معرفی و دانلود کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)subscriptionAvailable

کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)

طنزآوران ایران (صفاریه تا قاجاریه)

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)

کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور) گزیده‌ای از آثار طنز منثور از نورالدین عبدالرحمن بن احمد جامی است که ابوالفضل زرویی نصرآباد و نسیم عرب امیری آن‌ها را گردآوری کرده‌اند. انتشارات کتاب نیستان این کتاب را که از مجموعهٔ طنزآوران ایران (صفاریه تا قاجاریه) است، منتشر کرده است.

درباره کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)

ادبیات شوخ‌طبعانه را می‌توان همزاد ادبیات جهان دانست. شوخ‌طبعی و شیرین‌زبانی از خصلت‌های انسانی است و ناگفته پیداست که هنر و ادبیات به عنوان حاصل یا برآیند تفکر، خلاقیت، احساس و عاطفهٔ انسان، از خلق‌وخوی او تاثیر می‌پذیرد.

شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی هم به گواهی قدیمی‌ترین آثار ادبی این قلمرو زبانی، شوخ‌طبعی را، هم در خلق آثار کاملاً شوخ‌طبعانه و هم به صورت ضمنی و چاشنی در آثار دیگر به کار گرفته‌اند.

مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی شب بیست و سوم ماه شعبان سال ۸۱۷ ه. ق به دنیا آمد و هفدهم محرم سال ۸۹۸ ه. ق در سن ۸۱ سالگی در هرات درگذشت. دیوان اشعار، هفت اورنگ، بهارستان، نفحات‌الانس و... از آثار او هستند.

کسانی که قرن یازدهم (روزگار دولت صفوی و آغاز شکل‌گیری و رواج سبک هندی) را نقطه پایان عصر کلاسیک ادبیات فارسی می‌دانند، از نورالدین عبدالرحمن جامی به عنوان آخرین شاعر نام‌دار ادب کلاسیک فارسی یاد می‌کنند.

جامی از معدود شاعران ایرانی است که در زمان حیات، هم در میان عوام، هم در میان خواص و هم در میان حاکمان و دولت‌مردان عصر، صاحب شأن و حرمت و اعتبار بوده است. با مرور مطایبات و شوخی‌های بی‌پروایی که از او در حضور حاکمان و قاضیان و فقیهان نقل شده است، می‌توان میزان حرمت و جایگاه او را در چشم ایشان سنجید واندازه گرفت. این قدردانی و حرمت‌شناسی، چنان که گفتیم، محدود به طبقه خواص جامعه نبود. برای درک دقیق و عمیق از میزان اشتهار و مقبولیت جامی در میان طبقات مختلف مردم ناچار به مراجعه و تدقیق در شیوه برگزاری باشکوه و رشک‌برانگیز مراسم خاک‌سپاری او هستیم. شأن و پایگاه جامی، به تمامی مرهون و حاصل استعداد و قدرت ادبی او نیست. 

بهره‌گیری عارف متشرعی چون جامی از زبان طنز، حکم صدور جواز برای استفاده از این شیوه بیانی را دارد و ثابت می‌کند که طنزآفرینی و شوخ‌طبعی منافی وقار و معرفت و دین‌داری نیست. همچنین، بدون درنظرگرفتن این شأن و جایگاه، برخی از مطایبات و خوش‌طبعی‌های جامی، چنان که باید و شاید، ظریف یا درخور توجه نیست. به دیگر عبارت، آنچه به برخی از لطایف و ظرایف جامی ارزش و اهمیت می‌دهد، شخصیت معنوی و جایگاه عرفانی اوست.

کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور) شامل طنز نوشته‌ها و حکایات منثور جامی است. مهم‌ترین منبع برای دسترسی به این دسته از آثار، «بهارستان» جامی‌ است کتابی در قالب مقامه و به تقلید از گلستان حضرت شیخ سعدی.

همچنین در این کتاب از مطایبات، شوخی‌ها و حاضرجوابی‌های جامی استفاده شده است. گرچه در بسیاری از جُنگ‌ها و تذکره‌های شعر فارسی به مناسبت‌های گوناگون، برخی از این شوخ‌طبعی‌ها درج و ثبت شده است، اما کامل‌ترین و قابل استنادترین این منابع، کتاب «لطایف‌الطوایف» تالیف «فخرالدین علی صفی» (خواهرزاده جامی) است. صفی در این کتاب، یک فصل کامل را به ذکر مطایبات و شوخی‌های دایی‌اش جامی (یا به تعبیر خود صفی: حضرت ایشان) اختصاص داده است.

گرایش جامی به طنز و شوخ‌طبعی، نه فقط به جهت تمایل شخصی یا ویژگی رفتاری او، بلکه برخاسته از یک اعتقاد و انجام دستورالعملی اخلاقی و دینی است.

خواندن کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات طنز پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)

«شخصی نماز گزارد و بعد از نماز به دعا آغاز کرد و در دعای خود، در بهشت آمدن و خلاص از آتش دوزخ خواست.

پیرزنی در قفای او ایستاده بود و آن را می‌شنید و می‌گفت: «خداوندا مرا در آن‌چه می‌خواهد، شریک گردان.»

چون آن شخص آن را بشنید، گفت: «خداوندا مرا بر دار کش و به زخم تازیانه بمیران.»

پیرزن گفت: «خداوندا مرا بیامرز و از آن‌چه می‌طلبد، نگاه دار.»

آن شخص روی باز پس کرد که این عجب ناراست حُکمی است و ناپسندیده قسمتی که در راحت و آسودگی با من انبازی، و در فرسودگی از من ممتازی.

نه مُنصف باشد آن طامع که کامی

چو یابی از خدا انباز گردد

وگر در راه ناکامی نهی گام

هم از گام نخستین بازگردد»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگزیده طنز عبدالرحمن جامی (آثار منثور)
عنوان دیگرطنزآوران ایران (صفاریه تا قاجاریه)
موضوعشعر کهن، طنز
نویسندهنورالدین عبدالرحمن بن احمد جامی
گردآورندهابوالفضل زرویی نصرآباد، نسیم عرب امیری
انتشاراتانتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۶/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۲۰۸۶۶۵۷
تعداد صفحه‌ها۷۶ صفحه
قیمت کتاب۱۷۱۰۰ تومان
برچسبمجموعه طنزآوران ایران

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 5695695
۱۴۰۴/۰۳/۲۱

انحطاط شرم آور چیزی که روزگاری تمدن وفرهنگ ایرانی بود!

۰
Sobhan Naghizadeh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۳۱

سطح طنز متن‌هایی که داره به شدت پایینه و تک و توکی خنده دار بینشون پیدا می‌شه. به یه نکته‌ای توجه کنید: این کتاب دو بخش داره در پایان هر بخش یه واژه نامه هم داره اگر معنی کلمه‌ای رو...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sobhan Naghizadeh
۴
از حضرت رسالت - عَلیه اَفضلُ الصّلوات و اَکملُ التحیّات - آرند که فرموده است که مؤمن مزاح‌کن و شیرین سخن باشد و منافق ترش‌رو و گره بر ابرو.
Sobhan Naghizadeh
۱
اعرابی شتر گم کرد، بانگ زد که: «هر که شتر مرا به من آرد مر او راست دو شتر.» با وی گفتند: «هیهات، این چه کار است که سرباری بِه از خروار است؟» گفت: «شما لذت یافت و حلاوت وجدان را نچشیده‌اید، معذورید.»
Sobhan Naghizadeh
۱
شاعری مهمل‌گوی پیش ایشان می‌گفت: «چون به خانه کعبه رسیدم، دیوان شعر خود را از برای تیمّن و تبرّک در حجرالاسود مالیدم.» ایشان فرمودند: «اگر در آب زمزم می‌مالیدی، بهتر بودی.»
Sobhan Naghizadeh
۱
شاعری مهمل‌گوی پیش ایشان می‌گفت: «چون به خانه کعبه رسیدم، دیوان شعر خود را از برای تیمّن و تبرّک در حجرالاسود مالیدم.» ایشان فرمودند: «اگر در آب زمزم می‌مالیدی، بهتر بودی.»
quran
۱
جمعی نشسته بودند و سخن کمال و نقصانِ رجال در پیوسته، یکی از آن میان گفت: «هرکه دو چشم بینا ندارد، نیم‌مرد است و هرکه در خانه عروسی ندارد، نیم‌مرد است و هر که وقوف بر سباحتِ دریا ندارد، نیم‌مرد است.» نابینایی در مجلس حاضر بود که زن نداشت و سباحت نمی‌دانست؛ بانگ بر وی زد که: «ای عزیز، عجب مقدمه‌ای آوردی و مرا از دایره مردی چنان دور انداختی که هنوز نیم‌مردی درمی‌باید تا نامِ هیچ مردی بر من شاید.» چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برون ز بس فسردگی و خام ریشی و سردی که گر هزار فضیلت رسد ز مردانش قدم برون ننهد از حدود نامردی
quran
۱
جمعی نشسته بودند و سخن کمال و نقصانِ رجال در پیوسته، یکی از آن میان گفت: «هرکه دو چشم بینا ندارد، نیم‌مرد است و هرکه در خانه عروسی ندارد، نیم‌مرد است و هر که وقوف بر سباحتِ دریا ندارد، نیم‌مرد است.» نابینایی در مجلس حاضر بود که زن نداشت و سباحت نمی‌دانست؛ بانگ بر وی زد که: «ای عزیز، عجب مقدمه‌ای آوردی و مرا از دایره مردی چنان دور انداختی که هنوز نیم‌مردی درمی‌باید تا نامِ هیچ مردی بر من شاید.» چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برون ز بس فسردگی و خام ریشی و سردی که گر هزار فضیلت رسد ز مردانش قدم برون ننهد از حدود نامردی
Sobhan Naghizadeh
۰
مردی بخیل که دعوی ظرافت می‌کرد، روزی پیش ایشان نشسته بود و از روی ظرافت می‌گفت: «سه آقچه دارم. می‌خواهم که به آن چیزی بخرم و از آن چندان بخورم که سیر شوم و آن‌چه باقی ماند، بفروشم و همان سه آقچه حاصل کنم.» ایشان فرمودند: «به دارالسّلخ رو و شکنبه‌ای به سه آقچه بخر و آن‌چه درون اوست بخور و شکنبه را باز به سه آقچه بفروش.»