معرفی و دانلود کتاب سیاه صورت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سیاه صورتsubscriptionAvailable

کتاب سیاه صورت

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۱۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نرجس شکوریان‌فرد
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سیاه صورت

کتاب سیاه صورت نوشته نرجس شکوریان فرد با موضوع پشت پرده سینما، ماجرایی واقعی و عجیب است از ارتباط بازیگران با سفیرهای کشورهای اروپایی. نویسنده این کتاب را کاملا مستند و به شکلی نو و روان به رشته تحریر آورده است.

درباره کتاب سیاه صورت

این داستان بر اساس یک پرونده‌ واقعی نوشته شده است، اما اسامی شخصیت‌ها و مکان‌ها به دلایل امنیتی واقعی نیست و هرگونه تشابه اسمی تصادفی است! این کتاب داستان زنی به‌نام پری سیما است. پری سیما نیروی پشتیبانی داخلی است، یعنی روی هنرمندان داخلی حساب باز می‌کند تا آن‌ها را به سمت نیروها و کشورهای بیگانه و مجاهدین خلق بکشد. این کتاب داستان خیانت است. 

خواندن کتاب سیاه صورت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های جاسوسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سیاه صورت

نادر کلید را دور انگشتش می‌چرخاند و برای خودش ترانۀ مورد علاقۀ پری‌سیما را زمزمه می‌کرد. زنگ آپارتمان پری‌سیما را نزده، در باز شد و نادر با لبخند گَل و گشاد پری‌سیما روبرو شد؛ این زن برخلاف زندگی پاره شده‌اش، خوش‌چهره و خوش‌گذران بود.

لبخندی تحویل پری‌سیما داد و هم‌زمان پلاستیک غذاها را بالا گرفت تا او را راضی کند. پری‌سیما از مقابل در عقب کشید و با دست تعارفش کرد:

- مثل همیشه آن‌تایمی نادر!

نادر از کنارش گذشت و پلاستیک را روی میز گذاشت. خودش را ولو کرد روی کاناپۀ مقابل شومینه و گفت:

- تو هم مثل همیشه با سگ و گربه‌هات خلوت کردی. همش تنهایی که پیرزن خوشگل!

پری‌سیما چشم‌غره‌ای به صورت نادر رفت و پلاستیک را باز کرد و گفت:

- تو کی می‌خوای یاد بگیری با یه خانم متشخص درست صحبت کنی! پیرزن هم ننه‌ته!

نادر پاهایش را روی میز دراز کرد و گفت:

- اتفاقا ننه‌م خیلی شبیه تو بود؛ حالا بهت برنخوره. بعدازظهر چه کاره‌ای؟

پری‌سیما رفت داخل آشپزخانه تا سس بیاورد و بلند بلند جواب داد:

- دوتا کار مهم دارم. دکتر از دستم دلخوره باید برم سراغش! دنیل هم دوباره یه قرار خواسته. منتهی این بار کاردار سوئیس و لبنان هم هستند.

پری‌سیما با نوک کفش پاهای نادر را پایین انداخت و پلاستیک غذاها را باز کرد. نادر تکه‌ای سیب‌زمینی گذاشت توی دهانش و گفت:

- خوبه آسیایی، اروپایی حال می‌کنی! این دکتر متوقع رو ول کن. دنیل بیشتر به دادت می‌رسه! باید هرطور شده اون قایق تفریحی رو صاحاب بشی. وقتشه یه خورده گنجایی که از ایران بار کردی رو استفاده کنی، کم کم داری پیر می‌شی آرزوش به دلت می‌مونه... مطبت هم که به درد یه دکتر مفنگی می‌خوره، نه یه بانوی باشخصیت ایرانی! پری‌سیما خوش‌حال از شنیدن تعریف نادر شانه‌ای بالا انداخت و ابرویی کرشمه‌وار تکان داد. نادر جوان سرحالی بود که پری‌سیما ترجیح می‌داد در آپارتمانش، پذیرای او باشد تا مردان دیگر. هرچند نادر با کارهایی که انتخاب کرده‌بود عملا ان‌قدر سرش شلوغ بود که نمی‌توانست تمام توقعات پری‌سیما را برطرف کند. اما همین خوش‌زبانی و حضور حداقلی هم برای پری‌سیما غنیمت بود.

- بچه‌های سبیلوی اشرف از دستت دارن ناراحت می‌شن!

پری‌سیما دوست نداشت کسی راجع به زن‌های مریم رجوی این‌طور صحبت کند؛ اما حریف زبان مردها نمی‌شد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سیاه صورت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سیاه صورت
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:نرجس شکوریان‌فرد
انتشارات:عهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۱/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۵.۸۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۷۵۷۴-۱۲-۸
تعداد صفحه‌ها:۲۱۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۶۸۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

panah
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۷

کتابی درمورد سلبریتی ها مون کتابی بی نظیر ارزش چند بار خواندن را داره و چون در زمان حال اتفاق افتاده می شود با اخباری که می بینیم و می شنویم تعمیم بدهیم

۰
هفتصد و چهل و نه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶

خوب بود یعنی خیلی خیلی خوب بود این مدل کتاب کم داریم توی ایران! یه ژانر جدید و خاص که تازه داره راه میفته تو ایران، و واقعا کتابای خانم شکوریان قدم بلندی توی این مسیر هستن خوشم اومد ازش یه بخشیش بود میگفت "...بیشتر

۱
مجنونِ³¹⁴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۷

عالی بود این کتاب محشر لازمه که هر ایرانی شده یکبار این کتاب رو بخونه !!!

۱
سدنا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۷

کتاب جذابی بود و اینکه من به کسانی که کتاب زنان عنکبوتی رو مطالعه نکردن توصیه می کنم که اول اون رو بخونن بعد این کتاب رو تا بهتر مطلب رو درک کنند

۱
نقطه ویرگول
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۰

کتاب یک اتفاق واقعیه و یکی از ماموریتای برادرای زحمت کش اطلاعاتیمونه درباره ی به اصطلاح سلبریتی هامون ، یا بهتر بگم وطن فروشا... کسایی که به سریال گاندو علاقه دارن بخونن متن روان و داستان جالبی داره من نادرو خیلی...بیشتر

۰
Askari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۶

یه سبک جذاب و جدید ( امنیتی-پلیسی ) که امیدوارم بیشتر بشه تو ایران.! در کنار متن روان و قشنگی که داره یه طنز ریزی هم داره که کتاب رو حوصله سر بر نمی کنه ( بر اساس واقعیت هم هست...بیشتر

۰
book
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۸

داستان به صورت خطی و بدون اوج و فرود هست، در مورد پشت پرده رفتار برخی سلبریتی ها و هنرمندا که اون هم دراواخر کتاب مطرح میشه

۰
H
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۶

حرف ندارههه

۰
سیدحسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۴

متن کتب خوب و روان هس ولی ایکاش اسامی سفارت ها و خائنین اونور آب رو میاورد

۰
raha
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۹

کتاب خیلی روون و خوبیه هم اینکه ما رو از پشت پرده ی اتفاقاتی که جامعه رو گرفتار کرده باخبر میکنه پیشنهاد میکنم حتما بخونید بعد خوندن کتاب واقعا برامون سؤال پیش میاد که چرا از در و دیوار برا ایران برنامه...بیشتر

۰
z_shiravi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۳۰

اطلاعاتی ک میداد خوب بود ولی خوب قلم نویسنده رو دوست نداشتم...بهتر بیشتر اموزش ببینه رمان به جذابیت بیشتری نیاز داره!

۰
Hossein
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۵/۰۱

ادبیات روان نداره. کتاب های دیگه ای با موضوع امنیتی هست که خیلی روان و جذاب نوشته شده اما این نویسنده قلم روان در مقایسه با بقیه کتاب ها نداره و مخاطب رو به ادامه خواندن ترغیب نمیکنه.

۰
hosseini
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۵

فوق العاده آنقدر خوب بود که دوست نداشتم تموم بشه داستانی زیبا برخورد گروه اطلاعاتی با خانواده هاشون و صد درصد واقعی بودنش تاثیر شگفتی بر جذابیت کتاب داره😍

۰
"مُسٰافِرِمٰاھ؛
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۹

فوق العاده و همراه کننده خیلی زیبا درمورد زندگی و مشکلات نیروهای امنیت اطلاعات توضیح داده قلم جذابی داره

۰
M.jafari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۲

یک داستان واقعی،یه رمان امنیتی جذاب، پرده برداری از پشت صحنه احوالات سینما و تئاتر کنسرت ها و ارتباط انها با مسئله امنیت ملی،توصیه می کنم حتما بخوانید

۰

بریده‌هایی از کتاب

• Khavari •
۴۶
- آقاامیر این هنرمندا بعداً می‌شن سلبریتی، سلبریتی طرف‌دار زیاد داره و پایۀ کارش روی جهالت مردم عامه!
Tamim Nazari
۳۴
دخترهای تنها، زن‌های تنهاتر! ازدواج و بچه‌داری رو که بی‌ارزش جلوه دادن، زن‌ها احساس بی‌هویتی کردن، بعد بهشون گفتن برای با ارزش بودن باید مثل مردا کار کنید یا هر کاری مردا می‌گن انجام بدید؛ زن شد آواره، نه مادره، نه همسره، نه آرامش داره... شده بردۀ مردا؛ می‌پوشه چون مردا دوست دارن این‌طور بپوشه، می‌میره چون مردا بهش می‌گن بمیر!
mohaddese
۲۸
باشه قیامت، دنیا ظرفیت تسویه نداره!
-:-k
۱۹
نادر کلید را دور انگشتش می‌چرخاند و برای خودش ترانۀ مورد علاقۀ پری‌سیما را زمزمه می‌کرد.
Tamim Nazari
۱۵
از کسی هم که مثل خدا زندگی نمی‌کند نمی‌شود توقع داشت که خودخواه نباشد، به روح و روان دیگران احترام بگذارد. این آدم همه را می‌خواهد تا نردبانش شوند و او پا بگذارد روی همۀ این‌ها و بالا برود. دیگران برای او دست و هورا بکشند، او فقط غرق لذت شود. بعد پول بگیرد و تبلیغ همه‌چیز کند و دیگران با ذوق او، پولشان را خرج کنند. همین!
نقطه ویرگول
۱۴
دست خالی خونۀ ما نیا! هفتۀ قبل من موقع ظرف شستن شش‌تا لیوان شکوندم! حافظ برگشت سمت امیر و با تعجب پرسید: - وجدانا!؟ - آره بابا! سینی دستم بود، پلاستیک وسط هال من رو ندید، رفت زیر پام شیرجه زدم و نابود کردم همه رو!
مجهول
۱۴
کارنامۀ زندگی آدم‌ها پر است از خیرها و شرها! همه هم با آزادی و اختیار خود فرد رقم می‌خورد؛ البته باید گفت که آدمیزاد یا آزادیش را در پناه خدا نگه می‌دارد یا در پناه شیطان و نفس خودش! از کسی هم که مثل خدا زندگی نمی‌کند نمی‌شود توقع داشت که خودخواه نباشد، به روح و روان دیگران احترام بگذارد. این آدم همه را می‌خواهد تا نردبانش شوند و او پا بگذارد روی همۀ این‌ها و بالا برود. دیگران برای او دست و هورا بکشند، او فقط غرق لذت شود. بعد پول بگیرد و تبلیغ همه‌چیز کند و دیگران با ذوق او، پولشان را خرج کنند. همین! اما زندگی این همین‌ها نیست... چون اگر با تقلید از لذت‌مندان بی‌خدا زندگیت را به حراج بگذاری، خودت را سوزانده‌ای!
نقطه ویرگول
۱۰
- حالا شدی مرد خونه! دیگه می‌شه به افتخار روز مرد، برات جوراب بخریم! امیر خندید و گفت: - چوب‌کاری نکن دیگه؛ در ضمن پارسال مراسم ختم جوراب رو گرفتیم!
نقطه ویرگول
۸
- تو گزارش‌های من که خوندید؛ سوژه آدم خاصیه، محل زندگیش هم قراره خاص باشه؟ - توی حرفۀ ما، همۀ آدم‌ها خاصن؛ از سبزی‌فروش بگیر تا رئیس‌جمهور؛ چون همشون قابلیت دارند خدمت کنند یا خیانت.
هفتصد و چهل و نه
۷
هشتگ‌های اعدام نکنید، رای نمی‌دهم... تبلیغ‌های گسترده لباس و مد... عکس‌های مبتذلی که از خودشون می‌اندازن، کشف حجاب‌ها، سگ‌داری و سگ‌پروری... شما از جون مردم ایران چی می‌خواید با این مدل‌های مبتذل شده؟