معرفی و دانلود کتاب داشت عباسقلی‌خان پسری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب داشت عباسقلی‌خان پسریsubscriptionAvailable

کتاب داشت عباسقلی‌خان پسری

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
نسیم عرب امیری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب داشت عباسقلی‌خان پسری

نسیم عرب‌امیری، نویسنده و طنزپرداز است. نه اینکه بخواهیم زحمات خانم‌هایی را که در حوزه شعر طنز کارهای پراکنده‌ای کرده‌اند ضایع کنیم، ولی اگر در تاریخ ادبیات دقیق‌تر شویم باید اعتراف کنیم که کتاب «داشت عباس قلی خان پسری» اولین مجموعه شعر طنزی است که در طول تاریخ ادبیات به همت یک مولف خانم منتشر شده است که البته از حیث قوت و قدرت نه تنها چیزی از آثار منتشر شده توسط طنزنویسان مرد کم ندارد بلکه یک سر و گردن از بسیاری از آثار مشابه بالاتر است. عرب امیری از طنزنویسانی است که خیلی زود با آثارش مایه تعجب و تحسین بسیاری از اهالی فن شد. نیمی از این مجموعه طنز شرح انواع پسران عباس‌قلی خان است و نقیضه‌ای بر شعر «علی‌مردان‌خان» سروده‌ ایرج میرزاست و نیش تند طنز شاعر مشاغل گوناگون را به نقد کشیده‌. بخش دوم این مجموعه شامل اشعار پراکنده اوست. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «داشت عباس‌قلی خان پسری» پسر قرص و قوی و قدری پسری هیکلی و ورزشکار لوطی و غیرتی و مردم‌دار قامتش قرص و صدایش بم بود هیکلش گنده‌تر از رستم بود کارش از بوق سحر نرمش بود همۀ زندگی‌اش ورزش بود روزها یکسره یا بازی داشت یا که تمرین بدن‌سازی داشت داشت از لطف دعای مادر شهرت و منزلتی در کشور چه در ایلام و چه اهواز و چه قم محترم بود میان مردم» غافل از این که جهان بی‌صفت است رذل و نالوطی و بی‌معرفت است».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب داشت عباسقلی‌خان پسری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابداشت عباسقلی‌خان پسری
موضوعطنز
نویسندهنسیم عرب امیری
انتشاراتانتشارات سپیده باوران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۱/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۹۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۱۵۹۵-۹-۸
تعداد صفحه‌ها۱۴۲ صفحه
قیمت کتاب۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

sadeghi
۱۳۹۷/۰۶/۱۱

این شاعری که همدم خودکار و دفتر است آوازهای خاطره انگیزی از بر است قلم طنز نویسی وطبع شعر خانم عرب امیری خوب بود اما اگر در انتخاب موضوع ویا دیدگاه شون تنوع بهتری داشتند ،می توانست کتاب طنز بهتری باشد.به امید...بیشتر

۵
رها
۱۳۹۶/۰۳/۲۸

به نظر من جالب و خوندنی بود سبکش متفاوت و جذاب بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید

۰
اسحاقی
۱۳۹۷/۰۹/۰۳

عالی

۰
fati
۱۳۹۵/۰۷/۲۷

سرکار خانم عرب شعر های شما بسیار زیبا و خواندنی هستند به شما افتخار می کنیم توانمندی شما شایسته ی تحسین است

۰
neda.sh42
۱۳۹۵/۰۷/۲۶

جالب بود.خوشمان آمد

۰
peyman
۱۳۹۵/۰۷/۱۸

نسیم بانو عرب زاده دست مریزاد

۰
peyman
۱۳۹۵/۰۷/۱۵

عالیه بی نظیره، واقعا لذت بردم

۰
رایحه
۱۳۹۵/۰۶/۲۵

من این کتاب رو دارم. خیلی باحاله 😂😂😂

۰
MrMR
۱۳۹۶/۱۲/۰۵

پول ریختم دور

۸

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۲۲
الا ای طوطی گویای اسرار! جلوی آن زبانت را نگه‌دار
sadeghi
۱۱
بود عباس‌قلی خان پدری پدر فسقلی و مختصری شُل و وارفته و بدشکل و کچل لاغر و مردنی و بدهیکل کت و تنبان به تنش گریان بود هیکلش مثل نی قلیان بود داشت یک همسر و از آن همسر بیست، سی تا پسر قند عسل احد و کاظم و شهرام و سعید اسد و قاسم و بهنام و حمید ناصر و اکبر و محمود و کریم یاسر و اصغر و مسعود و رحیم حامد و بیژن و مهران و وحید راشد و بهمن و احسان و مجید باز هم ذکر کنم، یا کافی است؟
sadeghi
۶
داشت عبّاس‌قُلی خان پسری پسرِ بی‌ادب و بی‌هنری اسمِ او بود علی‌مردان خان کُلفتِ خانه ز دستش به امان پشت کالسکۀ مردم می‌جَست دل کالسکه‌نشین را می‌خَست هر سحرگه دم در بر لب جو بود چون کرمِ به گل رفته فرو بس که بود آن پسره خیره و بد، همه از او بدشان می‌آمد
sadeghi
۶
معتقد بود خدا رحمان است حافظ حیثیت انسان است هر که جان داده، خودش نان بدهد کارها را سر و سامان بدهد
میم.الف
۶
آن که رم می‌کند از او ابلیس چه اِبا می‌کند از تیم پلیس؟
reza
۵
مثل پیوند غرب با شرق است شاعری که مهندس برق است
میم.الف
۴
هفت خان را به سلامت گذراند حیف در درد خودش عاجز ماند نمرۀ عینکش از ده رد شد درد کتف وکمرش ممتد شد علم و تحصیل، بلای تن شد حاصلش آرتروز گردن شد کار بیچاره به بن بست کشید آخر از مدرک خود دست کشید غورۀ قصۀ ما کشمش شد زد و القصه مسافر کش شد
🌷
۳
ظاهر و باطن او یکسان بود برخلاف دگران انسان بود
YasmineGh
۳
شش کوچه بشمر از بغل سینما ونوس بعد از دکل، پلاک نود، واحد چهار با رمز «تَق تَتَق تَتَتَق تَق» به در بزن تا اینکه رأس ساعت دو موعد قرار، با هم نشسته مختصری گفتگو کنیم دربارۀ گذشتۀ جذاب لاله‌زار
🌷
۲
گرچه اوضاع همه نافُرم است، گله از وضع سیاست جرم است نقد سازنده اگر فتنه‌گری است لاجرم بی‌خبری خوش‌خبری است