

دانلود و خرید کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

۴٫۸ از ۱۲ نظر
۴٫۸ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل  نوشته  سارا ملانسکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

کتاب قصه‌ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل یکی از کتاب‌های مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند نوشته سارا ملانسکی است که با ترجمه سارا فرازی در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است.

درباره مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند داستان یک خواهر و برادر است که یک آیینه‌ جادویی دارند. پری‌ای که در آینه زندگی می‌کند هربار آنها را به درون یک قصه قدیمی می‌فرستد. هربار هم بچه‌ها قصه را تغییر می‌دهد.

پری توی آینه این بار برای آن‌ها قصه‌ هانسل و گرتل را آماده کرده است و بچه‌ها قرار است این‌بار پا به دنیای این قصه بگذارند و آن را زندگی کنند.

خواندن مجموعه قصه ها عوض می‌شوند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

به خودم می‌گویم: «نترس! نترس!»

نکند یادم رفته شازده و جونا را بیاورم؟ آخر من قبل از آن‌ها آمدم.

به اطراف نگاه می‌کنم تا ببینم از کجا آمده‌ام.

یکی از بوته‌های اسفناج درحالِ تکان‌خوردن است. شاید هنوز وقت هست که آن‌ها هم بیایند.

خم می‌شوم و داد می‌زنم. «جونا؟ شازده؟ کجایین؟ زود باشین.»

هیچ اتفاقی نمی‌افتد. تکان‌های بوته کمتر می‌شود. ای، وای! اگر نیایند چه می‌شود؟ من باید از توی همان بوته به خانه برگردم؟

هیچ‌وقت توی افسانه‌ها تنها نبوده‌ام. الان هم اصلاً دلم نمی‌خواهد تنها باشم.

اَه!

باید برگردم. نه... آره... نه... آره!

ناگهان جونا روی یک بوتهٔ تُرُبچه ظاهر می‌شود. شازده هم بعد از او پیدایش می‌شود؛ میومیویی می‌کند و بلافاصله دنبال یک پروانهٔ سفید می‌رود.

هوراااا! بالاخره آمدند. نفس راحتی می‌کشم.

جونا می‌نشیند و یک برگ اسفناج از دهانش 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۱)
Mobina
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

واقعا عااااالی بود👌زیبا ترین کتابی که تا به حال خوندم و خیلی از نویسنده عزیز ممنونم بخاطر این قدرت تخیل خوبشون😍ممنون از طاقچه که این قدر کتاب های خوب و با قیمت مناسب میزاره💖

قصه خیلی خوبی بود
۱۳۹۹/۱۰/۲۷

من این داستان وخواندم و خیلی خوب هست 👌👌اما به زودی کارتنش رو تماشا می کنم .😍😍😍😍

Tannaz
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

بسیار عالی پیشنهاد میکنم حتما بخونید پشیمون نمیشود🦄💜

🦋🍁SARA
۱۴۰۰/۰۳/۱۰

مثل خونه ی شکلاتی، شیرین بود😉

کارین(غرق در دنیای کتاب)♥︎•
۱۴۰۰/۰۵/۲۲

عالی پنج ستاره براش کمه اینم بقیش ⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐

🌈maryaysa🌈
۱۳۹۹/۱۲/۱۴

بی نظیر🎈 محشر🎈 هیجان انگیز🎈 هر چه قدر هم ستاره بهش بدم بازم براش کمه❤❤اصلا فکر نمی کردم که جلد هانسل و گرتلش خوب باشه ولی بعد از خوندنش، نظرم عوض شد📱😅😄👌

Hosna
۱۴۰۰/۰۶/۳۰

قشنگ 🎀❤️ زیبا ❤️🎀 جالب 🎀❤️ محشررررره 😍😍😍

یسرا یوسفی فرد
۱۴۰۰/۰۳/۱۷

من خود کتابش رو دارم ولی به نظرم این یکی خیلی بهتره چون تصاویر کتابش خیلی بهتر و با کیفیت تره و داستان هم از اون یکی بهتر ترجمه شده. این یکیش خیلی عالیه حتما بخونید

رز کتاب خور
۱۴۰۰/۰۵/۰۱

خیلی قشنگ بود اون قسمتش که هانسل و گرتل رفتن داخل خونه ی ایبی و جونا خیلی خیلی خیلی اعصابم خرد شد ولی خیلی عالی بود من 12 تا جلدش رو خوندم منتظر بقیه اش هستم از نویسنده هم خیلی

- بیشتر
♡♡السا و امیلی و مارنی♡♡
۱۴۰۰/۰۳/۰۲

عالی💜 سلام به همه من اومدم😍😍😍😍

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
بَه‌بَه! گل بود به سبزه نیز آراسته شد.
نویسنده
من مثل رابین‌هود می‌شوم؛ از پولدارها می‌گیرم و به فقرا می‌دهم. از جادوگر می‌گیرم و به فقیرها می‌دهم.
نویسنده
من به چیزهایی که گفته‌ایم، فکر می‌کنم؛ همهٔ چیزهایی که ما داریم و آن‌ها ندارند. صورتم گُر می‌گیرد. او شوخی نمی‌کند؛ آن‌ها واقعاً فقیرند. توی قصهٔ اصلی گفته شده که هانسل و گرتل اگر روزی یک نان بخورند، شانس آورده‌اند. ما مثل بچه‌های لوسِ نُنُر رفتار کردیم. به شانهٔ برادرم می‌زنم.
کاربر ۲۸۷۵۶۳۶
من به چیزهایی که گفته‌ایم، فکر می‌کنم؛ همهٔ چیزهایی که ما داریم و آن‌ها ندارند. صورتم گُر می‌گیرد. او شوخی نمی‌کند؛ آن‌ها واقعاً فقیرند. توی قصهٔ اصلی گفته شده که هانسل و گرتل اگر روزی یک نان بخورند، شانس آورده‌اند. ما مثل بچه‌های لوسِ نُنُر رفتار کردیم. به شانهٔ برادرم می‌زنم.
کاربر ۲۸۷۵۶۳۶
می‌گویم: «خُب، بیاین به راهمون ادامه بدیم. شاید یه قلعه‌ای قصری چیزی ببینیم.» «یا یه لوبیای سحرآمیز.» می‌گویم: «یا یه لوبیای سحرآمیز! مطمئنم بالاخره یه چیزی می‌بینیم.» توی این شهرِ سبزیجات، بالاخره باید خانه‌ها و آدم‌هایی باشند. فلفل‌ها که خودبه‌خود سبز نشده‌اند. حتماً کسی آن‌ها را کاشته است. از صخره‌ای بالا می‌رویم و از بین درخت‌های زیادی رد می‌شویم. شازده به ناله‌کردن افتاده و جونا بغلش می‌کند. جونا می‌گوید: «اِیبی؟ اگه هیچ‌وقت راهمون رو پیدا نکنیم، چی می‌شه؟» می‌گویم: «هنوز که خیلی نگذشته. ما تازه یه ساعته اومدیم.» به ساعتم نگاه می‌کنم؛ ساعت ۲ نیمه‌شب به وقت اسمیت‌ویل است.
کاربر ۲۷۳۴۳۸۸

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۰۹-۷
تعداد صفحات۱۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۰۹-۷