با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ناخدا رحمت

دانلود و خرید کتاب ناخدا رحمت

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ناخدا رحمت  نوشته  نرجس شکوریان‌فرد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ناخدا رحمت

کتاب ناخدا رحمت نوشته نرگس شکوریان فرد جلد دیگری از مجموعه از او است. این مجموعه قصد دارد با ذککر داستان‌های جذاب واقعی مخاطب امروز را با دوران انقلاب و دفاع مقدس آشنا کند.

این کتاب روایت مردی به نام ناخدا رحمت است که در کویت تاجری معروف و خوش نام است اما زمانی همه ناخدا می‌فهمد دولت کویت قصد دستگیری‌اش را دارد و به دنبال او است زیرا به ایران کمک می‌کرده، او تمام سرما‌یه‌اش را رها می‌کند و دست‌خالی به ایران برمی‌گردد. در همین زمان، می‌فهمد سه فرزندش نیز به جبهه رفته‌اند و  که از آن‌ها، محمدجواد شکوریان‌فرد به شهادت می‌رسد.

خواندن کتاب ناخدا رحمت را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به خواندن خاطرات و زندگی‌نامه پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب ناخدا رحمت

ایستاد، چشمانش را تنگ کرد. دید جمع جوان‌ها هستند که دوباره از بی‌کاری به رقص و آواز مشغول‌اند. راهش را کج کرد و برگشت طرف خانه. می‌دانست که جوان‌ها کمین کرده‌اند تا روزی گوش و دل او را هم به حرام آلوده کنند. قدم‌هایش را بلندتر برداشت تا متوجه‌اش نشوند.

تمام نوجوانی‌اش را کار کرده بود. حالا که جوان رشیدی شده بود، کارهای بزرگ‌تری می‌کرد؛ چوپانی، کشاورزی، خیاطی و... گاهی هم به تقاضای اوستایش از یک شهر به یک شهر دیگر، امانتی برده بود. راه‌های طولانی را که از بیابان‌های بی‌روح و ترسناک می‌گذشت، به تنهایی طی می‌کرد تا کار را انجام دهد. همین سرِ نترسش هم باعث شده بود که خیلی‌ها بخواهند برای‌شان کار کند و مزد خوبی هم بدهند.

رحمت تمام درآمدش را یک‌جا به بی‌بی می‌داد. اصلاً در فکر پس‌انداز نبود. دلش می‌خواست کار کند تا برادرهایش درس بخوانند و عالِم دین شوند.

پذیرفته بود باری را به شهر دیگر برساند. باید از بیابانی رد می‌شد که می‌گفتند شب‌ها پر از جن و دیو است و خطرناک. راه افتاد. شب خورده بود به بیابان. نه می‌توانست توقف کند و نه برود. هرچه فکر کرد دید رفتن بهتر است از ماندن. سرش را بلند کرد و چشم دوخت به آسمان.

- خدایا! خودت دریابم.

با ذکر و دعا بیابان را رد کرده بود و مزد خوبی هم گرفته بود. همین بیابان‌گردی‌هایش باعث شده بود که اعتقادش به خدا و توکلش به او بیش‌تر شود. ساعت‌های تنهایی‌اش را با فکر و ذکر گذرانده بود و آرامش عجیبی پیدا کرده بود. خیلی‌ها دل‌بستهٔ جوانمردی و محبتش شده بودند. رحمت در جمع دوست و آشنا شناخته شده بود. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
کاربر ۲۶۴۶۲۳۴
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

عالیییی

ریحانه خانم بغیری
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

عالی

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۹۵-۰
تعداد صفحات۱۳۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۹۵-۰