معرفی و دانلود کتاب آنان که می روند و آنان که می مانند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آنان که می روند و آنان که می مانند

کتاب آنان که می روند و آنان که می مانند

سومین کتاب از چهارگانه ناپلی النا فرانته

نوع کتاب
۴.۱(از ۳۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
النا فرانته، فریده گوینده
انتشارات: 
نشر لگا
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آنان که می روند و آنان که می مانند

کتاب آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند سومین رمان از مجموعه چهارگانه ناپلی النا فرانته با ترجمه فریده گوینده در نشر لگا است. این کتاب روایتی پیچیده از زندگی‌های به ظاهر ساده است.

درباره کتاب آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند

آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند، روایتگر سال‌های میانسالی راوی داستان النا و دوست اعجوبه‌اش لی‌لاست، و مانند سایر کتاب‌های مجموعه، خواننده را بارها در حالت تعلیق نگاه می‌دارد. نویسنده با نگاهی موشکافانه به مسائلی چون زندگی زناشویی، خیانت، مادرانگی، طلاق، خواستن و نخواستن فرزند، ملالتِ روابط جنسی و سرخوردگی جسم و تلاش برای حفظ هویت در ازدواج با ذکر جزئیاتی به‌ظاهر عادی اما بسیار برجسته می‌پردازد. این اثر همچنین ما را با تحوّلات سیاسی ایتالیای پس از جنگ جهانی دوم، جابه‌جایی قدرت در این کشور و به‌تبع آن در ناپل، با نگاهی بی‌طرفانه آشنا می‌کند.

خواندن کتاب آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم 

بخشی از کتاب آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند

روی نیمکتی در همان نزدیکی نشستیم و منتظر ماندیم تا جنازهٔ جیلیولا را بردند. چه اتفاقی برای جیلیولا افتاده بود؟ چگونه مرده بود؟ تا آن لحظه کسی چیزی نمی‌دانست. به خانهٔ لی‌لا رفتیم، به آپارتمان کوچک و قدیمی والدینش، که اکنون او و پسرش رینو در آن زندگی می‌کردند. دربارهٔ دوستی‌مان حرف زدیم؛ لی‌لا به جیلیولا انتقاد داشت، به شیوهٔ زندگی، به رفتارهای متظاهرانه و خیانت‌هایش. اما اکنون این من بودم که حواسم متوجه حرف‌های لی‌لا نبود. به نیم‌رخ جیلیولا روی زمین کثیف، به آن موهای کم‌پشتِ بلند، و به لکه‌های سفید روی جمجمه‌اش فکر می‌کردم. چند تن از دخترانی که از بچگی با هم بزرگ شده بودیم دیگر بین ما نبودند. آن‌ها به‌خاطر بیماری، و یا از این‌که دیگر قادر به تحمل رنج‌ها و دردها نبودند، و یا به‌خاطر این‌که به قتل رسیده بودند از صحنهٔ روزگار محو شده بودند. لحظه‌ای بی‌دل‌ودماغ در آشپزخانه نشستیم، هیچ‌کدام توان کافی برای تمیز کردن میز نداشتیم. و دوباره بیرون رفتیم.

در آن روزِ زمستانیِ دلچسب، خورشید به همه‌چیز چهره‌ای آرام می‌داد. محلهٔ قدیمی برخلاف خود ما، مثل گذشته باقی مانده بود. خانه‌های خاکستری با سقف‌های کوتاه، محوطهٔ بازی‌هایمان، دهانه‌های تاریکِ تونل، و خشونت دیرین، همچنان دوام آورده بودند. اما چشم‌انداز اطراف‌شان تغییر کرده بود. دیگر گسترهٔ سبز آبگیرها آن‌جا نبود، کارخانهٔ قدیمیِ کنسروسازی ناپدید شده بود. به‌جای آن‌ها درخشش آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای بود، درخششی که حتی یک‌بار کسی آن را نشانهٔ آینده‌ای درخشان تلقی نکرده بود. همهٔ تغییرات را طی سالیان، گاهی از روی کنجکاوی و اغلب بدون دقت، در ذهنم ثبت کرده بودم. در بچگی تصور می‌کردم که آن‌سوی محله و ناپل پر از شگفتی است. برای مثال، آسمان‌خراشِ ایستگاه مرکزی که اسکلتش، که به‌نظر ما خیلی‌خیلی بلند بود، سال‌ها قبل طبقه‌به‌طبقه بالا می‌رفت، تأثیر زیادی بر ذهنم به‌جا گذاشته بود. چقدر شگفت‌زده شدم وقتی از میدان گاریبالدی عبور کردیم. وقتی داشتیم به‌سمت دریا و محله‌های مرفه‌نشین می‌رفتیم به لی‌لا، کارمن، پاسکواله، آدا، آنتونیو، و به همهٔ همراهانم گفتم: نگاه کنید چه بلند است. آن روزها فکر می‌کردم در آن بالاها فرشته‌ها زندگی می‌کنند، و به‌طور حتم از تماشای همهٔ شهر لذت می‌برند. چه‌قدر دوست داشتم به آن بالاها بروم و اوج بگیرم. آن آسمان‌خراش مال ما بود، گرچه بیرون از محله بود، و ما روزبه‌روز شاهد بزرگتر شدنش بودیم. اما ساخت آن متوقف شده بود. وقتی از پیزا برگشتم، دیگر آسمان‌خراشِ ایستگاه نماد اجتماعی در حال جان گرفتن به‌نظر نمی‌رسید، بلکه به مکان بی‌ثمر دیگری تبدیل شده بود.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آنان که می روند و آنان که می مانند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آنان که می روند و آنان که می مانند
عنوان دیگر:سومین کتاب از چهارگانه ناپلی النا فرانته
عنوان انگلیسی:Those Who Leave and Those Who Stay
موضوع:رمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسنده:النا فرانته
مترجم:فریده گوینده
انتشارات:نشر لگا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۱۱/۱۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۵۳ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۸۹۸۷-۱۳-۰
تعداد صفحه‌ها:۳۸۹ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

SimorQ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

این جلد سوم از کتابهای 4 جلدی داستانهای ناپلی است که به نسبت دو جلد اول (دوست باهوش من و داستان یک اسم جدید) جذابیت کمتری داره. چون این مجموعه داستان زندگی دو دختر رو در سالهای کودکی تا پیری...بیشتر

۲
farzaneh ghasemi
۱۳۹۹/۰۵/۰۳

سلا. لطفا این کتاب رو در طاقچه بی نهایت قرار بدین. سپاسگزارم

۰
mehrnaz
۱۳۹۹/۰۴/۰۲

ب نظرم واقعا زیبا ست

۰
کافه کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۹

از مجموع سه جلد این کتاب برای من این جلد از همه قشنگتر بود . مجموعه چهار جلدی کتاب داستان زندگی دو دختر را از ابتدای کودکی تا میانسالی روایت می کند . متاسفانه جلد چهارم به نام کودک گمشده...بیشتر

۰
farzane mousavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

با تشکر از اپلیکیشن طاقچه من یکی از طرفداران النا فرانته و نوشته هاشم. این کتاب نسبت به قسمت اول یک مقدار افت داشته اما باز هم جذابیت و کشش نوشته های فرانته و داستان روان در آن محسوس است. ترجمه...بیشتر

۰
کاربر ۲۷۶۶۱۶۱
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۳

عالی

۰
Sharareh Haghgooei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

بسیار بسیار عالی. پاراگراف دوم معرفی کتاب،توضیح خوبی است از آنچه در کتاب خواهید خواند.

۰
S.s
۱۳۹۹/۰۵/۲۱

من هر ٤کتاب رو خوندم کتاب چهارم رو اینجا پیدا نکردم و بالاخره به سرعت پیدا کردم و دانلود کردم فقط میشه گفت زمان پر کن خوبی بود

۵
Mary gholami
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

خیلی خوبه این چهارجلدی❤

۰
mr.khodaveisi
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

بد نبود خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

toruk makto
۲۱
مذهب گرچه قابل‌احترام است، اما وقتی آلودهٔ امور مملکت شود تباه می‌شود.
Rosa
۱۰
حقیقت این است که وقتی همه‌چیز برایت فراهم باشد انگیزه و دلیل موجهی برای کارکردن نداری. فقط احساس گناه می‌کنی و این‌که مستحق داشتن آن‌ها نیستی.
سینا
۸
من زندگی رقت‌باری داشتم و زیر بار تعهدِ درخشیدن و برجسته‌بودن در مدرسه له شده بودم. به‌ندرت به سینما رفته بودم. هرچند که خیلی دلم می‌خواست، ولی هرگز صفحهٔ گرامافون نخریده بودم. طرفدار هیچ خواننده‌ای نبودم، به کنسرت‌ها نرفته بودم، امضا جمع نکرده بودم؛ هرگز مست نکرده بودم و تجربیات محدودم با ناراحتی و ترس همراه شده بود.
pejman
۶
مردم از بی‌توجهی، فساد، و خشونت می‌مردند، اما در هر انتخابات، مشتاقانه به سیاستمدارانی که زندگی را بر آن‌ها حرام کرده بودند رأی می‌دادند.
سینا
۵
«هدردادن نبوغ. جامعه‌ای که طبیعی بداند که هوش و استعداد و انرژی‌های روشنفکرانهٔ بسیاری از زنان را با کارهای خانه و نگهداری از بچه‌ها خفه کند، این جامعه دارد با دست خود گور خودش را می‌کند ولی این را نمی‌فهمد.»
سینا
۴
خود را برای دیگران آماده‌کردن (واژه‌اش همین بود) چیز مسخره‌ای بود. همهٔ آن تلاش، همهٔ آن وقت‌ها، صرف استتار خودم می‌شد، در حالی‌که می‌توانستم کار دیگری بکنم. رنگ‌هایی که به من می‌آمد و رنگ‌هایی که به من نمی‌آمد، مدل‌هایی که مرا لاغرتر نشان می‌داد و برشی که مرا بهتر نشان می‌داد، برشی که مرا بدتر نشان نمی‌داد. آماده شدنی طولانی و پرهزینه. تقلیل‌دادن خود به میزی چیده‌شده برای اشتهای شهوانی مرد، به غذایی خوشمزه که دهان مرد را آب بیندازد. و سپس نگرانی از موفق نشدن، از زیبا دیده‌نشدن، از ناتوانی در پنهان‌کردن ابتذال تن و حالت‌ها و بوها و عیب‌هایش با مهارت.
neda
۴
این حلقه‌ای بود که به حلقه‌های بزرگتری متصل بود: محله به شهر متصل بود، شهر به ایتالیا، ایتالیا به اروپا، اروپا به کل سیارهٔ زمین. و این‌گونه است چیزی که امروز آن را می‌بینم: محله نیست که بیمار است، ناپل نیست، کل زمین است، جهان هستی یا جهان‌های هستی بیمارند. و هوشمندی به معنی پنهان‌کردن است، پنهان‌کردن وضعیت حقیقی چیزها از خود.
SimorQ
۳
آدم می‌تواند بگوید: زن مثل سایر مخلوقات نیست، بلکه همان من است، گوشتی از گوشت من است، استخوان‌هایی از استخوان‌های من است. خدا او را از من به وجود آورد. خدا در من روح زندگی دمید و زن را از بدن من یبرون کشید. من آدم هستم و او حوا. نامی که برای اسم زن به کار می‌رود، از اسم من مشتق شده است. من در خیال روح مقدس هستم. من نام او را با خود حمل می‌کنم. پس زن صرفاً پسوندی از ریشهٔ نام من است، او فقط با نام من می‌تواند خود را بیان کند.‌
Violette
۳
محله نیست که بیمار است، ناپل نیست، کل زمین است، جهان هستی یا جهان‌های هستی بیمارند. و هوشمندی به معنی پنهان‌کردن است، پنهان‌کردن وضعیت حقیقی چیزها از خود.
Tandis.A
۲
ناگهان به‌نظرم رسید که دارم دربارهٔ همه‌چیز اشتباه می‌کنم. من از این خانواده بودم و پیترو از آن خانواده و هر کدام از ما در وجودمان نیاکان خود را به ارث برده بودیم. ازدواج ما به کجا ختم می‌شد؟ چه‌چیزی در انتظارم بود؟ آیا قرابت‌های سببی بر اختلاف‌ها غلبه می‌کرد؟ آیا می‌توانستم کتاب دیگری بنویسم؟ کی؟ دربارهٔ چه؟ آیا پیترو از من حمایت می‌کرد؟ و ادله؟ و ماریاروزا؟