معرفی و دانلود کتاب قصه‌ی سعید و مریم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه‌ی سعید و مریمsubscriptionAvailable

کتاب قصه‌ی سعید و مریم

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
آرش سالاری
انتشارات: 
نشر چرخ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصه‌ی سعید و مریم

قصه سعید و مریم اولین رمان نویسنده معاصر ایرانی، آرش سالاری است. سالاری در این کتاب قصه یک طلبه به اسم سعید و دانشجویی به اسم مریم  و دغدغه‌های عاطفی و اجتماعیشان را روایت کرده است.

درباره کتاب قصه سعید و مریم

سعید طلبه سربه‌زیر و محجوبی است که حزب‌الهی بودنش را از مادربزرگش مخفی کرده است. او برای این که دل مادربزرگ را نشکند وانمود می کند به دانشگاه می‌رود. مریم دانشجوی ترم آخر حقوق است که از تهران به قم آمده و برای فرار از خانواده و گذشته‌ای که آزارش می‌دهد در مهدکودکی که مادربزرگ سعید مدیر آن است کاری گرفته است.

آرش سالاری این‌گونه دو شخصیت قصه را بهم نزدیک می‌کند تا سرنوشت آنها را به هم گره بزند. او از فضای شهر قم برای روایت داستانش استفاده کرده و خواسته تا از دل این شهر قصه‌ای عاشقانه و امروزی بیرون بکشد. 

 خواندن کتاب قصه سعید و مریم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به رمان عاشقانه ایرانی را به خواندن قصه سعید و مریم دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب قصه سعید و مریم

پنجشنبه، سی و یک شهریور هشتاد و نه. نیم‌ساعتی از مغرب آخرین شب تابستان می‌گذرد، نشسته‌ایم توی حجره و لُمعه‌های‌مان جلومان باز است. شاید به خاطر فاصله‌ای که بین‌مان هست، ظاهرمان نشان ندهد ــ که هیچ‌کدام‌مان حاضر نشد تکیه ندهد؛ بنابراین هر کدام‌مان به یک ضلع اتاق تکیه داده‌ایم ــ که مشغول مباحثه‌ایم؛ فصل اول کتاب مَتاجر، تجارت‌های حرام، مورد شانزدهم؛ کمک کردن به ظالم در ظلمش. مثل این‌که مظلوم را به درگاهش ببریم و کارهای اداری ظلم کردن را انجام بدهیم. ترجمهٔ روزآوری‌شدهٔ حسین از تعبیر «و الکتابة لهم» شهید ثانی. حسین می‌خواند و بقیه به او اشکال وارد می‌کنیم. به تقریباً هر چیزی که می‌گوید. حتا چیزهایی که شهید ثانی در کتاب گفته. یا ابتکارات حسین که به اسم شهید ثانی جا می‌زندشان. البته این یک مورد از ابتکاراتش با سر تکان دادن‌های تأییدآمیز ما مواجه می‌شود. «خداییش خوب گفتم ها.» «آره. الان شهید ثانی تو قبر از شادی تو پوست خودش نمی‌گنجه.» «اون ذوق فقهی که می‌گن اگه آدم تو وجودش نداشته باشه بدبخته و فقیه‌بشو نیست، همینه ها.» «الان که فهمیدی داریش، از شادی تو پوست خودت نگنج.» قبل از این‌که حسین جوابی به علی بدهد یا من جوابی به هر دوشان، محمدرضاست که مثل همیشه گفت‌وگوی انحرافی‌ای را تمام می‌کند که می‌رود طولانی بشود؛ مسئول پایان دادن گفت‌وگوهای احمقانه‌ای که وسط مباحثه پیش می‌آیند و خودشان به صورت طبیعی تمام نمی‌شوند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصه‌ی سعید و مریم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقصه‌ی سعید و مریم
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهآرش سالاری
انتشاراتنشر چرخ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۱/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۰۵-۴۹-۹
تعداد صفحه‌ها۲۲۸ صفحه
قیمت کتاب۱۳۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Pasdar_113
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۲

بابا هرچی طلبه توش باشه عالیه تمام

۰
maedeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

نیمه کاره خوندم.اگر اینقدر حواشی نداشت و به اصل داستان می پرداخت،جذابتر بود.

۰
کاظمی
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۶

داستان خیلب قشنگی داره ولی حیف ک آخر قصه تموم نمیشه ولی کتاب تموم میشه

۱
محیا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

داستان مریم که برای فراموش کردن یک عشق به قم می آید و در مهدکودکی مشغول به کار می شود. ماجراهای مهد و حواشی ملکه و به ویژه احساسی که به سعید پیدا می‌کند او را به ترک قم ترغیب...بیشتر

۰
کاربر ۱۱۸۵۲۴۹
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۷

ازهدف نویسنده برای نوشتن این داستان چیزی دستگیرم نشد

۰

بریده‌هایی از کتاب

Pasdar_113
۶
آوارگانِ در تبعیدِ خاندان
Pasdar_113
۳
مقصر نگاه بود. آن روز در مهد. او می‌دانست این را. از همین نگاهش را می‌دزدید. تا هیچ‌وقت نشکند و من نتوانستم.
Pasdar_113
۳
عقایدشون با وجودشون گره خورده؛ نه از هم قابل‌تفکیکن، نه باهم به مشکلی برمی‌خورن.»
Pasdar_113
۲
میل شدید به دانستن چیزی که هیچ میلی بهش ندارم.
Pasdar_113
۲
میلی فقط متعلق به زودتر دانستن آن معلوم و نه هرگز خودش.
Pasdar_113
۲
در موقعیتی که هستم برایم اهمیتی هم ندارد
محیا
۱
آن حالت مال شخص مجبور است، نه من که به‌اختیار این زندگی را انتخاب کردم، با علم به چیزهایی که در انتظارم هستند. اندوه و خیالْ مقدمهٔ کم آوردن است. من برای شکست و کم آوردن نیامده‌ام به این شهر.
محیا
۱
یک ربعی از اذان گذشته و خواندن نماز اول‌وقت صبح، آن هم در صبح جمعه، حس خوبی بهم می‌دهد.