با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ضیافت

دانلود و خرید کتاب ضیافت

سخن درباره‌ی عشق

۴٫۰ از ۶ نظر
۴٫۰ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ضیافت  نوشته  افلاطون   و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ضیافت

کتاب ضیافت افلاطون، یا سخن در خصوص عشق رساله‌ای زیبا و خواندنی از افلاطون است که به نوعی زادگاه عشق افلاطونی نیز به حساب می‌آید. ضیافت افلاطون را محمدعلی فروغی به فارسی برگردانده است. 

درباره‌ کتاب ضیافت افلاطون

ضیافت افلاطون، روایت داستانی زیبایی از تعریف افلاطون از عشق است. عشق افلاطونی که در حقیقت به عشق افسانه‌ای و اسطوره‌ای و فراتر از جنبه‌های ظاهری اشاره دارد، برگرفته از همین ضیافت افلاطون است. ماجرای کتاب ضیافت افلاطون میان تعدادی از ادیبان آتن اتفاق می‌افتد. آنان در یک مهمانی دور هم جمع شده‌اند. میهمانان این ضیافت فایدروس، پاوسانیاس از اعضای گارد سلطنتی، اروکسیماخوس پزشک، آریستوفانس، آگاتون شاعر و سقراط فیلسوف هستند. در این ضیافت، میهمانان تصمیم می‌گیرند که برخلاف رسم ضیافت‌های دیگر، در آن مهمانی شراب کمتری بنوشند. اما در عوض آن هر کدام سخنی درباره‌ی عشق بگویند....

خواندن کتاب ضیافت افلاطون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر دوست دارید درباره‌ی عشق افلاطونی بدانید و با نظر افلاطون درباره‌ی عشق آشنا شوید، کتاب ضیافت افلاطون را انتخاب کنید. کتاب ضیافت افلاطون برای دوست‌داران فلسفه نیز کتابی جذاب و شنیدنی محسوب می‌شود.

درباره‌ افلاطون

افلاطون، فیلسوف بزرگ آتنی در عصر کلاسیک یونان است. افلاطون، شاگرد سقراط و استاد ارسطو بوده است. نام واقعی او را آریستوکلس می‌دانند و فرض بر این است که به‌خاطر هیکل درشت و تنومندی که دارد، نامش را افلاطون گذاشته‌اند. افلاطون دو نظریه‌ی مهم فلسفی دارد: نظریه‌ی مثل و نظریه فیلسوف شاه. او همچنین یک مکتب فلسفی در آتن ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است.

بخشی از کتاب ضیافت افلاطون

دیروز هنگامی که از فادرون به شهر خود باز می‌گشتم، در راه یکی از رفقایم به ناام گراگون که من را از پشت‌سر دیده بود، از دور به شوخی صدایم کرد و مرا نزد خود خواند. پس من ایستادم تا او رسید و گفت: از فادرون، آیا ممکن است لحظه‌ای ایستاده و از گفتگوهایی که درباره‌ی عشق از خانه‌ی آگاتون و با حضور سقراط و چند نفر دیگر انجام شد، برایم تعریف کرده و مرا از آن آگاه سازی؟ من بسیار مشتاقم که حرف‌هایی را که درباره‌ی عشق گفته شده، بشنوم. زیرا رفیق من فونیک پسر فیلیپوس، از آن باخبر بوده و به من اظهار داشت و گفت که تو می‌توانی آن داستان را واضح و به‌طور مشروح، بازگویی. پس لطف خود را از من دریغ مدار و شرح آن ماجرا را برایم حکایت کن چرا که من تو را در نقل اخبار دوستانت، راستگو یافته‌ام. اما به جان من بگو بدانم که آیا تو، خودت هم در آن مهمانی حضور داشتی؟ و آیا آن گفتگوها را به گوش خود شنیدی یا از زبان دیگری؟

در جوابش گفتم: هر آنکس که این خبر را به تو داده روشن و واضح سخن نگفته است...

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
آموزگار خوب آن است که شاگرد را به راهی هدایت کند که او خود بتواند کشف حقایق کند. دربارهٔ آثار کتبی خوب نیز همین سخن را می‌توان گفت. یعنی عبارت آن نیست که مستقیماً خواندنش چیزی به خواننده بیاموزد، بلکه آن است که فکر خواننده را بیدار و متنبه کند و چون فکر به کار افتاد بسا حقایق را خود کشف می‌نماید. نوشته‌هایی که این خاصیت را داشته باشد فراوان نیست. آثار افلاطون این ویژگی را به کمال داراست.
Hashem Fardinnezhad
آگاثون گفت: سقراط من نمی‌توانم تو را اقناع کنم. سقراط پاسخ داد: تو حقیقت را نمی‌توانی اقناع کنی، اما سقراط را چرا.
𝐍𝐨𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐞
باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست.
𝐍𝐨𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐞
تا سرانجامِ کسی را ندانی نمی‌توان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست.
من ارغوان ، هفده سال دارم
هسیود چنین می‌گوید: «هرج‌ومرج عالم هستی را فرا گرفته بود، تا اینکه زمین آفریده شد، زمین مرکز ثقل اشیاء گردید. و پس از آن عشق پدید آمد. پس زمین و عشق بودند که جانشین هرج‌ومرج و بی‌شکلی آغازین هستی شدند.»
رئوف
سولون گفت: دو جوان، مادر پیری داشتند. هنگامی که آداب مذهبی باشکوهی در معبد شهرشان به عمل می‌آمد پیرزن میل داشت آنجا حاضر شود، توان راه رفتن نداشت و وسیله‌ای هم برای بردن او نبود. چون پسرها اظهار ناتوانی مادر پیرشان را از رفتن به معبد دیدند و شنیدند گفتند با اینکه اسب نداریم اما خودمان چیزی از اسب کم نداریم. پس خود را به‌جای اسب به ارابه بستند و مادرشان را به معبد بردند. پیرزن بسیار خوشحال شد و در معبد دعا کرد که خداوند بالاترین سعادت‌ها را به فرزندان او بدهد. بامداد که از خواب برخاست دید که هر دو پسرش مرده‌اند. متوجه شد که دعای او مستجاب شده و فرزندانش سعادتمند بودند که بعد از این عمل بزرگ خداوند مجال‌شان نداد که زنده بمانند و در دنیا گناهکار شوند و فوراً آن‌ها را به بهشت فرستاد.
من ارغوان ، هفده سال دارم
در نزدیکی آتن که محل تولد افلاطون بوده است کوهی است موسوم به «هیمت» که زنبور عسل و عسل آن معروف است. حکایت کرده‌اند که وقتی افلاطون کودکی شیرخوار بود، زنبورهای کوهستان هیمت آمدند و از عسل خود روی لب‌های او مالیدند. این قصه کنایه‌ای از شیرین‌سخنیِ افلاطون بوده است.
من ارغوان ، هفده سال دارم

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۷/۱۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۶۸۷-۳۶-۰
تعداد صفحات۱۲۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۷/۱۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۶۸۷-۳۶-۰