معرفی و دانلود کتاب مادر شمشادها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مادر شمشادهاsubscriptionAvailable

کتاب مادر شمشادها

قصه‌ی مادر شهیدان موحدی

نوع کتاب
۴.۶(از ۱۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نرجس شکوریان‌فرد
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مادر شمشادها

کتاب مادر شمشادها نوشته نرجس شکوریان‌فرد است. این کتاب روایت یک خانواده ایرانی است و سرگذشت زنی شجاع. کتاب مادر شمشادها روایت مادران شهید موحدی است که یکی در زمان انقلاب و دیگری در جنگ ایران و عراق شهید شدند.

داستان براساس واقعیت است اما با زبانی خواندنی و گیرا خواننده را با خود همراه می‌کند و روایتی جذاب و پرکشش به او ارائه می‌کند. کتاب مادر شمشادها همراه شدن با واقعیت در دنیای داستان است.

این کتاب جلد دوم از مجموعه از او است که به روایت‌های واقعی می‌پردازد.

خواندن کتاب مادر شمشادها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های واقعی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب مادر شمشادها

نشستم مقابل ضریح امام هشتم. دلم از خوش‌حالی غنج می‌رفت. سرم را بالا آوردم. نگاهی به حرم کردم. خجالت کشیدم. چشمانم را زیر انداختم و آرام گفتم: آقا می‌شود برای ما یک پسر خوب بخواهی. و لبم را گزیدم. یاد نماز جعفر طیار افتادم. یک شوری پیدا کردم برای خواندنش. شور عروسی شانزده ساله که یک دوماهه هم همراهش بود. با امیدی قامت بستم و نماز را خواندم. دعای شیرین بعد از نماز را همان‌جا نشستم و حفظ کردم. بس که شکرقند شده بود برای روح پرتلاطم من.

سُبحانَ مَن لَبِسَ العز و الوقار و...

همان‌جا همهٔ بچه‌هایم را سپردم دست آقا. این را که به داماد منتظر گفتم، از تقصیر دیر آمدنم گذشت و گفت: همهٔ بچه‌ها؟! مگر چند تا می‌خواهیم؟

گفتم: با این اولیش که تو راهه، بقیه‌اش را نمی‌دونم.

چشمانش گشاد شد و صورتش از لبخندی که بعد شد خنده، باز شد. یادش رفت که چقدر منتظرم نشسته. یک‌هو دلمان تنگ شد برای بچه‌هایمان که هنوز یکی‌شان هم به دنیا نیامده بود.

پانزده روز از بهار گذشته بود که محمدرضا به دنیا آمد.

ما دو تا با دیدن بچه فقط خندیدیم. همه تعجب می‌کردند از سرخوشی‌مان. کلا خیلی باهم که بودیم، خوش می‌گذشت. حالا منِ هفده ساله مادر شده بودم. او هم بابا.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مادر شمشادها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مادر شمشادها
عنوان دیگر:قصه‌ی مادر شهیدان موحدی
موضوع:دفاع مقدس، خاطرات، زندگی‌نامه
نویسنده:نرجس شکوریان‌فرد
انتشارات:عهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۸/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۶۰۳۰۱۵
تعداد صفحه‌ها:۱۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۴۹۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه از او

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

حسین
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

کتاب مختصر وجذابی بود .به مادرانی که می خواهند فرزندانی غیور وسرافراز. تربیت کنند توصیه می کنم این کتاب را بخوانند

۰
کاربر ۵۸۵۵۳۴
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۷

کتاب روایتی زیبا از یک مادر که فرزندش در طول زندگی با فراز ونشیبهای زیادی در گیر میشود ،تا که در گیر جنگ میشودو....

۰
reyhaneh1
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۱

حتما بخوانید، متن روان و حجم کمی داشت. من که با خواندن این کتابها می فهمم برای رسیدن به پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و... چه فداکاری های بزرگی که سالها و قرن‌ها هم بگذرد کمرنگ نمی شود و...بیشتر

۰
M.jafari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۲

واقعا خوب بود، داستان زندگی یک خانواده بی نظیر ،از زبان مادری مهربان و دل سوخته و روایتی که بوی ایثار و شهادت میداد ....واقعا از خوندنش لذت بردم و توانستم قدری چنین انسان های بزرگی را بیشتر بشناسم

۰
کاربر ۹۸۶۳۷۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۲

عالی بود واقعا عاجزم از اینکه در وصف شجاعت و صبوری این مادر چیزی بنویسم فقط خیلی کوتاه بود کاش بیشتر از زندگی ایشون. می نوشتید

۰
fnqdy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۶

کوتاه و روان یک ساعتی میشه خوند و واقعا تاثیر گذار اصلا آدم میمونه که یه مادر چطور می‌تونه اینقدر قوی و باایمان باشه ان شاءالله خدا مارو هم در راه اسلام ثابت قدم نگه داره

۰
1370
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۴

حتما بخونیدش

۰
آر-طاقچه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۹

بسیار خوب احسنت به این نادر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
دنیا می‌گذرد و شماها آمده بودید که در این «رهگذر» نمانید. خوش به حالتان که این را فهمیدید و بد به حال آن‌هایی که در این «رهگذر» ساکن شده‌اند و خدا از آن‌ها نگذرد که برای بقای خودشان، چقدر به ایران اسلامی خیانت کردند و می‌کنند. اما خیالتان راحت که آخر «ما هم خدایی داریم.»
کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
شنیده‌ام در آب شهید شدن و ماندن سخت‌تر است تا روی خاک و در خاک نهفتن.
کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
قبر که نداری تا برایت گل بیارم و نقل بپاشم. فرشته‌ها وکیل من که برایت جشن مفصل بگیرند. محمدعلی و امیر هم که ساقدوشت هستند. به‌به از این داماد و از این ساقدوش‌ها. ***
کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
خوشی دنیایتان، مسلمان بودن و در راه اسلام کار کردن و فدا شدن بود. خوشی آخرتتان هم هم‌نشینی با فاطمه و حسین(ع). گوارایت باشد مادر.
کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
امیرم هم مثل محمدعلی، مثل محمدرضا از من دور شده بود. می‌خندم. می‌گویم: آن‌ها زرنگی خودشان را نشان می‌دهند. من هم باید زرنگ باشم برای حال و روز خودم.
کاربر ۹۸۶۳۷۱
۰
از دور مزارها را نشانم می‌دهند. دو نورافکن بالای قطعه‌ای که تو در آن‌جا آرمیده‌ای روشن است. یاد حرف آن روزت می‌افتم که گفتی من هرجا که دفن شوم آن‌جا از نور روشن می‌شود. چقدر اینجا روشن است!
Sajede
۰
مواد منفجره را هم خودشان درست می‌کردند. با فرمول‌ها و ترکیبات شیمی که در دبیرستان یاد گرفته بودند و کتاب‌های جانبی که مطالعه کرده بودند، مواد را سر هم می‌کردند و بمب درست می‌کردند.
Sajede
۰
چرا ننالم، چرا نگریم فدای اسلام، علی ندارم فدای قرآن، علی ندارم
Sajede
۰
گلی گم‌کرده‌ام می‌جویم او را به هر گل می‌رسم می‌بویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت
Sajede
۰
خیلی هم هوادار فقرا بود. روزانه سهمیهٔ نان خودش را می‌برد به همسایهٔ فقیرمان می‌داد و خودش خرده‌نان‌های سفره را می‌خورد.